رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مرد'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رمانخونه در یک نگاه
    • میزکار
  • بخش ادبی
    • داستان و حکایات کوتاه
    • مطالب و متون
    • متفرقه ادبی
  • بخش ویژه
    • ویژه های رمانخونه
    • مسابقات انجمن
  • بخش عمومی
    • الفبای زندگی
    • آشپزی
    • ورزشی
    • متفرقه عمومی
    • موبایل و تبلت
    • کامپیوتر و لپ تاپ
  • بخش هنری
    • سینما ، تلویزیون و تئاتر
    • موسیقی
    • بیوگرافی و زندگینامه
    • دانلود
    • متفرقه هنری
  • بخش تصاویر
    • گالری عکس شخصیتها
    • گالری عکس شهرها و آثار باستانی
    • گالری عکس های متفرقه
  • بخش خبری
    • جدیدترین اخبار
  • سرگرمی مسابقات ویژه متفرقه
  • نویسندگان موضوع ها

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها


جنسیت


محل زندگی


متولد روز


متولد ماه


متولد سال


حالت اصلی من


حالت فرعی من

26 نتیجه پیدا شد

  1. نگارش 1.0.0

    54 دریافت

    نام داستان کوتاه: مرد رفتن نبود نام نویسنده: زهره جهانبخشی ژانر: عاشقانه و درام تعداد صفحات: 8 خلاصه داستان: داستان راجع به دختریه که فکر می کنه عشقش در دو قدمی خوشبختی رهاش می کنه اما... قسمتی از داستان: پشت تیر برق قایم شده بود. چونه‌اش از بغض می‌لرزید. بی‌رمق و دلگیر بود. به آن شخص خیره شده بود کسی که مدت‌ها می‌شناختش کسی که دلش را به او سپرده بود. اما... به اون دختری که جای من رو گرفته بودم با غم نگاه می‌کردم. مگه چه فرقی بین من و اون دختر بود که آبان انتخابش کرد و می‌خواد باهاش ازدواج کنه. یاد حرفاش افتادم که همیشه زیبایی من رو ستایش می‌کرد همیشه می‌گفت کسی مثل تو دل من رو این‌طوری نلرزونده. به تموم حرفاش شک کردم. هیچ کدومش رو واقعی نمی‌دونم. اگه من رو دوست داشت به این راحتی من رو رها نمی‌کرد و بره سراغ انتخاب بعدی. به عشقی که به من داشت شک دارم. به حلقه کذایی که توی مشت گره شده‌ام بود فکر می‌کردم. به قول و قرار‌های آبان فکر می‌کردم. همه‌ش یه خواب بود یه خواب کوتاه و قشنگ که تعبیرش حسرتی ناگفتنی برایم داشت. یه آن از زمان آبان من رو دید و متوجه حضورم شد با دستش دختره رو به داخل خونه هدایت کرد به خونه مامانش، همون زن کینه‌ای که هیچ وقت نخواست خوبی‌های منو ببینه و اصلا از من خوشش نیومد... *برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید. توضیحات: فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون

    رایگان

  2. مرگ زنی که با مرد گل فروش رابطه داشت

    روزنامه ایران نوشت: بهمن سال گذشته پیدا شدن جسد زنی میانسال در یکی از خیابان‌های شرق پایتخت به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. به دنبال اعلام این خبر، تیم تحقیق به همراه بازپرس محسن مدیر روستا راهی محل حادثه شدند. آنها با ورود به محل با جسد زن میانسال در حالی مواجه شدند که هیچ اثری از درگیری و قتل روی بدنش به چشم نمی‌خورد. بررسی‌های اولیه حکایت از ایست قلبی زن میانسال داشت. در بررسی‌های میدانی تیم تحقیق با مشاهده ردپایی روی برف‌ها که از کنار جسد شروع شده بود آن را دنبال کرده و به خانه‌ای در همان حوالی رسیدند. به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران، تحقیقات از ساکنان خانه قدیمی که دو مرد میانسال بودند آغاز شد. یکی از آنها در تحقیقات گفت: مدتی است که در این خانه مجردی زندگی می‌کنیم. امروز یکی از دوستانمان به‌نام شهرام به همراه زن میانسالی به خانه‌مان آمد. اما از رفتن آنها مطلع نشدیم و نمی‌دانیم که چه زمانی خانه را ترک کردند. در ادامه تحقیقات، اظهارات دو مرد میانسال تأیید شد و بررسی‌ها برای شناسایی شهرام ادامه داشت. ردیابی‌های کارآگاهان برای شناسایی و دستگیری شهرام پس از 4 ماه سرانجام به نتیجه رسید و درنهایت شهرام سه‌شنبه 29 خرداد بازداشت شد. وی برای تحقیقات به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. او گفت: من گل فروشی دارم و فرنگیس مدتی قبل به مغازه‌ام آمد و برای ختم پدرش گل سفارش داد. بعد از آن ارتباطمان ادامه داشت تا اینکه او را به خانه دوستم دعوت کردم. چند ساعتی از میهمانی‌مان گذشته بود که ناگهان حال فرنگیس بد شد. خواستم به اورژانس زنگ بزنم که متوجه شدم دیگر نفس نمی‌کشد. من که خیلی ترسیده بودم جسد را به بیرون خانه منتقل کرده و فرار کردم. می‌ترسیدم اگر او را به بیمارستان برسانم گرفتار شوم. تحقیقات از شهرام به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.
  3. قتل مرد جوان به دست برادر شکاک

    مردی که تصور میکرد برادرش با همسرش رابطه دارد هر چند نتوانست در دادگاه این رابطه را ثابت کند اما او را کشت و به اتهام قتل برادرش محاکمه شد. به گزارش مشرق=متهم که در شعبه هشت دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشد ادعا میکرد حرف هایی درباره ی همسرش و برادرش گفته میشد که زندگی او را نابود کرده بود . خودکشی پس از قتل همسر و پسر این پرونده که بیش از که با عنوان رابطه نامشروع مطرح شده در حال رسیدیگی بود که به دادگاه خبر رسید شاکی پرونده اقدام به قتل متهم که برادرش است کرده بنابراین به اتهام قتل عمدی بازداشت شد متهم پس از ارتکاب قتل در شکایت از مقتول گفته بود مدارکی دارد که نشان می دهد برادرش زندگی او را بهم ریخته و خواستار انجام آزمایش در ان ای شده بود متهم در شکایت خود گفت مدتی است که متوجه شده ام همسرم و برادرم با هم رابطه دارند برادرم مدام به همسرم زنگ میزند و هر بار که می آیم اورا در خانه ام می بینم و وقتی هم اعتراض میکنم همسرم میگوید ما مثل دو دوست هستیم و تو اشتباه میکنی اما به تازگی حرف هایی درباره ی همسرم و برادرم شنیده ام که فکر میکنم آنها با هم رابطه دارند با توجه به این شکایت همسرو برادر مرد متهم بازداشت شدند و با توجه با اینکه او درخواست انجام آزمایش دی ان ای روی بچه هایش کرده بود این آزمایش ها انجام شد همسر و برادر مرد متهم گفته های او را قبول نکردند و مدعی شدند او دچار توهم شده است آزمایش های پزشکی نیز نشان داد بچه ها متعلق به مرد متهم هستند بنابراین هردومتهم آزاد شدند تا یانکه چند روز بعد خبر رسید مرد جوان برادرش را به قتل رسانده است او بعد از ارتکاب قتل گفت من در این سال ها خیلی سعی کردم برادرم را از کار های بدی که انجام میدهد دور کنم او چندیدن پرونده ی کیفری دارد و مدام پدرم به دنبالش بود که کاری دست خودش ندهد برادرم این بار برای همسر من مزاحمت ایجاد میکرد روزه حادثه هم من عصبی شدم و با چاقو ضربه ای به برادرم زدم و به خانه رفتم فکر نمیکردم او بمیرد و فکر میکردم زخمی شده اما بعد از چند ساعت خبر دادند برادرم فوت شده. متهم بعد از تکمیل تحقیقات برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد او روز گذشته در برابر قضاوت شعبه هشت ایستاد و با توجه به اینکه موفق به جلب رضایت اولیای دم شده بود به لحاظ جنبه ی عمومی جرم محاکمه شد او اتهام قتل را قبول کرد و گفت کار های برادرم آن قدر بد بود که همه ی فامیل درباره ی رابطه اش با همسره من صحبت میکردند او آبروی منو بچه هامو برده بود من به علت اتفاقی که افتاده بیشتر از هر کسی عذاب میکشم و ناراحتم در حال حاظر علاوه بر خانواده خودم هزینه ی زندگی خانواده ی برادرم را هم تامین میکنم ولی عذاب وجدان رهایم نمیکند حالا که اولیای دم مرا بخشیده اند درخواست دارم دادگاه نیز به به مجازات من نیز تخفیف دهد هیئت قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند... منبع=شرق
  4. جزئیات قتل دو مرد در جنگل‌های بابل/ قاتلان دستگیر شدند خبرگزاری میزان- فرمانده انتظامی استان مازندران از شناسایی و دستگیری عاملان تیراندازی و قتل ۲ مرد در یکی از مناطق روستایی و جنگلی شهرستان بابل در کمتر از ۲۴ ساعت خبر داد. به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان،سردار سید محمود میرفیضی گفت: در پی کسب خبری از مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ در ساعت ۰۲:۰۶ بامداد روز گذشته، مبنی بر تیراندازی در منطقه جنگلی یکی از روستا‌های بخش بندپی شرقی بابل و قتل دو مرد در این حادثه، موضوع در دستور کار فرماندهی انتظامی شهرستان و پلیس آگاهی استان قرار گرفت. سردار میرفیضی، اظهار گرد: کارآگاهان و کارشناسان پلیس با حضور در محل جنایت در بررسی‌های به عمل آمده دریافتند، دو مرد حدودا ۲۵ و ۳۵ ساله توسط قاتل یا قاتلان با سلاح شکاری به قتل رسیدند. به گفته فرمانده انتظامی استان مازندران ۶ متهم به قتل در کمتر از ۲۴ ساعت دستگیر شدند و برابر بررسی‌های به عمل آمده پلیس، علت و انگیزه قتل اختلافات خانوادگی بوده است. سردار میرفیضی از کشف سلاح شکاری در این راستا از متهمان به قتل خبر داد و افزود: موضوع در دست بررسی بیشتر پلیس قرار دارد. انتهای پیام/
  5. کاریکاتور | ازدواج بیش از ۷هزار مرد بالای ۶۰ سال کارتون: محمدرضا میرشاه‌ولد
  6. وارن بافت، در سال 2017 پس از بیل گیتس دومین مرد ثروتمند جهان شناخته شد . او مدیر عامل و سهام‌دار عمده شرکت برکشایر هاتاوی است و با هوش سرشاری و ایده‌های تجاری خود، الگوی سرمایه‌داران بسیاری است. این اسطوره سرمایه‌گذاری کتاب‌هایی را برای مطالعه به علاقه‌مندان کسب و کار پیشنهاد کرده است که در ادامعه شما را به خواندن آنها دعوت می کنیم. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از لزشو انوستیر - وارن بافت، که به عنوان موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم شناخته می‌شود همچون بیل گیتس، اهل کتاب و مطالعه است. کتاب‌های پیشنهادی او برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، آماتور و یا آن‌هایی که علاقه مند به دنیای تجارت بوده و سودای موفقیت در کسب و کار دارند، می‌تواند راه‌گشا و راهنما باشد. در زیر پنج کتاب پیشنهادی وارن بافت را کرده ایم که شما را به خواند آن دعوت می کنیم. - «کفش‌باز» نوشته فیل نایت این کتاب زندگی‌نامه بنیانگذار برند نایک است، که در زمان بازنشستگی او منتشر شد. داستان دونده‌ای که 50 دلار از پدرش قرض گرفت تا بتواند کفش‌های ورزشی وارداتی ارزان را در صندوق عقب ماشینش بفروشد. نام او 50 سال بعد در فهرست ثروتمندترین مردان جهان با 30 میلیارد دلار سرمایه قرار گرفت. وارن بافت درباره او می‌گوید؛ «نایت یک پسر هوشمند، مبارز و عاقل است که استعداد خوبی در نوشتن دارد. این کتاب برای روسای شرکت بسیار سودمند است. بیل گیتس نیز این اثر را بهترین کتاب سال معرفی کرده و گفته: «این کتاب یادآوری درست و منصفانه ای از راه دشوار تجارت است که مسیری شگفت و پر از اشتباه و چالش‌هایی است که پایانی ندارد. این کتاب داستان فوق العاده‌ای دارد.» - «لنگیدن روی آب» نوشته فیل بویت این کتاب داستان پیشرفت یک شبکه کوچک تلویزیونی آلبانی در نیویورک را روایت می کند که پس از مدتی به یک رسانه موثر و بزرگ تبدیل شد. بافت درباره این کتاب می‌گوید؛«یک خود زندگی‌نامه تاثیرگذرا در مورد گذران عمر در شهرهای صنعتی بزرگ و زندگی مدیران برجسته‌ است؛ تام مورفی و دان بورکه که هردو از مدیران تاثیرگذار به شمار می‌آیند، اعتقاد دارند که؛ آنچه ما در زندگی می‌شویم ،به انتخاب ما برای الگو برداری و تحسین دیگران وابسته است. تام مورفی، از این نظر الگوی خوبی برای شروع است که شما را از هر فرد دیگری بی نیاز می‌کند. - «اما کشتی‌های مشتری‌ها کجا هستند» نوشته فرد شویت این کتاب روایتی شوخ طبعانه از پشت پرده سقوط وال استریت (سقوط بازار سهام) از نگاه یکی از سهام‌داران آن است. وارن درباره این کتاب می‌گوید: «اگر تا به حال این کتاب را نخوانده‌اید حتما سریع یک نسخه تهیه کنید. این کتاب جدیت و طنز بی‌نظیری در خود دارد.» خواندن این کتاب را مایکل بلومبرگ، شهردار سابق نیویورک و دهمین فرد ثروتمند جهان در سال 2017 نیز توصیه کرده و داشتن آن را خوشبختی عظیمی توصیف کرده بود. - «کتابچه‌ نکات سرانگشتی سرمایه‌گذاری؛ تنها راه برای ضمانت سهم عادلانه شما از بازده بورس» نوشته جان باگل این کتاب راهنمای خوبی برای افرادی است که تاه قصد سرمایه‌گذاری دارند و توسط جان سی باگل، موسس شرکت ونگارد که از بزرگ‌ترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری آمریکایی است نوشته شده است. بافت درباره این کتاب می‌‌گوید؛«برخی مدیران خیلی خوب هستند، حتا اگر زمان مدیریت آن‌ها کوتاه باشد. تشخیص تفاوت بین شانس و استعداد بسیار دشوار است. اکثر مدیران کارآمد می‌توانند هزینه‌های مدیریتی زیادی را برای کارایی بالا بپردازند و مهارت اصلی آن‌ها در تکنیک فروش است. سرمایه‌گذران از هر صنفی باید کتاب جان باگل را که سرشار از حس خوب سرمایه‌گذاری است بخوانند. - «سرمایه‌گذار باهوش» نوشته بنجامین گراهام وارن بافت که علاقه عجیبی به این کتاب دارد درباره آن می‌گوید؛ « این کتاب بهترین اثری است که درباره سرمایه‌گذاری تا به حال نوشته شده؛ چرا که نویسنده آن از موثرترین افراد در حوزه سرمایه‌گذاری است. خواندن این کتاب همچون کشفی بزرگ بود و احساسی مانند پرواز بر روی قالیچه را به من داد.»
  7. مرد خشمگین زن همسایه را به آتش کشید

    روزنامه ایران: مرد جوان که دراقدامی هولناک با پاشیدن بنزین، زن همسایه را زنده به آتش کشیده وگریخته بود، در کمتر از سه ساعت دستگیر شد. غروب سه‌شنبه 18 مهر، ساکنان محله‌ای در حاشیه شهرستان بجنورد - استان خراسان شمالی- با شنیدن فریادهای زنی از اهالی محل، متوجه آتش‌سوزی خانه شدند. لحظاتی بعد زن میانسال صاحبخانه که مانند گلوله‌ای از آتش شده بود، با فریادهای دلخراش از خانه بیرون دوید. این زن که با کمک مردم از شر آتش خلاص شده بود با رسیدن اورژانس به بیمارستان بجنورد و پس از آن به علت سوختگی شدید برای درمان تکمیلی به بیمارستانی در مشهد انتقال یافت. کارآگاهان در تحقیقات مقدماتی دریافتند که مرد آتش افزوز، همسایه او بوده که از مدتی قبل با این زن اختلاف پیدا کرده بود. با این سرنخ مرد همسایه که متواری شده بود تحت تعقیب قرار گرفت. فرمانده انتظامی شهرستان بجنورد دراین باره به خبرنگار حوادث «ایران» گفت: «با شناسایی هویت مرد جوان، تحقیقات گسترده برای دستگیری او آغاز شد و مأموران موفق شدند متهم فراری را در کمتر از سه ساعت ردگیری و دستگیر کنند. مرد 40 ساله پس از دستگیری به جرم خود اعتراف و انگیزه‌اش را اختلاف‌های قبلی با زن همسایه اعلام کرد. با وجود این بازجویی‌های فنی، تخصصی در این پرونده همچنان ادامه دارد.»
  8. آزادی مرد متهم به قتل،20سال بعد از حادثه

    روزنامه شرق: مردی که متهم است ٢٠ سال پیش زنی را در یک سرقت به قتل رسانده‌ و به قصاص محکوم شده‌ است، از دادگاه درخواست کرد با درخواست سپردن وثیقه او موافقت کنند. این مرد در جلسه رسیدگی ادعا کرد به بیماری سل استخوان مبتلا شده است و احتمال دارد زمانی زیادی زنده نماند. ١٩ فروردین‌ماه سال ٧٦ مأموران از مرگ زنی در محله قلهک با خبر شدند. با اعلام این خبر، آنها بلافاصله خود را به محل وقوع حادثه رساندند و در تحقیقات اولیه متوجه شدند مقتول زن ٥٠ساله‌ای است که در سرقت از منزلش با ضربات چاقو به قتل رسیده‌ است. آنها همچنین متوجه شدند این زن ١٨ سال پیش به دلیل اختلافات خانوادگی از همسرش جدا شده بود و پس از مهاجرت فرزندانش به آمریکا و انگلستان به تنهایی در یک خانه بزرگ ویلایی زندگی می‌کرد. در ادامه، کارآگاهان جنایی تحقیقات و تجسس خود را برای به‌‌دست‌آوردن ردی از مظنونان احتمالی آغاز کردند. تحقیقات برای به‌دست‌آوردن سر نخ ادامه داشت تا اینکه متوجه شدند، مدتی قبل زمانی ‌که پسر مقتول به ایران بازگشته بود، محمود را که در خانه‌شان نگهبان بود، اخراج کرد. مأموران با دردست‌داشتن این اطلاعات و سایر سرنخ‌‌های پرونده جست‌وجوی خود را برای پیداکردن محمود آغاز کردند و پس از شناسایی از او بازجویی کردند. او که ابتدا ارتباط خود را با قتل زن میان‌سال انکار می‌کرد، پس از ارائه مستندات از سوی کارآگاهان راز این قتل را فاش کرد و گفت: سال‌ها به‌عنوان نگهبان در خانه مقتول مشغول به کار بودم تا اینکه یک روز پسرش به ایران برگشت و به من گفت دیگر به من احتیاجی ندارند. شرایط بدی داشتم، نمی‌دانستم پس از اینکه اخراج شدم در کجا می‌توانم مشغول به کار شوم. مدتی دنبال کار گشتم تا اینکه با چند نفر از دوستانم موضوع اخراج‌شدن از محل کارم را مطرح کردم و در نهایت نقشه سرقت از آنجا را کشیدیم، چون می‌دانستم مقتول ثروت زیادی دارد و به تنهایی زندگی می‌کند. این مرد درباره روز حادثه گفت: زمانی که مطمئن شدیم کسی در خانه نیست، با سه نفر از دوستانم به نام‌های فرهاد، امیر و اکبر برای سرقت به منزل مقتول رفتیم. ناگهان مقتول متوجه حضور ما در خانه شد و خواست جلوی ما را بگیرد. در همین حین، اکبر با چاقویی که در دست داشت، چند ضربه به مقتول وارد کرد و او نقش بر زمین شد. ما نیز از آنجا فرار کردیم. به‌این‌ترتیب، کارآگاهان با اطلاعاتی که محمود در اختیار آنها قرار داده بود، اکبر را شناسایی و از او بازجویی کردند. او به مأموران گفت: روز حادثه زمانی که مقتول متوجه حضور ما شد، خیلی ترسیده بودم. برای اینکه جلوی سروصدای او را بگیرم، چند ضربه چاقو به او زدم و فرار کردم. با توجه به اعترافات متهم و شکایت اولیای‌دم و سایر مدارک موجود در پرونده، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی در اختیار شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در ابتدا، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد، سپس اولیای‌دم که فرزندان مقتول بودند، در جایگاه ویژه قرار گرفتند و از دادگاه تقاضای قصاص متهم را کردند. پس از آن، متهم در جایگاه ایستاد و گفت: قتل را قبول دارم، اما قصد کشتن این زن را نداشتم. با پایان گفته‌های متهم و اولیای‌دم، ختم جلسه اعلام و قضات برای تصمیم‌گیری درباره این پرونده وارد شور شدند و در نهایت محمود را به قصاص محکوم کردند، اما با گذشت ٢٠ سال اولیای‌دم برای اجرای حکم اقدام نکرده‌اند و متهم همچنان در زندان به سر می‌برد. به همین دلیل، او براساس ماده ٤٢٩ قانون مجازات اسلامی از دادگاه تقاضای تعیین و تکلیف کرد و به این ترتیب بار دیگر درحالی‌که به دلیل بیماری به سختی راه می‌رفت، پای میز محاکمه حاضر شد و گفت: نزدیک ٢٠ سال است که در زندان هستم و اخیرا به بیماری سل استخوان مبتلا شده‌ام و ممکن است مدت زیادی زنده‌ نمانم، برای همین از دادگاه می‌خواهم با توجه به شرایطم تکلیف من را روشن کند. این مرد در ادامه گفت: از کاری که انجام داده‌ام پشیمانم و تاوان سختی را دادم. با پایان گفته‌های متهم، قصات ختم جلسه را اعلام کردند و برای تصمیم‌گیری درباره این پرونده وارد شور شدند و در نهایت قضات تصمیم گرفتند با صدور وثیقه ٣٠٠‌میلیونی متهم را آزاد کنند؛ درصورتی‌که متهم بتواند این وثیقه را تأمین کند، بعد از ٢٠ سال آزاد می‌شود تا زمانی که اولیای دم درباره او تصمیم‌گیری کنند.
  9. محاکمه مرد شیطان صفت پس ازمرگ دخترجوان

    گروه حوادث / پسر جوان مقیم استرالیا که پس از بازگشت به ایران و درآشنایی شوم با یک دختر، خود را به‌عنوان خواننده و تهیه‌کننده کلیپ‌های موسیقی معرفی کرده و طعمه‌اش را در خلوتگاه شیطانی، هدف آزارواذیت وحشیانه قرارداده بود درحالی محاکمه شد که دخترجوان درمرگی خودخواسته وازبیم رسوایی به زندگی‌اش پایان داده بود.به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، چهارده ماه پیش دختر جوانی به‌نام «هانیه»- 22 ساله- به اداره پلیس آگاهی استان البرز شکایت کرد که از سوی پسر جوانی به‌نام سعید مورد تعرض قرارگرفته است. او با چشمانی اشکبار به کارآگاهان گفت: «مدتی قبل یکی از دوستانم مرا با سعید آشنا کرد که خودش را خواننده و تهیه‌کننده کلیپ‌های موسیقی معرفی می‌کرد. من هم از محل زندگی‌مان در یکی از شهرهای جنوبی کشور با هزارشوق و ذوق خودم را به تهران رساندم. سعید که برای استقبال ازمن به فرودگاه آمده بود مرا به فردیس کرج برد تا آپارتمان و دفتر کارش را نشانم دهد. اما چند ساعتی از دیدار حضوری‌مان نگذشته بود که سعید مرا در خلوتگاهش زندانی کرد و بعدهم مورد تعرض قرار داد. من که حسابی ترسیده بودم به بهانه‌ای از آن آپارتمان گریختم و خودم را به نگهبان ساختمان رساندم و تقاضای کمک کردم.» این درحالی بود که براساس گزارش پلیس، دختر جوان پس از طرح این شکایت به محل زندگی‌اش بازگشته و پس از چند روز به خاطر رفتار شیطانی پسر جوان، خودش را حلق آویز کرده بود.سرانجام پرونده این جنایت هولناک پس ازتحقیقات تکمیلی در دستور رسیدگی دادگاه کیفری یک استان البرز به ریاست قاضی رنجبر و قاضی یزدان‌پور - مستشار دادگاه - قرارگرفت و پسرشیطان صفت اواخر هفته گذشته پای میزمحاکمه ایستاد.در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان متن کیفرخواست را بیان کرد و از دادرسان دادگاه خواستاراشد مجازات برای متهم شد.آنگاه سعید (متهم پرونده)برای پاسخگویی به سؤالات دادگاه پای میز محاکمه ایستاد: چند سال‌داری و تحصیلاتت چقدر است ؟ 28 ساله‌ام و دیپلمه هستم. قبل از اینکه بازداشت شوی شغلت چه بود؟ من در استرالیا راننده خودروی سنگین برای جابه جا کردن چوب مخصوص خانه‌سازی بودم. علاوه برآن خوانندگی و نوازندگی هم می‌کردم. چه شد که به ایران آمدی؟ از شرکت بیرون آمده بودم و به خاطر بیکاری مجبور شدم به ایران برگردم. چند سال در استرالیا اقامت داشتی؟ تقریباً چهار سال چطوری با هانیه آشنا شدی؟ او را یکی از دوستانم به من معرفی کرد. به چه منظور؟ می خواستم در کلیپی که قرار بود درست کنم از او استفاده کنم. این کلیپ به سفارش کجا بود؟ برای خارج از کشور. می‌خواستم ضبط کنم برای شرکت در مسابقه آواز... چرا همان دختری که هانیه را معرفی کرد این کار را نپذیرفت؟ او گفت نامزد دارد. از چه طریق همدیگر را شناختید؟قبل از اینکه در فرودگاه همدیگر را ببینیم از طریق تلگرام باهم آشنا شده بودیم. چرا هانیه همکاری تو را در ساخت کلیپ نپذیرفت؟چون در این کلیپ می‌بایست بدون پوشش می‌بود و برای همین قبول نکرد. تو قبلاً کلیپ درست کرده بودی؟نه، کلیپی تهیه نکرده بودم. چرا خودت را تهیه‌کننده معرفی کردی درحالی که فقط یک راننده در استرالیا بودی؟من خوانندگی می‌کردم، نوازنده هم بودم... وقتی هانیه را در فرودگاه دیدی او را کجا بردی؟به آپارتمانم. چرا به او تعرض کردی؟خودش راضی بود. اگر راضی بود پس چرا از آپارتمانت فرار کرد و به نگهبان ساختمان پناه برد و بعدهم به زندگی‌اش پایان داد؟!در حالی که پسر جوان برای این سؤال هیچ پاسخی نداشت و سکوت کرده بود. قضات ختم جلسه را اعلام کرده و برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند. منبع:روزنامه ایران_ بخش حوادث
  10. جرج کلونی مرد همیشه ماندگار در سینمایی هالیوود جرج کلونی مردی که در عرصه بازیگری نقش های ماندگار از خود به یادگار گذاشته است این مرد بزرگ با چهره آشنا رند مخصوص در سینمای هالیوود محسوب می شود و بسیار خاص کار می کند. جذابیت بالا یکی از مولفه های کلونی به حساب می آید. در دنیای هالیوود، افرادی وجود دارند که به علت نقش آقرینی در فیلم های پرطرفدار و هیجان انگیز، توانسته اند محبوبیت زیادی به دست آورند. یکی از سرشناس ترین آن ها به گزارش تکناز:بدون شک جرج کلونی است. این بازیگر به خاطر بازی در فیلم های مطرح، توانسته جایزه اسکار را از آن خود کند. او همچنین جذابیت ظاهری زیادی دارد که آن را به یکی از محبوب ترین چهره ها میان بازیگران تبدیل کرده است.جرج کلونی همواره در کانون توجه قرار داشته و کوچکترین حرکاتش نیز رصد می شود. خبرنگاران نیز همواره سعی می کنند درباره زندگی شخصی و خصوصی وی اطلاعات به دست آورند و آن ها را در اختیار مردم قرار دهند. با این وجود، حقایق و واقعیت هایی درباره کارگردان «اعترافات یک ذهن خطرناک» وجود دارد که کمتر کسی آن ها را شنیده است.ما در این مقاله قصد داریم آن ها را برای شما بیان کنیم. تصاویر و توضیحات ارائه شده را با دقت بخوانید تا به آن ها پی ببرید. جورج کلونی روز ۶ می سال ۱۹۶۱ میلادی در خانواده ای مشهور و رسانه ای به دنیا آمد. نیک پدر او، در تلویزیون حضور داشت و گوینده اخبار بود. مادرش نینا بروس نیز ملکه زیبایی به شمار می رفت و در شورای شهر حضور داشت. به این ترتیب وی با دنیای فیلم و رسانه آشنایی کامل داشته است. او تحصیلاتش را در دانشگاه سینسیناتی پیگیری کرد، اما نتوانست آن را به اتمام برساند. آقای کلونی به کارهایی مانند فروختن کفش زنانه، کار کردن در ساختمان، کار در فروشگاه لباس و دخانیات روی آورد تا بتواند مخارج زندگی را تامین کند. وقتی که جرج کلونی تنها ۱۴ سال داشت، با بیماری فلج عضلات صورت دست و پنجه نرم می کرد. وی با خونریزی ناشی از زخم معده نیز مواجه بود. آقای کلونی در روزهای سخت زندگی، درون گنجه یکی از دوستانش زندگی می کرد و با یک دوچرخه رفت و آمد می نمود. او یک خوک خانگی به نام مکس داشت که آن از خانم کِلی پرِستون نامزد سابقش هدیه گرفته بود. خانم پرستون یک بار جرج کلونی را قبل از وقوع زلزله بیدار کرد و جانش را نجات داد. آقای کلونی این خوک را همه جا با خودش می برد و حتی در مصاحبه هایش نیز آن را به همراه داشت. میزان درآمد او به ۱۸۰ میلیون دلار می رسد. وی به خاطر بازی در فیلم «یازده یار اوشن» ۲۰ میلیون دلار دستمزد دریافت کرد. جرج کلونی برای مراسم ازدواج خود، بین ۴٫۶ تا ۱۳ میلیون دلار خرج کرد و تمام هتل سیپریانی را برای میهمانانش رزرو نمود. او در سال ۱۹۹۴ با بازی در مجموعه «بخش فوریت های پزشکی» توانست به شهرت برسد و پیشنهاد های زیادی برای حضور در هالیوود دریافت کند. او در سال ۲۰۰۷ میلادی پروژه «Enough» برای مبارزه با نسل کشی و جنایت علیه بشرت را آغاز نمود. بسیاری از کارشناسان مد، جرج کلونی را جذاب ترین بازیگر حال حاضر هالیوود می دانند. بهره هوشی وی نیز به قدری بالاست که وب سایت «ew» وی را در لیست ۵۰ بازیگر باهوش هالیوود قرار داده است. او در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ از کمپین باراک اوباما حمایت کرد. وی در سال ۲۰۰۶ به منطقه سودان جنوبی سفر کرد تا از نزدیک در جریان جنگ های داخلی و کشتارهای صورت گرفته قرار بگیرد. آقای کلونی در دوران دبیرستان، ورزش بسکتبال را به صورت جدی دنبال کرد و حتی این فرصت را داشت که به صورت حرفه ای پا به این عرصه بگذارد. با این حال او نتوانست موفقیتی به دست آورد و زندگی را در مسیری دیگر دنبال نمود. عکس او در سال ۲۰۰۵ برای نخستین بار بر روی مجله «Vogue» رفت و دومین مرد در طول تاریخ لقب گرفت که توانسته به چنین موفقیتی دست یابد. بیشتر فیلم های او در رابطه با باندهای دزدی هستند و این موضوع، باعث شده برخی گمان کنند که وی با باند های خلافکاران ارتباط دارد. جرج کلونی ترجیح می دهد به جای ایمیل از نامه نگاری استفاده کند. وی علاقه زیادی به کاغذ دارد و برای همین نیز به فیلم نامه نویسی می پردازد. آقای کلونی در سال ۱۹۸۹ با تالیا بالسان ازدواج کرد، اما ۴ سال بعد از او جدا شد. وی سه سال پیش با امل رمزی کلونی ازدواج نمود. جرج کلونی تا کنون با چهره های زیادی مانند کلی پرستون، کریستا آلن و سارا لارسن نامزد کرده است. او یک بار گفته بود که دیگر ازدواج نمی کند و بچه دار نخواهد شد. میشل فایفر و نیکول کیدمن بر سر این موضوع که وی قبل از ۴۰ سالگی پدر می شود، شرط بندی کردند. هر دوی آن ها اشتباه کردند و هیچ پولی رد و بدل نشد. جرج کلونی برای بازی در فیلم «تلما و لوئیز» ۵ بار تست داد، اما نقش سرانجام به برد پیت رسید و شهرت زیادی برای آقای پیت به همراه آورد. وی جوایز زیادی کسب کرده که از جمله مهمترین آن ها می توان به ۲ جایزه اسکار، برنده شدن گلدن گلوب و بفتا، جایزه امی و MTV اشاره نمود.
  11. سقوط مرد میانسال از ساختمان 6 طبقه در شهریار

    خبرگزاری مهر: ساعتی پیش در شهرک ثامن الائمه شهرک فردوسیه، مردی میان سال از پشت بام آپارتمان شش طبقه سقوط کرد و به شدت مصدوم شد. این فرد با حضور اورژانس به بیمارستان انتقال یافت. یکی از حاضرین در صحنه به خبرنگار مهر گفت: فرزند این مرد میان سال در اتاق خانه محبوس شده بود. وی اضافه کرد: وی به قصد ورود به محل محبوس شدن فرزند خود با کمک طناب از پشت بام اقدام کرد که بر اثر بی احتیاطی منجر به سقوط وی شد.
  12. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی یا سیمای مرد هنر آفرین در جوانی (به انگلیسی: A Portrait of the Artist as a Young Man) رمانی است از جیمز جویس که در سال ۱۹۱۶۶ منتشر شد. این داستان، که ماجراهای پسری را از ۲ سالگی تا ۲۰ سالگی بیان می‌کند، بسیار پیچیده است و در آن به مسایلی از قبیل ایرلند، انسان، کودک، ترس و خدا پرداخته می‌شود. منتقدان بر این باورند که این داستان مقدمهٔ داستاناولیس شاهکار جیمز جویس است. این اثر به‌نوعیخودزندگی‌نامه اوست. نویسنده روایت رمان را که توسط سوم شخص مفرد بیان شده با ذهنیات استیون ددالوس ادغام کرده و خواننده در بعضی قسمت‌های رمان با این ادغام روایت و ذهنیت مواجه می‌شود. نویسنده به تلاش و نوسانات روحی ددالوس برای غلبهٔ روحی بر عوامل منفی اطرافش - از جمله رفتار نامناسب برخی از معلمین و خشونتی که بین پسرهای مدرسه رواج دارد - پرداخته‌است. جویس در شخصیت اصلی رمان، یعنی استفان ددالوس، تردید و آشفتگی و پوچ‌گرایی نسل جدید را نشان داده‌است. نویسنده از تلمیح استفاده کرده و با استفاده از متن کتاب مقدس صحنه مرگ و قیامت را در این رمان نوشته است. ترجمه‌ها به فارسیویرایش این رمان تاکنون با عناوین زیر به فارسی ترجمه شده‌است: سیمای مرد هنرآفرین در جوانی، پرویز داریوش،تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۷۰[۱] چهره مرد هنرمند در جوانی، منوچهر بدیعی، تهران:انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۰[۲] سیمای هنرمند در جوانی، اصغر جویا، آبادان: نشر پرسش، ۱۳۸۱[۳] چهره یک مرد هنرمند در جوانی. امیر علیجان‌پور، تهران: آوای مکتوب، ۱۳۹۴[۴]
  13. یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران دنجرمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.یک زن جادوگر که از آنجا می گذشت وارد رستوران شد و سر میز انها رفت و گفت: آه شما زوجی مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادارموندید ، برای همین هرکدام از شما میتواند آرزویی کند و من با کمک دانشی که دارم آن را بر آورده کنم! خانم گفت:وای خدای من ! من میخواهم به همراههمسر عزیزم، دور جهان سفر کنم. جادوگر وردی خواندو ناگهان :دو بلیت خطوط مسافربری قطر ایرویز در دستان زن ظاهر شد.حالا نوبت آقا بود تا آرزو کند، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، همسرم تو خیلی مهربانی اما چنین موقعیتی فقط یک‌بار در زندگی آدم پیش میآید ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و زن جادوگر واقعا جا خوردند ولی چه میشد کرد؟ زن جادوگر وردی خواند و ناگهان: آقا 92 ساله شد!
  14. قتل مرد سوادکوهی زیر مشت و لگد دختران

    گروه حوادث: حسین خانی/ مرد سوادکوهی که درپی اختلاف‌های خانوادگی، هدف ضرب وشتم دخترانش قرارگرفته بود پس ازانتقال به بیمارستان جان باخت. راز این جنایت خانوادگی هنگامی فاش شد که مرد خانواده با پیکر نیمه جان به بیمارستان انتقال داده شد اما بدون آنکه به هوش بیاید جان سپرد. به گزارش خبرنگارحوادث «ایران»، ساعت 22 و9دقیقه روز شنبه 31 تیر سال 96 پیکر نیمه جان مرد 67 ساله‌ای از اهالی سوادکوه توسط خانواده‌اش به بیمارستان منتقل شد. آنها مدعی بودند که وی بر اثر زمین خوردن مصدوم شده است. از سوی دیگر تیم پزشکی به‌دلیل وخامت حال مرد میانسال بسرعت وارد عمل شدند اما تمامی این اقدامات بی‌نتیجه ماند و مرد مصدوم روی تخت بیمارستان جان خود را از دست داد. مسئولان بیمارستان شهر پل سفید سوادکوه، با توجه به اینکه وضعیت آسیب دیدگی قربانی حادثه مشکوک بود ماجرا را با مأموران نیروی انتظامی در میان گذاشتند.بلافاصله تیمی از گشت یگان انتظامی پل سفید برای بررسی موضوع بر بالین قربانی حادثه در بیمارستان حضور یافته و تحقیق در این باره را آغاز کردند.مأموران با حضور در این مرکز درمانی در بررسی‌های مقدماتی دریافتند، مصدوم مردی 67 ساله به نام«علی» است که به‌طور مرموزی دچار مصدومیت شدید از نقاط مختلف بدن شده است که با توجه به تلاش پزشکان معالج، این مرد پس از چند ساعت به علت شدت جراحات وارده وخونریزی جان باخت.با توجه به مرگ مشکوک این مرد و احتمال وقوع جنایت و قتل، موضوع در دستور کار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت و اعضای خانواده متوفی مورد تحقیق و بازجویی قرار گرفتند. با توجه به اظهارات ضد و نقیض فرزندان قربانی و نظریه پزشکی قانونی و قوت یافتن ظن پلیس در خصوص وقوع قتل، فرزندان دختر مقتول مورد تحقیق و بازجویی‌های فنی پلیس قرار گرفتند و در نتیجه به قتل پدرشان به علت اختلافات خانوادگی اقرار کردند. سرهنگ «مهدی خادمی» فرمانده انتظامی شهرستان «سوادکوه» در این باره به خبرنگار ما گفت که مأموران راز این پرونده را در مدت زمانی کمتر از 8 ساعت کشف کردند. وعلت وقوع حادثه بنا بر اعترافات فرزندان وی به دلیل اختلافات خانوادگی بوده است. در این ارتباط دو متهم اصلی پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی و با صدور قرار مناسب روانه زندان شدند. منبع: روزنامه ایران _ بخش حوادث
  15. ۴زن و مرد در بزرگراه قزوین زنده‌زنده سوختند/مادر سوخت اما کودکش را نجات داد در پی انحراف یک کامیونت از مسیر اصلی و با بی‌توجهی راننده به علائم هشدار دهنده پیاپی، با سه دستگاه خودرو پژو 405، سواری پراید و یک وانت نیسان بشدت برخورد کرد. سرنشینان پراید و وانت نیسان توانستند خودشان را نجات دهند؛ اما پنج سرنشین پژو که چهار زن و مرد و یک کودک خردسال بود درون خودرو محبوس شدند. باک بنزین خودرو شکسته بود و با پاشیده شدن بنزین، هر لحظه شعله‌های سرکش بدنه را می‌پوشاند. و سرانجام چهار زن و مرد در میان شعله‌های آتش زنده ‌زنده سوختند. یکی از شاهدان این صحنه دلخراش گفت: مادری که سرنشین این خودرو بود در اوج ناامیدی از نجات خود، فرزند خردسالش را از پنجره خودرو به بیرون انداخت تا او زنده بماند./رکنا
  16. مرد جوان قربانی رابطه پنهانی همسر خیانتکار

    گروه حوادث: معصومه مرادپور / زن جوانی که به اتهام همدستی در توطئه قتل شوهرش در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده بود، از معاونت در قتل تبرئه شد اما به خاطر رابطه پنهانی با مرد غریبه به 99 ضربه شلاق محکوم شد. در این دادگاه همچنین مردی که در جریان رابطه پنهانی با این زن مرتکب قتل شوهر او شده بود به جرم ارتکاب جنایت پای میز محاکمه ایستاد.به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، دهم مرداد سال 93 جسد مرد جوانی در جاده ملارد پیدا شد که به نظر می‌رسید در تصادف رانندگی کشته شده است. پس از حضور بازپرس کشیک قتل و مأموران مشخص شد جسد متعلق به مرد 28 ساله‌ای به نام «فریدون» است.اما به دنبال انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد این مرد قربانی جنایتی خاموش شده است. در حالی که کارآگاهان به دنبال شناسایی خانواده مقتول بودند، پی بردند همسر این مرد چند روز پیش با مراجعه به کلانتری صفادشت (شهریار) از ناپدید شدن همسرش خبر داده بود. با این حال همسر مقتول به عنوان نخستین مظنون تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه در بازجویی‌ها به ارتباط پنهانی خود با دوست شوهرش اعتراف کرد. با دستگیری «ناصر» - 28 ساله - مشخص شد که وی شوهر این زن را در یک تصادف ساختگی با خودرو زیر گرفته و او را به قتل رسانده است. در جریان محاکمه این زن و مرد که متهم به دست داشتن در جنایت شناخته شده بودند، مرد جوان به عنوان متهم ردیف اول به اتهام مشارکت در قتل به قصاص محکوم شد اما زن جوان از اتهام معاونت در قتل همسرش تبرئه شد. اما به خاطر رابطه نامشروع، هر دو متهم نیز با حکم قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری به 99 ضربه شلاق محکوم شدند. اما قضات شعبه 17 دیوان‌عالی کشور احکام صادر شده را به خاطر نواقصی که در پرونده وجود داشت تأیید نکردند. به همین خاطر صبح دیروز این زن و مرد بار دیگر در شعبه چهارم دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور قاضی واعظی - مستشار دادگاه - محاکمه شدند.در ابتدای جلسه اولیای دم (پدر و مادر مقتول) از قضات دادگاه خواستار قصاص عروس خود و مرد غریبه شدند. سپس متهم ردیف اول پای میز محاکمه ایستاد تا به سؤالات قضات پاسخ دهد. چرا دوستت را کشتی؟ این فقط یک اتفاق بود. آیا کسی در جنایتی که مرتکب شدی، با تو همراهی کرد؟ نه خودم قتل را به تنهایی انجام دادم. انگیزه‌ات از کشتن دوستت چه بود؟ نمی‌دانم، او معتاد بود و من عاشق همسرش شده بودم. چه شد که این فکر به سرت افتاد؟ در جریان رفت و آمد به خانه دوستم عاشق همسرش شدم. مجرد هستی؟ یا فرزند داری؟ نه متأهل هستم و فرزند هم دارم. نقشه قتل را چطور کشیدی؟ چند روزی با دوستم و زنش به شمال رفته بودیم. در آنجا بود که برای اولین‌بار فکر کشتن او به سرم افتاد. اول من و زنش با هم نقشه کشیدیم تا او را در دریا خفه کنیم اما نشد. من یک وانت نیسان داشتم. وقتی به تهران برگشتیم از دوستم خواستم که با من برای آوردن بار سبزی بیاید تا کمکم کند. وقتی او را سوار ماشینم کردم در بین راه خواستم که رانندگی کند. برای همین از خودرو پیاده شد و از مقابل خودرو به سمت من آمدکه پشت فرمان بنشیند اما من که به‌دنبال فرصتی بودم، همان موقع با خودرو زیرش گرفتم و پس از کشتنش فرار کردم تا همه فکر کنند او در تصادف کشته شده است. چرا با اینکه زن و فرزند داشتــــــــی دست به این رابطه شیطانی زدی؟ نمی‌دانم، اشتباه کردم. پس از اظهارات متهم ردیف اول، همسر مقتول به عنوان متهم ردیف دوم در برابر قضات دادگاه ایستاد و به پرسش‌های آنها پاسخ داد. چند سال داری؟ 25 ساله‌ام و مادر یک دختر و پسر هستم. چرا با دوست شوهرت ارتباط برقرار کردی؟ او بارها به من زنگ زده بود و با وعده‌هایی که می‌داد مرا خام کرد. آیا تو در کشتن همسرت نقش داشتی؟ نه، من نمی‌دانستم که ناصـــــر تصمیم به قتل شوهرم دارد. شوهرت از چه وقت معتاد شده بود؟ حدود 4-3 سالی می‌شد که معتاد بود و بیکار. من و فرزندانم هم به سختی زندگی می‌کردیم. شوهرم شیشه مصرف می‌کرد و هر روز مرا زیر کتک می‌گرفت و فرزندانم هم امنیت نداشتند. پس از اظهارات زن جوان، قضات وارد شور شدند تا حکمشان را درباره هر دو متهم صادر کنند. منبع: روزنامه ایران _ بخش حوادث
  17. پشت پرده ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش

    گروه حوادث/ صاحب نمایشگاه خودروهای گرانقیمت که شبانه از خانه نامزدش ربوده شده و برای اخاذی 200 میلیون تومانی تحت شکنجه قرارگرفته و تا یک قدمی مرگ رفته بود، پس از نجات با مراجعه به دادسرا و در ادعایی عجیب نامزدش را طراح این ماجرای هولناک معرفی کرد. به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، چندی قبل مرد جوانی به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران رفت و با تسلیم شکایتی مدعی شد از سوی مردانی ناشناس ربوده شده و بشدت تحت شکنجه قرارگرفته است.«پرویز» به بازپرس «سهرابی» گفت: «مدتی قبل به خاطر اختلاف‌های شدید از همسرم جدا شدم. تا اینکه چند وقت بعد ازطریق دوستانم با زن جوانی به‌نام «فرنگیس» آشنا شدم. از آنجا که فکر می‌کردم او می‌تواند همسرخوبی برایم باشد به خواستگاری‌اش رفتم و به طور رسمی نامزد شدیم. چند شب قبل به دعوت فرنگیس به آپارتمان مجردی‌اش رفته بودم که ساعتی بعد زنگ به صدا درآمد. مرد ناشناسی که پشت آیفون بود، گفت که خودروام را جای نامناسبی پارک کرده‌ام.بعد هم از من خواست ماشین را جابه‌جا کنم.من هم سوئیچ را برداشته و سوار آسانسور شدم وپایین رفتم.اما همین که وارد کوچه شدم دو مرد ناشناس با تهدید مرا سوار خودرویم کردند و بسرعت راه افتادند. آنها درطول راه برای آزادی‌ام 200 میلیون تومان پول خواستند. اما هر چه گفتم این مقدار پول همراه ندارم قبول نکردند.با این حال آنها درتاریکی شب به سوی جنوب تهران می‌رفتند که ناگهان تلفن یکی از آنها زنگ خورد که راننده گفت: «قبر را آماده کردی؟» همان موقع بود که فهمیدم آنها تصمیم به کشتنم دارند و بحث پول بهانه است.» این مرد که بواسطه زخم عمیق گلویش به سختی صحبت می‌کرد، ادامه داد: «در میانه‌های راه، راننده‌ پیاده شد و یکی دیگر از آدم ربایان پشت فرمان نشست.بعد هم مرا به بیابان کشاندند و با چاقو گلویم را بریدند وبه تصوراینکه بزودی می‌میرم مرا با آن حال در بیابان رها کردند. وضعیت بدی بود و مدام بیهوش می‌شدم و رمقی برای نجات خودم نداشتم. تا صبح در همان حال بودم تا اینکه کشاورزی مرا دید و به بیمارستان منتقلم کرد. حالا هم به نامزدم فرنگیس مشکوکم. چون بجز او هیچ کس نمی‌دانست من آنجا هستم.» درپی شکایت مرد 35 ساله، تحقیقات تخصصی به دستور بازپرس جنایی آغاز شد و پس از مدتی یکی از متهمان دستگیرشد. اما او پس از دستگیری هر گونه دخالت در این آدم ربایی را رد کرد و مدعی شد از سوی یکی از دوستانش به نام «پویا» وارد این ماجرا شده است. بدین ترتیب تحقیقات برای دستگیری پویا و همدستش آغازشد. در حالی که تحقیقات مقدماتی نشان می‌داد آنها پس از این اتفاق ناپدید شده‌اند اما سرانجام مخفیگاه پویا شناسایی شد و کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی روزجمعه 9 تیر در عملیاتی ویژه او را دستگیر کردند. روز گذشته این متهم برای تحقیقات به شعبه نهم دادسرای جنایی تهران انتقال یافت اما منکر آدم ربایی شد. ولی وارد کردن ضربات چاقو به شاکی را پذیرفت. «پویا» به بازپرس گفت: «شب حادثه برای صحبت درباره فرنگیس و مسائل مالی سراغ شاکی رفتیم. اوهم با میل خودش با ما همراه شد. اما در بین راه با هم به اختلاف خورده و درگیر شدیم. او با چاقویی که همراهش بود به ما حمله کرد و ما هم برای دفاع از خودمان مجبور شدیم دست به چاقو شویم و چند ضربه‌ به او زدیم.» این ادعا درحالی از سوی متهم22 ساله مطرح شد که معاینات پزشکی قانونی نشان داد ضربه‌ای که به گلوی شاکی وارد شده نمی‌تواند در درگیری و در دفاع از خود باشد.» به دنبال این اظهارات دستوراحضارفرنگیس هم صادرشد تا تحقیقات فنی دراین باره صورت گیرد.ضمن اینکه تلاش برای دستگیری متهم فراری ادامه دارد. منبع: روزنامه ایران _ بخش حوادث
  18. مرد ثروتمند قربانی دسیسه خونین

    گروه حوادث/ جوان طمعکار که با همدستی دوستش و برای تصاحب قطعه زمین میلیاردی، نقشه قتل صاحب زمین را طراحی و اجرا کرده بود با پای خود به کلانتری رفت و سناریوی عجیبی مطرح کرد اما درادامه تحقیقات تخصصی راز جنایت هولناک فاش شد.به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، ساعت 9 صبح 23 فروردین امسال، پسر جوانی به نام شهرام هراسان به کلانتری 12 شهرک واوان در جنوب تهران رفت و از ناپدید شدن مرموز دوستش خبر داد. او به مأموران گفت: از مدتی قبل با مرد جوانی به نام کامران آشنا شدم. او که در کارخرید و فروش عتیقه بود از من خواست در این کار همراهش شوم تا پول خوبی به جیب بزنم. سرانجام هم وسوسه پولدارشدن باعث شد پیشنهادش را بپذیرم. تا اینکه کامران دیروز با من تماس گرفت و خواست ساعت 8 و نیم شب به سراغش بروم اما گفت قبل از رسیدن به محل قرار به دنبال یکی از دوستانمان به نام اسفندیار هم بروم. من هم طبق خواسته کامران عمل کردم. بعد از سوار کردن اسفندیار و کامران به طرف بیابان‌های اطراف اتوبان قم در نزدیکی شورآباد حرکت کردیم. درحالی که عتیقه‌ها را زیر صندلی جاسازی کرده و منتظر خریدار بودیم، ناگهان سر و کله خریدار پیدا شد. او با یک خودرو خارجی تیره آمده بود اما درکمال ناباوری متوجه شدیم به غیر از خریدار، چهار مرد قوی هیکل هم از ماشین پیاده شدند که با دیدن آنها ترسیدیم و اسفندیار بلافاصله اشیای عتیقه را برداشت و پا به فرار گذاشت. من هم به سمت زمین‌های کشاورزی اطراف فرار کردم که هنگام دویدن کفش‌های کتانی‌ام درآمد. بعد از حدود یک ساعت که برگشتم، با آثار خون در پراید نقره‌ای‌ام روبه‌رو شدم اما اثری از کامران و اسفندیار و خریداران عتیقه نبود.با این حال ماشینم را درهمانجا رها کرده و هراسان به خانه برگشتم. ولی بالاخره تصمیم گرفتم به سراغ پلیس بیایم و راز این معامله مشکوک و اتفاقاتی که افتاده بود را فاش کنم. به دنبال اظهارات شهرام، تیمی از کارآگاهان به همراه او راهی محل مورد نظر شدند. درحالی که خون زیادی داخل خودروی پراید ریخته بود اما هیچ جسدی پیدا نشد و رد خون هم روی زمین و اطراف به چشم نخورد. از سوی دیگر در بازرسی‌های میدانی، نه کفش‌های کتانی شهرام پیدا شد و نه آثار فرار او در زمین‌های کشاورزی. ضمن اینکه هیچ اثری از درگیری هم به چشم نخورد. نکته دیگری که مدنظر کارآگاهان قرار گرفت این بود که چرا شهرام لباس‌هایش را از بین برده است. از سویی مشخص شد که کامران حدود 40 میلیون تومان به وی پول نقد پرداخته است. دلیل دیگری که پازل تناقض‌گویی‌های مرد جوان را کامل می‌کرد ادعای حضور شخصی به نام اسفندیار در صحنه بود. درصورتی که شواهد نشان می‌داد این فرد وجود واقعی نداشته است. اعتراف به جنایت شهرام که درجریان تحقیقات تخصصی همچنان بر بی‌گناهی‌اش اصرارمی کرد و مدعی بود دوستش توسط قاچاقچیان عتیقه به قتل رسیده است وقتی با دلایل علمی پلیس روبه‌رو شد چاره‌ای جز بیان حقیقت ندید. بنابراین لب به اعتراف گشود و با تشریح جزئیات قتل دوستش گفت: «با همدستی یکی از دوستانم به نام فرشاد، او را کشتیم. ماجرای فروش عتیقه و قاچاقچیان عتیقه هم سناریوی دروغینی بود تا مسیر تحقیقات را منحرف کنم. کامران بچه محل ما بود و یک قطعه زمین ارزشمند داشت. من هم با این ترفند که پست مهمی دارم و می‌توانم کارهای قانونی زمین‌اش را خیلی سریع حل و فصل کنم اعتمادش را جلب کردم. قرار بود بواسطه روابطم، برای زمین، تراکم تجاری بالا بگیرم.» او ادامه داد: اما در ادامه، وسوسه تصاحب زمین میلیاردی باعث شد تا به فکر بیفتم و برای همین تصمیم گرفتم اثر انگشت کامران را پای قولنامه فروش زمین بزنم و آن را مال خود کنم. تنها راه به دست آوردن اثر انگشت هم کشتن کامران بود. به همین خاطر موضوع را با یکی از دوستانم به نام فرشاد در میان گذاشتم و قرار شد درازای پول با من همراه شود. بعد هم به بهانه صحبت درباره زمین، کامران را سوار خودروی پرایدم کردم و وارد اتوبان تهران- قم شدیم. در بین راه فرشاد که روی صندلی عقب نشسته بود با سنگ چندین بار به سر کامران که روی صندلی جلو نشسته بود زد و بعد از آن با چاقو به او حمله کرده و جانش را گرفتیم. بعد از گرفتن اثر انگشت مقتول، جنازه را در رودخانه شورآباد رها کردیم. کشف جسد مرد جوان به دنبال اعتراف‌های هولناک مرد جوان، همدست او نیز بلافاصله شناسایی و دستگیر شد. در ادامه تحقیقات، کارآگاهان جنایی راهی رودخانه مورد نظر شده و بقایای جسد مرد جوان را پیدا کردند. جنازه کامران به پزشکی قانونی منتقل شد و سپس دو مرد جوان راهی بازداشتگاه شدند اما از آنجا که محل وقوع جنایت از سوی متهمان مشخص نبود و احتمال می‌رود که جنایت در تهران رخ داده باشد ، پرونده برای مشخص شدن این موضوع به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد.درحال حاضر تحقیقات به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد. منبع: روزنامه ایران
  19. پسر مرد ثروتمند سارق خانه های اعیانی

    کد خبر: 188320. تاریخ: 1396/3/31 _ روزنامه ایران پسر مرد ثروتمند سارق خانه‌های اعیانی گروه حوادث /پسر یک بساز و بفروش ثروتمند که قبل از تحویل آپارتمان‌ها، از هر دسته کلید برای خودش هم کلید یدکی می‌ساخت، درفرصتی مناسب به آپارتمان‌های مردم دستبرد می‌زد. این مرد سابقه‌دار سرانجام با ردیابی‌های کارآگاهان پلیس تهران دستگیر شد. به گزارش خبرنگار حوادث «ایران» یکی از ساکنان که به خانه‌اش دستبرد زده شده بود با حضور در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان گفت: «بعد ازظهرچند روزقبل پس از قفل کردن در ورودی آپارتمانم در طبقه چهارم یک مجتمع مسکونی واقع درخیابان پاسداران – بوستان نهم- همراه تمامی اعضای خانواده برای خرید از خانه خارج شدیم اما چند ساعت بعد که برگشتیم همسرم متوجه‌ مفقودی یک حلقه انگشتر برلیان خود شد.برای پیدا کردن انگشتر همسرم در داخل خانه به جست‌و‌جو پرداختیم که درکمال ناباوری متوجه‌ سرقت ده‌ها عدد سکه طلا و مبلغی پول نقد به همراه مقداری دلار و ارز شدیم، اما نمی‌دانیم این سرقت چگونه انجام شده است.» کارآگاهان پس از حضور در خانه مورد نظر ضمن تحقیق پی بردند سارق بدون شکستن قفل در وارد آپارتمان شده است. این درحالی بود که همزمان کارآگاهان از وقوع سرقت‌های مشابه دیگر از سایر واحدهای مسکونی ساختمان خبردار شدند.در تحقیق از ساکنان مجتمع مسکونی، مشخص شد تعدادی از آنها دسته کلیدهایشان را گم کرده و از کلیدهای یدک استفاده کرده‌اند.آنها همچنین دریافتند چهار فقره سرقت ناموفق از آپارتمان‌ها نیز به علت حضور ساکنان در خانه‌هایشان انجام شده و در این چهار فقره سرقت، سارق یا سارقان با اطلاع از حضور ساکنان بسرعت از محل ناپدید شده‌اند. دختر یکی از ساکنان به کـارآگاهان گفت:« نیمه‌های شب با دوستم درخانه سرگرم درس خواندن بودیم که ناگهان متوجه صدای انداختن کلید در قفل در ورودی خانه شدیم؛ به آرامی به پشت در رفتم و از طریق چشمی، مرد جوانی را دیدم که در حال امتحان کردن کلیدهای همراهش برای گشودن در ورودی بود؛ همان موقع بسرعت در را باز کردم که این جوان با مشاهده من به طبقات پایین فرار کرد.» در ادامه رسیدگی به پرونده‌ها، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پسر سازنده‌ ساختمان، از مجرمان سابقه‌داری است که پیش از این دو بار به اتهام ورود به خانه‌ای دستگیر و روانه زندان شده است. ازسوی دیگر زمانی که دختر جوان موفق به شناسایی عکس او شد مرد جوان بلافاصله در محل سکونتش دستگیر شد و مأموران در بازرسی از خانه‌اش بیش از ۲۵ دسته کلید پیدا کردند. بدین ترتیب مصطفی به سرقت از آپارتمان‌ها اعتراف کرد و گفت: در بعضی موارد دسته کلیدهایی که پشت درآپارتمان‌ها جا مانده بود را برمی‌داشت و پس از چند روز سرقت از آپارتمان‌ها را انجام می‌داد. وی گفت: در زمان تحویل آپارتمان‌ها هم یک عدد از کلیدهای ورودی واحد‌ها را برای خودم برمی‌داشتم و پس از مدتی و دریک فرصت مناسب اقدام به سرقت طلاجات و پول‌های نقد داخل منازل می‌کردم.در ادامه رسیدگی به پرونده، خریدار طلاجات مسروقه از این متهم در نارمک شناسایی شد.مرد طلافروش به کارآگاهان گفت: با توجه به اینکه مصطفی و خانواده‌اش را می‌شناختم و می‌دانستم که او و خانواده‌اش از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار هستند، به هیچ عنوان تصور نمی‌کردم که او سارق باشد.!درحال حاضر تحقیق از متهم پرونده ادامه دارد.
  20. خاناخبار تازه ها تبلیغات در بیتوته همکاری با قبل از ازدواج با مغز یک مرد آشنا شوید‎ اگر قصد ازدواج یا جدایی از یک مرد را دارید، قبل از انجام هر کاری یکبار دیگر با مغز یک مرد از نزدیک آشنا شوید. شاید علت برخی از رفتارهای منفی آنها را درک کنید. بسیاری از برداشت های جالب توجه درباره مغز مردان بر اساس مطالعاتی روی مردان 18 تا 22 ساله انجام شده –که اغلب به دنبال جور کردن پول خوراکی و کارت های اعتباری خود بوده اند. البته مغز مردان در طول عمرشان دچار تغییرات فوق العاده ای می شود، و به سرعت از یک جوان مجرد خواهان رابطه جنسی به یک مرد با اراده و به دنبال آگاهی در حال تغییر است. در این مقاله با تصورات غلط رایج در مورد مردان آشنا خواهید شد و یاد می گیرید که مردان چقدر در مقابل تنهایی آسیب پذیر بوده و چرا مردان اینقدر تمرکز ناامید کننده ای روی راه حل ها درارند؟ و در مدت کوتاهی آنچه که در مورد ذهن مردان نیاز است بدانید را بدست می آورید. 1. مردان هم ازدواج کردن را دوست دارند زنان می خواهد مشکلات را حل و فصل کنند و مردان می خواهند برای همیشه به سر به هواییشان ادامه دهند بنابراین از زیر بار ازدواج شانه خالی می کنند. ولی این مورد ممکن است یکی از بزرگترین اشتباهاتی باشد که در نتیجه انجام آزمایش روی دانشجویان انجام شد. خـ ـیـ ـانت به احتمال زیاد در مردان قبل از سن 30 سالگی رخ می دهد، یک مطالعه روی مردان بولیوی که در مجموعه مقالات انجمن سلطنتی سال 2007 منتشر شد نشان داده است که بعد از 30 سالگی اولویت اول مردان تمرکز روی خانواده شان است. البته برخی مردان نسبت به دیگران سخت تر تعهد پذیر می شوند –این مشکل می تواند ژنتیکی باشد. بر اساس مطالعه ای در سال 2008 که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شد، مردان بدون " ژن بی بند و باری " که حدود 60 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند بیشتر احتمال دارد که ازدواج کنند. هم خودشان و هم همسران این مردان به طور نسبی بیشتر از زندگی خود ابراز رضایت کرده اند. 2. رئیس کیه؟ به گفته بریزنداین Brizendine: یک سری سلسله مراتب بی ثبات می تواند به طور قابل توجهی در مردان باعث اضطراب شود. ولی یک زنجیره با ثبات از دستورات مثل قوانین اعمال شده در ارتش و بسیاری از شرایط کاری سطح تستوسترون مردان را کاهش داده و تمایلشان به خشم و درگیری را کاهش می دهد. 3. پدر شدن در یک مطالعه که در سال 2000 روی تکامل و رفتار انسان انجام شد مشخص شد که مغز مردان چند ماه قبل از پدر شدن برای همکاری آماده می شود. پدر شدن باعث ایجاد تغییرات هورمونی در مردان می شود –پرولاکتین (هورمون زنانه)بالا رفته و تستوسترون کاهش پیدا می کند –که سبب تقویت رفتار پدرانه می شود. به گفته بریزنداین که در این مطالعه شرکت نداشته است: ممکن است فرومون های (هورمون های تحریک کننده) pheromones یک زن باردار باعث ایجاد این تغییرات در شریک زندگی اش شود. مطالعه ای که در سال 2008 در مجله هورمون ها و رفتار منتشر شد نشان داده که: در انتظار مادر شدن ممکن است فوایدی به دنبال داشته باشد: حتی قبل ازین که زن باردار شود فرومون های مردانه باعث جوانه زدن نورون های مادر خوبی بودن در مغز زن می شود. 4. بابا بازی مطالعات نشان داده پدران روشی خاص برای بازی با کودکان دارند –خشن تر، خود انگیخته تر و با دست انداختن بیشتر –که سبب می شود کودکان بهتر یاد بگیرند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و برای رویارویی با دنیای واقعی آماده شوند.همچنین این هم بازی بودن پدران، رفتارهای خطرناک جنسی کودکان را کاهش می دهد. بر اساس چندین مطالعه که انجام شده مردانی که تمایل به ایفای نقش فعال پدری دارند، سطح تستوسترونشان پایین تر است. با این حال مشخص نیست آیا سطح این هورمون سبب ایجاد این رفتار می شود یا برعکس، محققان معتقدند که تکامل شامل علاقه به پدر بودن هم می شود. کودکان انسان در قلمرو حیوانات جز نیازمندترین کودکان محسوب می شوند و بهینه شدن پدران خوب شانس زنده ماندن نوزادان را افزایش داده و در نتیجه نسلشان ادامه پیدا می کند. مردان هم ازدواج کردن را دوست دارند‎ 5. منطقه " دفاع از قلمرو " مغز در مردان به گفته بریزندین " بخشی از وظیفه مردان در طی تکاملی که از آن یاد کردیم، دفاع از قلمروشان است. تحقیقات بیشتری برای این مورد در انسان نسبت به سایر پستانداران مورد نیاز است، منطقه " دفاع از قلمرو " مغز در مردان نسبت به زنان بزرگتر است. با این که زنان هم احساس مالکیت دارند ولی مردان زمانی که با تهدیدی نسبت به قلمرو، عشق یا زندگیشان روبرو شوند احتمال بیشتری دارد که به خشونت روی بیاورند. 6. علت عادت چشم چرانی در مردان به گفته پرانجال مهتا، روانشناس اجتماعی در دانشگاه کلمبیا نیویورک: در حالی که اغلب تستوسترون را عامل پرخاشگری و خصومت می دانند این هورمون عامل میل جنسی هم هست. و مردان 6 برابر زنان این هورمون را در رگهای خود دارند. مهتا و همکارانش متوجه شدند که تستوسترون باعث اختلال در منطقه کنترل مغز می شود. در حالی که این مساله هنوز تحت بررسی است ولی ممکن است توضیح بدهد که چرا مردان مانند یک " خلبان خودکار " چشم چرانی می کنند. با این که اغلب وقتی زنی از زاویه دیدشان خارج می شود او را به فراموشی می سپارند. 7. تمرکز مردان روی راه حل است در حالی که در بسیاری از مطالعات مشخص شده که زنان رفتارشان همدلانه تر از مردان است، دکتر بریزندین معتقد است که این مساله کاملا درست نیست. سیستم همدلی مغز مردان زمانی پاسخ می دهد که شخصی پریشان بوده یا مشکلش را بیان کند. و منطقه " حل کردن مشکل " سریعا جایگزین مرحله قبلی می شود. این منطقه مانند موتور جستجوی گوگل تمام مغز را جستجو می کند تا راه حلی برای مشکل بیابد. در نتیجه مردان تمایل بیشتری به حل یک مشکل دارند تا نشان دادن احساس همدلی شان. 8. مردان بیشتر در معرض تنهایی هستند به گفته دکتر لوان بریزندین Dr. Louann Brizendine استاد روانشناسی بالینی دانشگاه کالیفرنیا سان فرانسیسکو و نویسند کتاب " مغز مردان " در سال 2010 ، تنهایی می تواند عوارض زیادی بر سلامت و مغز افراد بگذارد، ولی به نظر می رسد مردان مسن بیشتر در معرض این خطرات هستند. مردان نسبت به زنان تمایل کمتری به حضور در اجتماع دارند که سبب تشدید تنهایی و دوری آن ها از جمع می شود. مطالعات نشان داده، زندگی با زنان از این نظر برای مردان بسیار مفید است. مردان با روابط پایدار، سالم تر بوده، زندگی طولانی تری داشته و سطح هورمون هایی که باعث کاهش اضطراب می شود در آن ها افزایش پیدا می کند. همچنین زنان برای غدد جنسی مردان هم مفید هستند. بر اساس مطالعه ای که در زیست شناسی تولید مثل در سال 2009 منتشر شد موش نری که با موش ماده زندگی می کرد نسبت به پسرعموهای تنهایش، مدت زمان بیشتری بارور باقی ماند. 9. مردان نسبت به زنان عاطفی ترند در حالی که زنان به عنوان جنس عاطفی تر شناخته می شوند ولی محققان دریافتند نوزادان پسر واکنش های احساسی و رساتری نسبت به دختران نشان می دهند. مردان بالغ هم کمی واکنش های احساسی قوی تری دارند –ولی فقط قبل از این که متوجه احساساتشان شوند (یعنی به محض اینکه خودشان متوجه نمایش احساساتشان می شوند جلوی خودشان را می گیرند). مطالعه ی که در سال 2008 در مجله روانشناسی اسکاندیناوی منتشر شد و حالات چهره مردان را مورد بررسی قرار می داد مشخص کرد هنگامی که مردان به مرحله آگاهی از احساسات خود می رسند دیگر بروز آن در چهره شان مشاهده نشده و روی چهره شان ماسک می زنند. در جوانی پسران یاد می گیرند احساساتی که در جامعه " غیرمردانه " شناخته می شود را پنهان کنند. اما سرکوب احساسات در مردان می تواند پاسخ بدن به عکس العمل " جنگ یا گریز" باشد. محققان دانشگاه لوند در سوئد مطالعه ای در سال 2008 انجام دادند و بر اساس آن نظریه ای ارائه کردند که واکنش قوی یک مرد و سرکوب پس از آن او را برای رویارویی با تهدید آماده می کند.
  21. رکنا: مریم احساس می‌کند که زندگی مشترکش به بن‌بست رسیده؛ می‌خواهد برای همیشه از شوهرش جدا شود. قلبش برای مرد دیگری می‌تپد. برای رسیدن به عشقش حاضر است دست به هر کاری بزند. تصمیمش را می‌گیرد. او برای جدایی، سناریوی خطرناکی را اجرا می‌کند. نه با صحبت، نه دعوا و نه از راه قانون نمی‌خواهد به زندگی مشترکش پایان دهد. نقشه سیاهی را انتخاب کرده است. او نه‌تنها به زندگی مشترکش بلکه می‌خواهد به زندگی شوهرش هم برای همیشه پایان دهد. تردید‌ها هم نمی‌تواند او را از این تصمیم خطرناک منصرف کند. چندبار نقشه‌اش را در ذهن مرور می‌کند. هرچه فکر می‌کرد برای اجرای نقشه‌اش مصمم‌تر می‌شد. او می‌خواهد نفس‌های شوهرش را قطع می‌کند تا بتواند خودش راحت‌تر نفس بکشد. هیچ راهی به جز جنایت برای رسیدن به معشوق پیدا نمی‌کند. تصور می‌کند که اگر مُهر یک جنایتکار را تا ابد روی پیشانی خود بزند، می‌تواند در آسایش آن هم در کنار معشوق خود زندگی کند. نقشه‌اش آن‌قدر سیاه بود که ٣ دختر ١٩، ١٥ و ٨ ساله‌اش را هم فراموش کرده بود. آذرماه ‌سال ٩٢ بود که نقشه هولناک مریم برای قتل شوهرش، در پارکینگ خانه‌شان کلید خورد. مجید وقتی از خانه‌شان بیرون آمد تا به محل کارش برود، نمی‌دانست که معشوقه همسرش با میلگرد در پارکینگ خانه انتظارش را می‌کشد تا او را به قتل برساند. مریم نقشه قتل شوهرش را به همراه پسردایی ٥٠ ساله‌اش اجرا کرد. این زن ٤٢ساله که عاشق پسردایی‌اش شده بود، با همدستی او و برای ازدواج، شوهرش را کشت و جنازه‌اش را به آتش کشید. مریم یکی از ده‌ها زنی است که به‌خاطر خیانت، همسرش را تا پای مرگ کشاند؛ او را کشت و با همدستی معشوقه‌اش جسد همسرش را به آتش کشید. وقتی مریم پس از یک‌سال پنهان‌کاری، دستگیر شد، حسین همدست و پسردایی این زن در بازجویی‌ها پرده از ماجرای قتل برداشت. او ادعا می‌کرد که از زمان مجردی به یکدیگر علاقه‌مند بودند و حتی قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند اما به علت مخالفت‌های شدید، موفق به ازدواج نشدند. از یکدیگر هیچ اطلاعی نداشتند تا این‌که در مراسم بزرگداشت یکی از بستگان همدیگر را ملاقات کردند. از آن‌جا بود که ارتباط‌شان بیشتر شد. مریم در صحبت‌هایش می‌گفت که از زندگی‌اش راضی نیست و قصد دارد از شوهرش طلاق بگیرد، اما وی حاضر به این کار نشده است. همین موضوع انگیزه‌ای شد تا برای رسیدن به یکدیگر، طرح نقشه قتل را بریزند. مریم کلید در ورودی مجتمع محل زندگی‌شان را تهیه کرد و در اختیار حسین گذاشت. او نیز روز حادثه در انباری داخل پارکینگ پنهان شد. زمانی که مجید قصد داشت سوار خودرو شود، از پشت‌سر به او حمله کرد و با میلگردی که آماه کرده بود، چند ضربه به ناحیه سر و گردنش زد. پس از چند دقیقه، مریم به پارکینگ آمد و با کمک یکدیگر جسد را داخل صندوق‌عقب گذاشتند. حسین نیز خودرو سمند مقتول را درحالی‌که جسد در داخل صندوق‌عقب آن بود، از مجتمع خارج کرد. پس از تاریک شدن هوا، خودرو را به تهران برد و در تاریکی شب آن را آتش زد.» با توجه به اعترافات حسین درخصوص طراحی جنایت و معاونت همسر مقتول در جنایت، مریم نیز که چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت، سرانجام لب به اعتراف گشود و همه اظهارات پسردایی‌اش را تأیید کرد. این درحالی است که رویای ١٩ ساله، یکی از دختران مقتول، وقتی شنید پدرش به دست مادرش کشته شده است، گفت: «وقتی متوجه قتل پدرم شدیم، حتی به ذهن‌مان هم نمی‌رسید که کار مادرمان باشد. آن روز مادربزرگم گفت که باید برای انجام کارهای پرونده مرگ پدرم به آگاهی برویم. او گفت که قاتل پدرم دستگیر شده و باید به آن‌جا برویم. وقتی به آگاهی رفتیم و مادرم را دستبند به دست دیدم از شدت ناراحتی بیهوش شدم. بعد از آن چند روز در بیمارستان بستری شدم. اصلا باور نمی‌کردم مادرم چنین کاری کرده باشد. روزهای اول وقتی این خبر را شنیدم خیلی از او کینه به دل گرفتم ولی حالا اوضاع و احوالم کمی بهتر شده است. راحت‌تر می‌توانم با این موضوع کنار بیایم و در واقع عادت کرده‌ام. برای همین دیگر از مادرم کینه و خشم به دل ندارم ولی این را می‌دانم که هیچ‌وقت احساسم و روابطم با مادرم همانند سابق نخواهد شد. او را بخشیدم ولی کاری هم با او ندارم. از طرفی مرتب می‌گوید که بی‌گناه است. دلم برایش می‌سوزد. همیشه احساس می‌کنم نکند مادرم بی‌گناه باشد. اما باز هم به قانون اطمینان دارم و با توجه به مدارک و دلایل ماموران پلیس آگاهی نمی‌توانم حرف‌های مادرم را باور کنم. من ٧‌سال است که نامزدم را می‌شناسم و با او در ارتباط هستم. وقتی این اتفاق افتاد او رفتارش را با من تغییر نداد و گفت که این موضوع نمی‌تواند تاثیری در روابطمان داشته باشد. خانواده‌اش هم همین حرف را زدند و به من آرامش دادند. ولی الان بعد از گذشت این مدت خانواده نامزدم رفتارشان تغییر کرده و از من دوری می‌کنند. فکر می‌کنم به‌خاطر حرف مردم است که کم‌کم روی آنها هم تاثیر گذاشته است.» قتل شوهر با همدستی پسرخاله روی میز بازپرسان و کارآگاهان جنایی کم نیست پرونده‌هایی که در آن خیانت‌ها به جنایت‌هایی تلخ تبدیل می‌شود. زنانی که با همدستی معشوق خود نقشه یک قتل هولناک را اجرا می‌کنند و شوهران خود را مستحق مرگ می‌بینند. زنانی که با تباهی زندگی خود تصور می‌کنند که می‌توانند به خوشبختی برسند، اما به جای خوشبختی آینده‌ای سیاه را برای خود رقم می‌زنند. بسیاری از این زنان ناتوانی در جدایی از همسر را علت اصلی می‌دانند و در یک رابطه نامشروع با وعده ازدواج بعد از مرگ همسر، مرد دیگری را به این کار وادار می‌کنند. آنها به مرحله‌ای می‌رسند که جنایتی چون شوهرکشی رقم می‌خورد اما عدم آگاهی به قوانین در جامعه به‌خصوص ناآگاهی زنان از حقوق قانونی خود نقش مهمی در تصمیم آنها برای قتل شوهران دارد. درست ماننده پرونده‌ای که دیروز روی میز بازپرس دادسرای جنایی پایتخت قرار گرفت. پرونده‌ای که در آن مرد ٤٨ ساله قربانی یک دسیسه شد و به خاطر ارتباط پنهانی همسر ٣٥ ساله‌اش کشته شد. ماجرای این پرونده به سه ماه پیش برمی‌گردد. درست ساعت ٣ بامداد ١٦ تیرماه بود که وقتی وقوع آتش‌سوزی یک خودرو سمند در جاده ورامین به مرکز امدادی اعلام شد، امدادگران پس از اطفای حریق، با جسد مردی روی صندلی شاگرد راننده روبه‌رو شدند. در همان بررسی‌های نخست آثار اصابت ضربات جسم تیز شبیه به چاقو روی بدن متوفی شناسایی شد. ادامه تحقیقات نشان داد که جسد متعلق به «پژمان» متولد ١٣٤٧ است که در منطقه فلکه سوم تهرانپارس زندگی می‌کرده و دارای همسر و دو دختر ١٠ و ١٢ ساله است. در ادامه مشخص شد که همان شب حادثه جوانی حدودا ٣٠ ساله با یک خودرو پژو ٢٠٧ به خانه مقتول مراجعه کرده و پس از قرار دادن خودرو ٢٠٧ در محل پارکینگ متعلق به مقتول، با خودرو سمند سفیدرنگ مقتول و به‌ همراه وی از ساختمان خارج شده است. با توجه به اطلاعات به دست آمده، کارآگاهان در تحقیقات از اعضای خانواده مقتول اطلاع پیدا کردند که مقتول به همراه پسرخاله همسرش به نام «ناصر» ٢٣ ساله و به صورت مشارکتی در زمینه خرید و فروش خودرو فعالیت داشته و به تازگی اقدام به خرید یک خودرو پژو ٢٠٧ کرده‌اند. در تحقیقات پلیس بود که الهام به داشتن رابطه عاطفی با ناصر اعتراف کرد و مشخص شد که با همدستی پسرخاله‌اش نقشه قتل شوهر خود را اجرا کرده‌اند. ناصر در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: «یک روز قبل از جنایت و طی تماس تلفنی با الهام متوجه درگیری شدید بین الهام و همسرش شدم. بسیار عصبانی شدم و تصمیم گرفتم تا این‌بار پژمان را بکشم. به بهانه تحویل دادن پژو ٢٠٧ به خانه مقتول رفتم. مقتول قصد داشت مرا به خانه‌‌مان برساند اما با طرح این موضوع که با یکی از دوستانم در شهرک حکیمیه قرار ملاقات دارم، از وی خواستم تا مرا به حکیمیه برساند. زمانی که به بهانه پیاده شدن از پژمان خواستم تا خودرو را نگه دارد، به محض توقف با چاقو به وی حمله‌ور شدم و چندین ضربه به او زدم و او را به قتل رساندم. جسد مقتول را به صندلی شاگرد راننده منتقل کردم و بی‌هدف به راه افتادم. مسیر اتوبان امام علی را ادامه دادم تا این‌که ناگهان خودم را ابتدای جاده ورامین دیدم. ابتدا قصد آتش زدن خودرو را نداشتم اما پس از چند متری که از خودرو دور شده بودم، تصمیم به آتش زدن آن گرفتم. با بنزین داخل صندوق عقب، صندلی راننده و شاگرد راننده را به آتش کشیدم و به سرعت از محل دور شدم.» با اعترافات این دو متهم، صحنه جنایت هم بازسازی شد و صبح دیروز پرونده نیز برای رسیدگی از دادسرای کهریزک به دادسرای جنایی پایتخت ارسال شد. دسیسه پسرخاله و دخترخاله برای جنایت این تنها پرونده‌ای نیست که روی میز بازپرس جنایی بررسی می‌شود. پرونده‌های مشابه زیادی داشتیم که در آن مردان قربانی دسیسه‌های همسران‌شان شده‌اند و به خاطر یک مثلث عشقی به قتل رسیده‌اند. در پرونده دیگری نیز پنجم مهر ‌سال ٩٢ عشرت با همدستی پسرخاله خود، شوهرش به نام رحمان‌علی را به قتل رساند. متهم در رابطه با این جنایت به مأموران گفت: «من ١٥‌سال بود که ارتباطی با عشرت نداشتم تا این‌که او را در خانه مادرم دیدم. به او گفتم وضع مالی خوبی ندارم. عشرت هم قبول کرد کمکم کند. او چند قطعه زمین را به نام من کرد تا آنها را بفروشم. پس از فروش زمین‌ها، او ٢٠‌میلیون تومان به من داد . چند روز بعد عشرت با من تماس گرفت و مدعی شد زمین‌ها متعلق به شوهرش بوده و او متوجه فروش غیرقانونی زمین‌ها شده است. او مرا ترساند و گفت که باید رحمان‌علی را بکشیم. من ابتدا قبول نکردم اما اصرارهای عشرت و ترس از شوهرش باعث شد که قبول کنم. روز حادثه به خانه آنها رفتم. وقتی رحمان‌علی وارد خانه شد با چوب ضربه‌ای به سرش زدم. با هم درگیر شدیم که عشرت با لوله آب چند ضربه به شوهرش زد و باعث مرگش شد. او سپس از من خواست از آنجا بروم تا با صحنه‌سازی قتل را در جریان سرقت نشان دهد.» دسیسه‌چینی برای قتل شوهر ۱۷ تیر‌ سال ٩٠ نیز مردی ۳۷ ساله به نام کیوان کشته شد و تحقیقات نشان داد که مینا همسر کیوان از سال‌ها قبل با مردی به نام نیما رابطه دارد. بنابراین قتل باانگیزه رقابت عشقی مورد بررسی مأموران قرار گرفت. درنهایت مینا اعتراف کرد که با همدستی نیما دو آدمکش اجیر کرد تا شوهرش را بکشد. تنها دختر مقتول درباره قتل پدرش از سوی مادرش گفت: «نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی بین پدر و مادرم می‌افتاد چون آنها هیچ وقت در مورد مشکلات‌شان با من صحبت نمی‌کردند؛ اما بارها شاهد کتک‌کاری آنها بودم. چند روز قبل از حادثه هم پدرم، مادرم را کتک زد. بیشتر اوقات این درگیری‌ها در اتاق‌شان اتفاق می‌افتاد اما هیچ‌کدام در مورد این‌که از هم جدا شوند، چیزی نمی‌گفتند. من در جریان رابطه مادرم با نیما نبودم، البته می‌دانستم با کسی صحبت می‌کند و برای او هدیه می‌فرستد؛ اما نمی‌دانستم این فرد کیست. من خودم هم با پدرم اختلافاتی داشتم اما بیشتر اختلاف سلیقه بود و ما مشکل خاصی با هم نداشتیم تا این‌که باخبر شدم پدرم کشته شده‌ است و حالا هم درخواست صدور حکم قصاص برای عاملان قتل را دارم.» فروریختن اخلاق در خانواده اما عوامل مختلفی در بروز خیانت زوجین دخیل است؛ به عبارت دیگر مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها باعث می‌شود تا زن یا مردی یا هر دوی آنها در زندگی مشترک به سمت خیانت و برقراری رابطه خارج از چارچوب خانواده گرایش پیدا کنند. سعیدخراط‌ها در این‌باره می‌گوید: «دوستی‌های قبل از ازداوج، حاد‌شدن بیماری سوءظن، بددلی و اختلافات خانوادگی از عوامل مهم در ایجاد روابط با غیر است. اینها مواردی است که در بسیاری از پرونده‌های خیانت زوجین دیده می‌شود.» اما به گفته این آسیب‌شناس اجتماعی آنچه بیش از همه باعث شکل‌گیری و گسترش این پدیده در جامعه امروز ایرانی شده است، فروریختن پایه‌های اخلاقی در خانواده‌هاست. او این فروریزش اخلاقی را این گونه توضیح می‌دهد: «متأسفانه حرمت خانه و خانواده‌ها مانند گذشته پاس داشته نمی‌شود، انواع و اقسام هتک حرمت و رد شدن از خطوط قرمز خانواده از سوی زن و مرد به‌خصوص زوج‌های جوان آن هم به دفعات زیاد باعث شده تا پایه‌های اخلاقی خانواده متزلزل شود. خانواده‌ای که در آن اخلاق وجود نداشته باشد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.» او اضافه می‌کند: «ازدواج‌های اجباری و زود‌هنگام و اختلالات جنسی از دیگر مواردی است که می‌تواند زمینه‌ساز بروز خیانت در خانواده باشد؛ اما این موارد در شرایط امروز چندان عامل تعیین‌کننده‌ای نیست.» تزریق خیانت به جامعه این آسیب‌شناس اجتماعی در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از انحطاط اخلاقی خانواده‌ها چه باید کرد، می‌گوید: «نمی‌توان در حوزه اخلاق بخشی عمل کرد؛ وقتی اصول اخلاقی در همه شئون و مناسبات اجتماعی خدشه‌دار می‌شود؛ وقتی خیانت در امانت در اداره‌ها و موسسات مالی بانکی تکرار می‌شود، چطور می‌توان بچه‌ها را به امانتداری تشویق کرد. متأسفانه همه سطوح جامعه ما دچار بی‌اخلاقی شده است. در ابعاد اقتصادی این بی‌اخلاقی‌ها خودش را با ارتشا و اختلاس نشان می‌دهد و در حوزه خانواده خیانت زوجین نمود عینی این بی‌اخلاقی است.» او اضافه می‌کند: «البته مسأله خیانت در خانواده از منظر دیگری هم قابل بررسی است. وقتی زن‌ها می‌بینند که مرد‌ها اجازه خیانت دارند، خوب آنها هم احساس بی‌عدالتی می‌کنند. این‌که قانون چنین اجازه‌ای را به مردها داده یک چیز است و رضایت زن‌ها از این قانون مسأله دیگر. هیچ زنی به تعدد همسر برای مردش راضی نمی‌شود. قانونگذار باید قوانین را از دل جامعه استخراج کند. جامعه ایرانی گرایش به سمت تک‌همسری دارد.»
  22. شرایط ازدواج داِیم چیست

    خانمهایی که غریزه جنسی فشار زیادی بر آنها می آورد ولی به دلایل مختلف نمی توانند آن را برآورند و یا ازدواج دائم داشته باشند،چه کاری میتوانند انجام دهند؟ کسانی که غریزه جنسی فشار زیادی بر آنها می آورد ولی به دلایل مختلف نمی توانند آن را برآورند و یا ازدواج دایم و یاغیر دایم کنند چه راه حلی دارند؟ پاسخ: برای دستیابی به پاسخ پرسش فوق نکاتی را یادآوری می کنیم: 1ـ حکمت غریزه جنسی در بشر استمرار و بقای موجودات زنده برخوردار از حکمت و فلسفه ای است که در اصل وجود آنان بوده است و آفریدگار جهان آن را از دو راه عملی می کند: 1ـ از طریق تغذیه و رساندن مواد لازم به بدن برای جایگزینی آنچه از آن به تحلیل می رود. 2ـ از راه لقاح. اولی موجب بقای ذات و خود موجود است و دیگری وسیله استمرار نوع در بستر زمان است. در این میان، حیوانات اصولاً توجهی به ضرورت بقا ندارند و تنها بر اساس غریزه عمل می کنند و انسانها هم ممکن است بر اثر غفلت و یا نداشتن انگیزه ماندن، در پی عملی شدن عامل بقای خود نباشند و این اهمال کاری، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجامید. بدین جهت خداوند حکیم و مهربان، میل به تغذیه و جنس مخالف را در وجود آنان قرار داد، تا اینکه آنها از خوردن و آشامیدن و لقاح، احساس لذت کرده و به انگیزه ارضای این خواست طبیعی خود، نسبت به این دو عمل اقدام کنند و به موجب آن همواره در صدد اجرای عامل استمرار وجود خویش باشند. 2ـ نیرومندی غریزه جنسی قدرت و قوّت بسیار غریزه جنسی و میل به خوردن و آشامیدن در بشر و تأثیر فراوان و غیر قابل انکار آن در چرخه زندگی او و نقش بنیادی و بسیار قوی آن در شکل دهی به شخصیت و رفتار و افکار او و سمت و سوی بخشی به تحرکات فردی و اجتماعی او قابل انکار نیست. و بدین جهت و بر همین مبنا دو مکتب «فرویدیسم» و «مارکسیسم» در عرصه حیات فکری بشری پدید آمد، و هر یک از دو مکتب با بزرگ کردن بیش از حد هر کدام از آن دو خواسته طبیعی و اصالت دادن به آن، همان را پایه و اساس شخصیت و حیات بشری قرار داده و سایر نیازها و امیال او را بازتاب و برآیندی برای آن به شمار آورد. در این میان غریزه جنسی از قدرت و نیروی فزونتری برخوردار است و حکمت آن هم شاید به جهت وجود زحمات و رنجهایی باشد که بر اثر این غریزه برای مرد و به ویژه زن، در بارداری و تربیت و تأمین فرزند پیش می آید. 3ـ خطرات شهوت گرایی میل به لقاح که در اصل آفرینش به جهت تأمین بقای موجودات زنده، در نهاد آنها به ودیعت سپرده شد، آنگاه که در اختیار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاکت و تباهی او نیز به کار رفت. این غریزه، اگر رها شود، همچون موریانه که بی رحمانه بر درختان تناور هجوم می آورد و از درون آن را پوک و تهی می سازد، جسم و جان آدمی را به تحلیل برده و رفته رفته به ویرانی و سقوط می کشاند. این غریزه چنانچه در اختیار هوا و ه- و- س بشر قرار گیرد، بلایی که بر مغز و اعصاب و قوای جسمی و روانی او وارد می کند به گفته یکی از عالمان سترگ اخلاق و تربیت همچون کارگزار ستمگری است که رییس حکومت او را، مطلق العنان بر جان و مال مردم مسلط کند و او به تدریج تمامی اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند و آنها را در بدبختی و دریوزگی رها سازد. ولی اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطیع آن گردد، بسان کارگزار عادلی است که مالیات را عادلانه از مردم می گیرد و سایر اموال آنان را برای خود آنها باقی می گذارد و در نتیجه هم دستگاه حکومت اداره می گردد و خدمات آن متوقف نمی شود و هم مردم به زندگی عادی خود ادامه می دهند و بدین سان نه تنها غریزه جنسی با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلکه سایر قوای بدن نیز سالم مانده و با نشاط به وظایف مربوط به خود خواهند پرداخت.(1) شهوت جنسی، غریزه ای بسیار مقتدر و بی رحم است که اگر با بی بند و باری پیروی شود، تمام قوای انسانی را مقهور خویش می سازد. نیروی جسمانی و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعیف می برد، ذهن را مسموم، اندیشه را مغشوش و قدرت تصمیم گیری و اراده بشری را تباه می کند. پیروی بی بند و بار از این غریزه، همت آدمی را پست، فکر را نزدیک نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشکلات حیات و فراز و نشیبهای آن، ناتوان و علیل می کند و قلب را که می تواند حرم خداوند و جایگاه او گردد، به لانه شیطان و جولانگاه ابلیس تبدیل می سازد. سخن گرانبهایی از رسول اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چیز بر امت خود نگرانم: گمراهی و انحراف پس از معرفت و هدایت؛ حوادث و وقایع گمراه کننده و شکمبارگی و شهوترانی.»(2) خطر تهاجم فرهنگی و تعرض به مرزهای اعتقادی و معنوی ما کمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافیایی نیست، که به مراتب از آن حساس تر و مصیبت بارتر است. مقابله با متولیان و لشکریان تهاجم فکری، همچون مبارزه با متجاوزان ارضی، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر می خواهد، قربانی و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبیر می طلبد. سلاح این میدان، اسلحه گرم و سرد نیست، حربه آن، دانش و بصیرت و تقواست که مسلح شدن به آن، جز با روی گردانی از شهوت پرستی و بی بند و باری میسر نیست. 4ـ راه حل اصلی بحران تعبیر از غریزه جنسی و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازی و یا بزرگ نمایی نیست، بلکه حقیقتی است روشن، برای همه کسانی که شخصیت جوان را به خوبی می شناسند و یا خود جوانند و یا دست کم دوران جوانی خود را کم و بیش به یاد دارند. ابتدا گفتیم حکمت از غریزه جنسی استمرار و بقای نوع بشر است و لذا سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است. انسان با نکاح بموقع و در وقت نیاز ـ بی آنکه به دیری یا زودی آن فکر کند ـ به مقبول ترین و کامل ترین صورت خود به نیازمندی خویش پاسخ مثبت می دهد و پیش از آنکه به عواقب و پی آمدهای آزاردهنده و فشارهای غریزه به دنبال آن عقده های روانی دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژی انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعی و مشروع ـ بی اضطراب و نگرانی ـ فرو نشانده است. و این نخستین توصیه دین در این مورد است. رسول اکرم(ص) می فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فلیتزوّج ...؛ ای جمعیت جوانان هر کس از شما توانایی ازدواج دارد ازدواج کند ...».(3) از حضرت صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «جاء رجل إلی أبی علیه السلام فقال له: هل لک من زوجة؟ قال: لا، فقال أبی: ما احبّ أنّ لی الدّنیا و ما فیها و انّی بتّ لیلة و لیست لی زوجة. ثم قال: الرّکعتان یصلّیهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبی سبعة دنانیر ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبی: قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لکم؛ مردی به محضر پدرم ـ که درود خدا بر او باد ـ رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسری داری؟ عرض کرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالی که یک شب را بی همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو رکعت که مرد زن دار بجای آورد بهتر است ازمرد بی همسری که شبش را به نماز قیام کند و روزش را با روزه تمام کند. آنگاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج کن. سپس پدرم از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمود: برای خود تشکیل خانواده دهید که برای روزی شما بهتر و مفیدتر است.»(4) روایات در این باره فراوان است که به همین دو نمونه بسنده می کنیم. 5ـ کنترل اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی بسیار فراتر از فشارها و رنجهای عزوبت و بی همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب می شود. و لذا چنین کسی یا باید خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد. قرآن کریم می فرماید: «و لستعفف الّذین لا یجدون نکاحا؛ و باید آن کسانی که ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند.»(5) کنترل این غریزه به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد، 1ـ کنترل منفی. 2ـ کنترل مثبت. 5ـ1ـ کنترل منفی غالبا وقتی سخن از کنترل غریزه جنسی به میان می آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می شود. و آن این است که کسی با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده اش مبارزه و مقابله کند و به سوی ارتکاب جرم نرود، چنین کاری گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر کسی پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصی به کنترل غریزه سفارش می شود، با چنین برداشتی از آن، و تصور دشواری و زیانباری آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایی سر باز می زند. 5ـ2ـ کنترل مثبت غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهیز از صحنه ها و کارهایی است که به تحریک این غریزه می انجامد. این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی زیان و بلکه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه ای است با سرعت معمولی و قانونی، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چندانی ندارد، بر خلاف ماشینی که با سرعتی بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر می کند. که چه بسا به کلی اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب برای وسیله و صاحب آن به همراه دارد. و بی زیان است، زیرا با این حال کنترل غریزه فشاری بر جسم و روان تحمیل نمی کند تا به آن صدمه ای وارد شود. و مفید است چون موجب می شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفوظ بماند و انرژی و سرمایه های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. پیش از این نیز از قرآن کریم نقل کردیم که باید کسانی که قدرت و وضعیت مساعد برای ازدواج ندارند عفت پیشه کنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصی منافی با آن را دارد، ولی با تأمل بیشتر معلوم می شود که آیه کریمه معنایی عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمی شمریم: 1ـ پرهیز از فکر و ترسیم صحنه های محرک در ذهن و خیال. عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت(ع) فرمود: «انّ عیسی قال للحواریّین: ... انّ موسی امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد فی بیت مزوّق فأفسد التزاویقَ الدّخان و ان لم یخرق البیت؛(6) عیسی به اصحاب خود گفت: ... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینکه زنا کنید زیرا کسی که خیال زنا کند مانند کسی است که در خانه ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی سوزاند ولی زینت و صفای آن را مکدّر کرده و فاسد می کند.» 2ـ دوری از نگاههای مسموم و مناظر تحریک آمیز. قرآن کریم در دو آیه متوالی دستور به اغماض و نگهداری چشم از نگاه حرام و ه- و- س آلود داده است. در آیه اول می فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ...؛ به مؤمنان بگو دیدشان ـ را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههای خود را ـ از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آیه بعدی می فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ...؛ به زنان مؤمن بگو ـ چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههای خویش را محافظت کنند.»(7) جالب این است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم می دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اکرم(ص) می فرمایند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه؛ نگاه ه- و- س آلود ـ تیری است مسموم از تیرهای شیطان. هر کس آن را به جهت خوف الهی ترک کند، خداوند ایمانی به او می بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس می کند.»(8) 3ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهای تحریک کننده و مبتذل. در حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهی عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال یسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛ مردی از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرک پرسید. حضرت از آن نهی کرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود»(9) و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»(10) 4ـ اجتناب شدید از گفتگوهای دوستانه و نشستهای غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریک آمیز. از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغی إلی ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق یؤذی عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان یؤذی عن الشّیطان فقد عبد الشیطان؛ هر کس به سخن گوینده ای گوش فرا دهد او را بندگی کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند قطعا بندگی شیطان کرده است.»(11) 5ـ اعتدال در خوردن. بی تردید پرخوری و بی نظمی در خوردن در ذخیره سازی و انباشتن موادی که نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولی در صورت اعتدال و کم خوری سهم ناچیزی از آن صرف تهیه آن مواد می شود. در حدیثی که قبلاً از پیامبر گرامی(ص) نقل کردیم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغیب می کنند می فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛ هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروی غریزه او را تضعیف می کند.»(12) 6ـ اشتغال، ورزش و سرگرمیهای مفید. زیرا با وجود فراغت، هم موادغذایی در تقویت غریزه به مصرف می رسد و هم فکر و خیال مصروف چاره سازی در تفریغ آن می شود. و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضّل» می فرمایند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه ...؛ و همین گونه انسان اگر بی کار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار می شود و بر اثر آن به مسایلی مبتلا می شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد ...»(13) 7ـ تلاوت قرآن. بی شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان می برد و زخمهای پنهان را التیام می دهد، و همتها را تا آسمانها بالا می برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات می بخشد. امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه هاست.»(14) خلاصه اینکه: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسی نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحی که بیان شد و سپس کنترل منفی با وجود همه زیانهای آن، ولی هیچ گاه به بی بند و باری و افسارگسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگیرتر از ضرر کنترل منفی می داند. این نوشتار را با این جمله به پایان می بریم که بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول ساخت.»
  23. مریم با انبردست انگشت هایم را فشار داد تا برگه رسید را امضا کنم / شکنجه های یک مرد در زیر زمین خواهر و برادر جوان، مرد طلبکار را در زیرزمین رستوران شان شکنجه دادند تا با گرفتن رسید پول از وی از بدهکاری میلیونی شان فرار کنند. زمستان سال 94 مرد میانسالی به نام محمد به دادسرا رفت و از یک خواهر و برادر که وی را ربوده بوده و شکنجه کرده بودند شکایت کرد. وی گفت: مبلغ 320 میلیون تومان به من ارثیه رسیده بود که به پیشنهاد خواهرزاده ام تصمیم گرفتم آن را برای راه اندازی یک سفره خانه سنتی در زیرزمین یک رستوران در خیابان تهرانپارس سرمایه گذاری کنم. با صاحب رستوران به نام مهران و خواهرش مریم که با هم شریک بودند قرار گذاشتم و مبلغ 320میلیون تومان را به آنها دادم و در عوض چک ضمانت گرفتم. 2سال از این ماجرا گذشت اما مهران و خواهرش برای راه اندازی سفره خانه در زیرزمین رستوران کاری انجام ندادند به همین خاطر و برای پس گرفتن پولم مقابل در رستوران رفتم اما مهران دقایقی مرا مقابل در معطل کرد. همان موقع چند مرد ناشناس به من حمله کردند مرا به زور به زیرزمین رستوران بردند. در آنجا مهران و خواهرش به شدت مرا کتک زدند و شکنجه دادند. آنها می خواستند از من رسید پولهایم را بگیرند. مریم با انبردست انگشت هایم را فشار داد تا برگه رسید را امضا کنم.من هم رسیدی را که در آن نوشته شده بود مبلغ 30 هزار دلار و 80 سکه بهار آزادی در عوض طلبم از آنها دریافت کرده ام را مضا کردم و آنها مرا رها کردند. وی ادامه داد: به دادسرا رفته و از این خواهر و برادر شکایت کرده بودم که یکی از دوستان قدیمی ام سراغم امد و پیگیر ماجرا شد. او گفت در دادسرای ناحیه 4 آشنا دارد و می تواند در ازای دریافت 7میلیون تومان حکم جلب خواهر و برادر کلاهبردار را بگیرد. من که به او اعتماد کرده بودم حرفش را باور کردم. او یک شب با من تماس گرفت و از من خواست مقابل در دادسرا حاضر شوم. او حکم جلب خواهر و برادر کلاهبردار را به من نشان داد و 7 میلیون تومان پول از من خواست اما چون به او گفتم پولی همراه ندارم چک 320 میلیونی ضمانت را از من گرفت. روز بعد برای بررسی اوضاع مقابل در رستوران رفته بودم که دوستم را آنجا دیدم و فهمیدم آنها با هم در ارتباط هستند و برای گرفتن چک ضمانت از من با هم برنامه ریزی کرده بودند. به دنبال شکایت این مرد از خواهر و برادر کلاهبردار و دوست صمیمی اش آنها بازداشت شدند و صبح امروز- یکشنبه 24 مردادماه- در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قضی حسین اصغرزاده و با حضور دوقاضی مستشار پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه مهران که با قرار وثیقه آزاد است در جایگاه ویژه ایستاد ومنکر آدم ربایی و کلاهبرداری شد. وی گفت: چون دوسال قبل از همسرم جدا شده بودم و باید 320 میلیون تومان به همسرم مهریه می پرداختم این پول را از احمد قرض گرفتم و در ازای آن به او پول نزول پرداخت می کردم. زن جوان نیز منکر شرکت در آدم ربایی و کلاهبرداری شد و خودش را بی گناه خواند اما متهم سوم در دادگاه حاضر نشد. بنا به این گزارش، در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند./منبع:رکنا
  24. پشت هر مرد موفقی زنی .....

    پشت هر مرد موفق زنیست که صبح ها قبل از همسرش از خواب بیدار میشود ، برایش صبحانه آماده میکند و با بوسه و آرزوهای خوب به خدا میسپاردش... که بعد از رفتنش ، با عشق لباس هایش را اتو میکند و با عطری که دوست دارد روی چوب لباسی می آویزد... وقتی ظهر شد ، گوشی را برمیدارد پیامکی مینویسد و میگوید "بدون تو هیچ چیز از گلویم پایین نمیرود مرد دوست داشتنی أم " و به شام مورد علاقهء همسرش فکر میکند و لباس زیبایی که به تازگی خریده است و میخواهد بپوشد... بیکار که میشود کتاب میخواند و توی دفتر خاطرات مشترکشان از عشقی مینویسد که هر روز بیشتر میشود و هردویشان را وفادارتر میکند... به زمان آمدن همسرش که نزدیک شد ، زیباترین لباسش را میپوشد و موهایش را می بافد ، صدای زنگ که می آید میرود سراغ در ، آرام بازش میکند و همسرش را در آغوش میگیرد ، بعد با لیوان شربت کنارش مینشیند و از روزی که در خانه گذراند می گوید و شعر تازه أش را میخواند... با شیطنت و حرف و خنده به شام میرسند و بعد هم آرام تر از همیشه در آغوش هم به خواب میروند ... پشت هر زن خوشبخت مردیست که عاشقانه دوستش دارد ، که روزهای تعطیل زودتر از بانویش بیدار میشود ، نان تازه میخرد و صبحانه را آماده میکند ، برای بیدار کردن همسرش پرده ها را کنار میزند و نور را به مهمانی چهره ی پر آرامشش میبرد ، موهایش را نوازش میکند و می بوسد.... ناهار را در کنارش درست میکند و مدام قربان صدقهء مهربانی أش میرود ، بعد از شستن ظرف ها به گوشی همسرش که توی اتاق است پیامک میدهد : "خانوم زیبایی که دلتان خرید میخواهد و هوس عکاسی کرده اید ، لطفاً لباس هایتان را پوشیده و برای رفتن آماده شوید " وقتی همسرش می آید و با ذوق در #آغوش میگیردش ، میخندد و دست توی دست میروند که خوشبختیشان را با آدم ها تقسیم کنند... برای همسرش لباس های گلدار انتخاب میکند و توی اتاق پرو با چشمک میگوید : "چقدر زیباتر شدی ، حالا گل های این پیراهن عطر زندگی گرفته اند " هردو عاشقانه به هم نگاه میکنند و با دستانی پر از عشق میروند پاتوق همیشگیشان شام میخورند و بعد می آیند خانه ، آرام و خوشبخت میخوابند و خواب های رنگی می بینند... "پشت هر زندگی عاشقانه ای مرد موفق و زن خوشبختیست که برای عاشق ماندن تلاش میکند" !! نویسنده:نازنین عابدین پور
  25. اولویت اول مردان

    قابل توجه زنان:اولویت اول مردان، شغلشان استبه طور کلی مردان بیش از هر چیزی برای شغلشان اهمیت قائلند و همواره آن را در اولویت قرار می دهند؛ هنگامی که مرد، علاوه بر اینکه ثبات شغلی دارد، روز به روز هم پیشرفت کاری بیشتری داشته باشد و موقعیت بهتری پیدا کند، احساس موفقیت و ارزشمندی خواهد کرد و ارتقای شغلی و مالی، به او احساس اقتدار و اعتماد به نفس بیشتری می دهد. در نقطه مقابل، وقتی مرد از لحاظ شغلی شکست می خورد و یا علیرغم تلاش بی وقفه پیشرفت قابل توجهی نمی بیند، آنچنان به هم می ریزد که حتی ممکن است احساس درماندگی کند و اعتماد به نفس خود را به کلی از دست بدهد.اینکه اولویت اول مردان شغلشان است، به هیچ وجه به این معنا نیست که به موضوعات دیگر زندگی، از جمله خانواده و همسر خود بی اعتنا هستند؛ بلکه معنایش این است که همه چیز، بعد از شغل برایشان اهمیت دارد. از نظر یک مرد، همسر خوب کسی است که بتواند آرامش و امنیت را در خانه به وجود بیاورد و حفظ کند تا اوبتواند در آوردگاه شغلی خود، تمرکز لازم را داشته باشد. وقتی زن، بنا را بر ناسازگاری، تنبلی و لجبازی می گذارد یا به واسطه عدم حضورش در خانه، امنیت خانه را زیر سوال می برد، مرد را دچار استرس می کند و این نگرانی و به هم ریختگی مرد، به شغلش منتقل می شود. در واقع او احساس می کند که با وجود چنین زنی، نمی تواند پله های موفقیت را طی کند.جنس مخالف را این جوری ببینید بهتر است

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×