رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'فرار'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رمانخونه در یک نگاه
    • میزکار
  • بخش ادبی
    • داستان و حکایات کوتاه
    • مطالب و متون
    • متفرقه ادبی
  • بخش ویژه
    • ویژه های رمانخونه
    • مسابقات انجمن
  • بخش عمومی
    • الفبای زندگی
    • آشپزی
    • ورزشی
    • متفرقه عمومی
    • موبایل و تبلت
    • کامپیوتر و لپ تاپ
  • بخش هنری
    • سینما ، تلویزیون و تئاتر
    • موسیقی
    • بیوگرافی و زندگینامه
    • دانلود
    • متفرقه هنری
  • بخش تصاویر
    • گالری عکس شخصیتها
    • گالری عکس شهرها و آثار باستانی
    • گالری عکس های متفرقه
  • بخش خبری
    • جدیدترین اخبار
  • سرگرمی مسابقات ویژه متفرقه
  • نویسندگان موضوع ها

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها


جنسیت


محل زندگی


متولد روز


متولد ماه


متولد سال


حالت اصلی من


حالت فرعی من

15 نتیجه پیدا شد

  1. دانلود رمان فرار سپید از زهرا حسنی

    نگارش 1.0.0

    40 دریافت

    نام رمان: فرار سپید نام نویسنده: زهرا حسنی ژانر: عاشقانه و اجتماعی تعداد صفحات: 338 خلاصه داستان: داستان دختری ست 25 ساله، که طی یک سری افشاگری‌ها، مهم ترین قرار زندگی اش را نادید می‌گیرد و به عبارتی قرار را بر فرار ترجیح می‌دهد. فراری که زندگی اش را تحت شعاع قرار می‌دهد و... قسمتی از داستان: بهت‌زده به داخل فنجان روبه رویش نگاه می‌کند. انعکاسی از تصویر چشمانش، در آن مایع قهوه‌ای‌رنگ نقش بسته بود. حس می‌کرد زندگی‌اش همانند آن قهوه، رنگی تیره به خود گرفته است. تمام آرزوهایش، هدف‌هایش و علی‌الخصوص احساسی که تازه به خود قبولانده بود و داشت می‌پذیرفت! باز دست لرزانش را به سمت پاکت کذایی روی میز می‌برد و آرام بلندش می‌کند. باورش نمی‌شد که دنیای رنگی‌اش، به اعماق دره‌ی نابودی کشیده شده و یک باره همگی رنگ‌باخته باشند! دو مرتبه می‌خواهد به محتویات آن پاکت نامه نگاه کند که بین راه، پشیمان دست پس می‌کشد.. می‌لرزد و می‌ترسد! می‌ترسد که دل ضعیف و‌ ترک خورده‌اش این بار، کاملاً خرد شود... ریز و ریز تر! کلافه، تکیه بر پشتی صندلی می‌دهد. نگاهش می‌چرخد و مجذوب حلقه‌ی نقره فام تک نگینش می‌شود. دستش را بالا می‌آورد و خیره براندازش می‌کند. سردرگم و دودل بود. نمی‌دانست به کدام یک از حرف‌های دلش گوش دهد؟! نمی‌دانست باید در مقابل تقدیر اجباری‌اش بسوزد و بسازد و یا سنگ شود، محکم شود و مقابله کند با اصلِ ماجرای آینده‌ای که در برابرش قد علم کرده بود و قصد زمین زدنش را داشت؟! بالاخره، از حلقه نگاه برمی‌دارد و با زانوهایی سست شده و بی رمغ، از جایش بر می‌خیزد و با انزجار و بی میلی، پاکت را داخل کیف چرمش جای می‌دهد. *برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید. توضیحات: فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون

    رایگان

  2. 26 دی سالروز فرار شاه

    دی ماه سالروز فرار شاه از کشور سرانجام در روز 26 دی 1357 محمد رضا شاه مجبور شد ایران را به سمت کشور مصر ترك كند، و این در حالی بود كه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند. ساعت دو بعد از ظهر 26دی ماه بود که خبر فرار شاه از رادیو پخش شد، فریاد شادمانی مردم ایران به هوا رفت، چراغ اتومبیل ها روشن شد، برف پاک کن ها به رقص درآمدند، بوق ها به راه افتاد، و غلغله شهر های ایران را برداشت.برخی عکس شاه را در اسکناس درشت پانصد تومانی و هزار تومانی سوراخ کرده بودند و بر دست گرفته بودند. جمعی نیز عکس های حضرت امام خمینی (ره) را بین سرنشینان اتومبیل ها پخش می کردند. پس از شکست جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی و ازهاری در اداره کشور و مهار كردن خشم و نفرت مردم نسبت به حکومت پهلوی، شاه آخرین تیر خود را رها كرد و سعی كرد با انتخاب یكی از اعضای جبهه ملی كه به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همین جهت شاپور بختیار به شرط گرفتن اختیارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از رای اعتماد مجلس به دولت، نخست وزیری را پذیرفت. سرانجام در روز 26 دی 1357 محمد رضا شاه مجبور شد ایران را به سمت کشور مصر ترك كند، و این در حالی بود كه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند. روایت فرح از فرار جریان این فرار از زبان فرح دیبا همسر شاه كه در آخرین روزهای حضور شاه در ایران در كنار او و همسفر او در خروج از كشور بوده است، اینچنین نقل شده است: "عزیمت اشك آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریكا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود كه دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می كرد در حالی كه ما اصلا اطلاع نداشتیم. وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشكوك شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار كشور را ترك خواهیم كرد. ما در روزی كه بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می كردیم." وقتی شاه مجبور به فرار شد گسترش موج اعتصابات، کشور را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. تا جایی که شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد تا اینکه شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلس به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت. شاه پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. در ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند. به استراحت احتیاج دارم! شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.» در آخرین روزها همسر شاه یعنی فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به او، طبق قانون اساسی جلب نماید. اما شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. فرح دیبا در خاطرات خود اینچنین آورده است: "محمدرضا از آن كه مجبور به ترك وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یك بعد از ظهر گذشته بود كه ما در میان بدرقه دكتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دكتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دكتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملكتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترك گفتیم. " او ادامه می دهد: "محمدرضا در گفتگوی كوتاهی كه پای پلكان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه كرد همان طور كه در موقع تشكیل این دولت گفته بودم مدتی است كه احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این كه خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اكنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی كه پس از سنا داده شد امیدوارم كه دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این كار ما مدتی به همكاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد كلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملكت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم.." ماه‌ها بود خواب راحت نداشتیم فرح در بخش دیگری از خاطراتش می گوید: "محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریكا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریكا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماه‌ها بود از وحشت این كه به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم". و این چنین شد که ساعت حدود چهار بعد از ظهر روزنامه های اطلاعات و کیهان با تیتر "شاه رفت" منتشر شدند. تیتر روزنامه ها از همیشه درشت تر بود. مردم روزنامه ها را بر سر، دست گرفته بودند و به یکدیگر نشان می دادند. برخی بین کلمه "شاه" و "رفت" ابرو باز کرده، با دست کلمه "در" را اضافه کرده بودند. در نتیجه تیتر روزنامه ها به صورت " شاه در رفت" خوانده می شد.
  3. row Tom Clancy's Splinter Cell: Pandora Tomorrow دومین بازی از سری اسپلینترسل است که توسط یوبی‌سافت تولید و انتشار یافته است. داستان این بازی توسط نویسنده آمریکایی تام کلنسی نوشته شده‌است. نسخه دوم Splinter Cell موسوم به Pandora Tomorrow، هجده ماه پس از نسخه اصلی آن انتشار یافته است. سام فیشر که قهرمان اصلی سری بازی های Splinter Cell می باشد، بعد از اولین بازی، دوباره و با ماموریت های جدیدی برای دولت ایالات متحده، بازگشته است. یکی از ویژگی های اضافه شده در این نسخه از بازی امکان انجام ماموریت ها در گروه های کوچک جاسوسی می باشد. مکان های مختلفی از جمله قطار مسافربری که در پاریس حرک می کند و اردوگاه نظامی در اندونزی، برای ماموریت ها در نظر گرفته شده است که هیجانات زیادی نیز به دنبال خواهند داشت. 8 ماموریت در این بازی وجود دارد که برخی از آن ها ممکن است بسیار طولانی باشد. ویژگی های بازی Tom Clancy's Splinter Cell: Pandora Tomorrow: - محیط و صحنه های زیبا - افکت ‏های تصویری و نور ویژه - حالت همکاری جدید و انجام حملات - نو آوری در بازی چند نفره - و ... سیستم مورد نیاز - System: 1Ghz or equivalent - RAM: 128 MB - Video Memory: 64 MB - Hard Drive Space: 2500 MB - DirectX v8.1 - Operating System: Windows 98/2000/ME/XP دانلود با حجم 292.81 مگابایت
  4. فوتبالیست مطرح ایرانی پس از کلاهبرداری میلیاردی از کشور فرار کرد یکی از فوتبالیست های نسبتا مطرح کشورمان در اقدامی عجیب از کشور خارج شد و ظاهرا قرار نیست دیگر برگردد. به گزارش روپلاس، فوتبالیست که باشی و نامی و نشانی و اعتباری دست و پا کرده باشی می توانی در جهت مثبت و منفی، کارهای زیادی انجام دهی. دامادشان، که طلافروش بود، بدجوری وسوسه اش می کرد: "بیا و از اعتبارت استفاده کن، تو در این فوتبال آنگونه که باید به حقت نرسیدی، بیا حرف مرا گوش کن،می توانیم برای یک عمر، بارمان را ببندیم و برویم." وسوسه ها و حرف های داماد بالاخره کار خودش را کرد و فوتبالیست قصه ما خام شد... روزی از روزها به بخش فروش کارخانه روغن... مراجعه کرد تا نماینده فروششان باشد. بر اساس همان اعتباری که داشت به او سخت نگرفتند و اصلا برایشان جذاب هم بود که یک فوتبالیست نسبتا مطرح نمایندگی فروش محصولاتشان باشد. روزها که گذشت رقم فروش نمایندگی فوتبالیست داستان ما میلیاردی شد. حالا نوبت جناب داماد بود که ادامه کار را دست بگیرد. "ظرف چند روز همه پول ها را به دلار تبدیل می کنم خیالت راحت"، کارها از قبلش ردیف شده بود و اموال منقول و غیرمنقول فروش رفته بود. مانده بود تبدیل پولها به دلار که آن هم انجام شد و فوتبالیست قصه ما با داماد محترم ار کشور خارج شدند و دیگر هیچ خبری و اثری هم از آنان نشد و اصلا از اول هم قرار نبود وقتی رفتند دیگر خبری از آنها بشود! خبرورزشی
  5. فرار هالیوودی عروس ایرانی از سوئد+عکس

    فرار هالیوودی عروس ایرانی از سوئد+عکس دختر ایرانی که هنگام خرید دربازارهای شهر استانبول با یک جوان خوش‌پوش و قدبلند ترکیه‌ای آشنا شده وبه او دل بسته بود، نمی‌دانست پس ازازدواج با این مرد شیاد و سفر به سوئد، چه سرنوشت شومی درانتظارش است. به گزارش مشرق،دختر نگونبخت مدتی پس ازسفربه اروپا، پی برد همسرش ازتبهکاران حرفه‌ای است. اما به محض اطلاع ازاین راز، توسط شوهرش درخانه‌ای روستایی زندانی شد. «ارغوان» که مدت یک ماه دراسارتگاه زیرزمینی محبوس بود، سرانجام به فکر فرار افتاد و طی چنــــــــد شبانه روز موفق به کندن یک تونل زیرزمینی شد و پس از نجات از راه این تونل باریک به کمک روستاییان خود را به سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد رساند و تقاضای کمک کرد. زن ۲۴ ساله که پس ازشرح ماجرای زندگی هولناکش باکمک مسئولان سفارت راهی ایران شده بود به محض ورود راهی دادگاه خانواده شد تا با پاک کردن شناسنامه‌اش از نام مردی که همه رؤیاها و آرزوهایش را به تاراج برده بود، به کابوس دو سال زندگی پر از شکنجه‌اش پایان دهد. ارغوان با چهره‌ای پژمرده، چشم‌هایی کم فروغ و گودافتاده روی نیمکت راهروی دادگاه نشسته و بی‌آن‌که حواسش باشد، به گوشه‌ای زُل زده بود. انگار نمی‌دانست برای دادخواست «طلاق غیابی» به آنجا آمده است. درست چهار سال پیش بود که با «سینان» جوان اهل ترکیه آشنا شد. جوانی به گفته او قد بلند و خوش تیپ که در بازار معروف «اوت لیت» استانبول پرسه می‌زد. ارغوان و مادرش برای خرید پوشاک به آن بازار رفته بودند و بهانه آشنایی ارغوان با پسر ترک تبارپیداکردن یک مغازه پوشاک برای خرید مناسب بود تا لباس‌ها را برای فروش به تهران ببرند. در آن چند روز «سینان» با چرب زبانی به مادر و دختر کمک کرد تا اجناس مناسبی پیدا کنند و به همین دلیل ارتباط آنها در سفرهای بعدی هم ادامه پیدا کرد تا آنکه بعد از دو سال ارغوان احساس کرد دلباخته سینان شده است. از نگاه ارغوان او پسری مؤدب و تحصیلکرده بود که می‌توانست خوشبختش کند. همزمان سینان هم به ارغوان علاقه‌مند شده بود و در یکی از سفرها مادر و دختر را به خانه‌اش دعوت کرد و همانجا بود که حرف خواستگاری پیش کشیده شد. با این حال مادر ارغوان با این ازدواج مخالفت کرد و گفت که ترجیح می‌دهد دخترش با یک پسر ایرانی ازدواج کند. اما ارغوان به مادرش اعلام کرد که با سینان قرار گذاشته‌اند بزودی اقامت سوئد بگیرند و در آنجا به زندگی مشترکشان ادامه دهند. نداشتن پدر هم به ارغوان این امکان را می‌داد که خودش تصمیم‌گیری کند و سرانجام درپاسخ به خواستگاری پسر ترکیه‌ای، به او «بله» گفت. مراسم ازدواج آنها با حضور چند نفر از افراد فامیل ارغوان و جمع کوچکی از بستگان سینان در یک تالار در شهر استانبول برگزار شد. اما از همان روزها اشک ارغوان جاری شد چرا که رسوم و آداب جشن عروسی در ترکیه با فرهنگ ایرانی ارغوان و خانواده‌اش هماهنگی نداشت و همین تفاوت‌های فرهنگی مثل پوشیدن اجباری لباس صورتی به جای لباس سفید عروسی، عوض کردن نام خانوادگی زن به نام خانوادگی شوهر بعد از ازدواج و مسائل دیگر اختلاف‌های زیادی میان عروس و داماد پیش آورد. اما با تمام این شرایط، عروس ایرانی سعی کرد تحمل کند تا پایش به سوئد برسد.سرانجام چندی بعد کارهای سفرغیرقانونی انجام شد و زن و شوهر به سوئد رسیدند. اما همراه شدن مادر سینان مشکل بزرگی برای ارغوان بود که نمی‌توانست با آن کنار بیاید. چرا که مادرشوهرش انتظارات زیادی از او داشت و به اختلاف میان ارغوان و شوهرش دامن می‌زد. چند هفته بعد از زندگی دراردوگاه، دولت سوئد آنها را به روستای دور افتاده‌ای در شمال کشور فرستاد و از همان جا مشکلات ارغوان آغاز شد. آن روزها بود که ارغوان خبردارشد شوهرش نه تنها تحصیلکرده نیست، بلکه دوره تحصیلات ابتدایی را هم به پایان نرسانده است. از طرف دیگر مبلغ پرداختی ماهیانه دولت سوئد کفاف هزینه‌هایشان را نمی‌داد و همین موضوع سینان را عصبی و پرخاشگر کرده بود. مدتی بعد سینان به فروش مواد مخدر رو آورد وبه همین خاطرازترس دستگیری چند ماه یکبار به خانه می‌آمد. هر بار هم که به خانه می‌رسید با شنیدن اعتراض ارغوان او را زیر مشت و لگد می‌گرفت. در نبود سینان هم مادرشوهرش او را تحت فشار قرار می‌داد که در خانه‌های مردم کار کند. ارغوان هم ناچار بود تحمل کند تا با گذشت زمان بتواند مجوز اقامت سوئد را بگیرد. در سال دوم زندگی ارغوان در آن روستای دورافتاده شمال سوئد، ارغوان به بیماری تب مالت دچار شد و نتوانست در خانه‌های مردم کار کند. همین موضوع باعث شد تا مادرشوهرش تمام اندوخته و طلاهای او را بدزدد و خرج کند. در یکی از روزهای سرد زمستان بود که درد دندان ارغوان را رنج می‌داد اما نه سینان کنارش بود که کمکش کند و نه مادرشوهرش به او اعتنا می‌کرد برای همین ناچار شد خودش با انبردست دندانش را بکشد. اما این همه ماجرا نبود، بلکه او در سال دوم نه تنها پولی در بساط نداشت بلکه حقوق ناچیزماهیانه دولت سوئد را هم شوهر و مادرشوهرش می‌گرفتند و با او مثل یک کلفت برخورد می‌کردند. سوء تغذیه و بیماری باعث شده بود موهای ارغوان بریزد و روز به روز لاغرتر شود. برای همین تصمیم گرفت به پلیس نامه‌ای بنویسد تا از شوهر و مادرشوهرش شکایت کند. اما نامه‌اش به دست مادرشوهرافتاد و سینان که حالا خلافکار مشهوری در منطقه شده بود او را در انباری خانه حبس کرد. یک ماه بعد ارغوان از همه توان باقی مانده‌اش استفاده کرد و با حفر زمین، از کلبه روستایی فرار کرد و با کمک همسایگان خود را به پلیس رساند. پلیس هم ضمن تحقیق درباره پرونده، او را به سفارت ایران معرفی کرد و سرانجام به کمک مسئولان سفارت جمهوری اسلامی ایران موفق شد به تهران بازگردد و بعد از دو سال زندگی دراسارت، مادرش را در آ-غـ ـوش بکشد.حالا مدتی از بازگشت ارغوان به ایران گذشته و او بعد ازشروع درمان افسردگی ناشی از زندگی در شرایط سخت درتلاش برای دریافت حکم طلاق است. وقتی ارغوان وارد شعبه ۲۷۳ دادگاه خانواده شد، قاضی «محمدرضا نیک صفت» از او خواست بنشیند. سپس پرونده دادخواست طلاق او را ورق زد و گفت:«با توجه به مجهول المکان بودن همسرتان، روال قانونی طی شده و شما هم که با نشر آگهی در روزنامه موضوع دادخواست را به شوهرتان یا افراد ذینفع اطلاع داده‌اید...» ارغوان حرف قاضی را قطع کرد و گفت: «بله هیچ اثری از شوهرم در دست نیست. حتی پلیس سوئد هم نتوانسته او را دستگیر کند. فقط مادرش را به ترکیه برگردانده‌اند.» قاضی دوباره گفت: «به هر حال طبق روال قانونی باید کارها پیش برود. حالا فقط باید با معرفی داور نظر او را هم به پرونده اضافه کنید تا در آینده نزدیک رأی طلاق شما صادر شود.»ارغوان توضیحاتی به قاضی داد و پس از ثبت اظهاراتش زیر برگه‌ها را امضا کرد. قبل از اینکه زن جوان اتاق دادگاه را ترک کند، قاضی پرسید: «ناراحت نباشید. ان‌شاءالله همه چیز درست می‌شود. خوشحالم که از چند ماه پیش حالتان خیلی بهتر شده است.»ارغوان هم گفت: «کاش چهار سال پیش به حرف مادرم گوش کرده بودم... به خودم قول داده‌ام از این به بعد من مراقب مادرم باشم، امیدوارم بتوانم اشتباهاتم را جبران کنم و...» منبع: روزنامه ایران
  6. همسر نخست وزیر ژاپن برای اجتناب از گفت‌وگو با رئیس جمهور آمریکا تدبیری خاصی اندیشید. «آکیه آبه» همسر نخست وزیر ژاپن طی دیدار با «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا با تظاهر به ندانستن زبان انگلیسی، از گفت‌وگو با وی اجتناب کرد. آکیه همسر «شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن به زبان انگلیسی تسلط کامل داشته و بارها در مراسم‌های مختلف نیز به این زبان صحبت کرده اما طی ضیافت شام با ترامپ، به مدت 2 ساعت وانمود کرد انگلیسی نمی‌داند تا مجبور به صحبت با رئیس جمهور آمریکا نشود. به نوشته «نشنال پست» ترامپ نیز با اطلاعی از این موضوع، پس از دیدار با نخست وزیر ژاپن و همسر وی به رسانه‌ها گفت او تمام مدت ساکت بود و انگلیسی نمی‌دانست.
  7. فرار دزد مسلح ناکام از بانک

    گروه حوادث/ سرقت مسلحانه از بانک سپه‌ شعبه سلیمان خاطر تهران با هشیاری و عملکرد بموقع مسئولان و کارکنان شعبه نافرجام ماند. به گزارش روابط عمومی بانک سپه، ساعت 14 و پانزده دقیقه چهارشنبه (بیست و یکم تیرماه) فردی با دردست داشتن سلاح کمری در حالی که صورتش را با ماسک پوشانده بود، وارد شعبه شد.سارق پس از تهدید کارکنان مدعی شد بمبی داخل ساک دستی‌اش دارد و باهمین ترفند کارمندان را مجبوربه بازکردن گاو صندوق و تحویل پول‌های نقد صندوقداران کرد.اما همان موقع معاون شعبه همزمان با فعال کردن دستگاه آژیر خطر، به محض ورود راننده پیک موتوری رستوران، درفرصتی مناسب از شعبه خارج شد و کمک طلبید. سارق که با دیدن این صحنه بشدت ترسیده بود، بدون آنکه موفق به سرقت پول‌ها شود از شعبه خارج و با تهدید راننده یکی از خودروهای گذری از محل متواری شد. درحال حاضر نیز ردیابی‌های پلیسی برای شناسایی ودستگیری سارق ناشناس ادامه دارد. منبع: روزنامه ایران _ بخش حوادث
  8. دستگیری قاتل در مسیر فرار

    گروه حوادث/ جوان افغان که در شهرستان کازرون، صاحبکارش را به قتل رسانده بود در سمنان شناسایی و دستگیر شد.سرهنگ حداد رئیس پلیس آگاهی استان سمنان گفت: در جریان عملیات جست و جو برای یافتن عامل قتل مردی در یکی از روستاهای اطراف شهرستان کازرون از توابع استان فارس، مأموران پلیس آگاهی استان سمنان به سرنشینان یک خودرو که همگی از اتباع افغان بودند ظنین شدند و در بررسی مدارک آنها پی بردند مشخصات یکی از آنها با مشخصات قاتل کازرونی شباهت دارد. این فرد بازداشت شد و در بازجویی‌های فنی کارآگاهان به قتل صاحبکار خود در روستای «دریس» اعتراف کرد. براساس اظهارات متهم ۱۹ ساله که از اتباع افغان است، او روز عید سعید فطر با چاقویی که از قبل تهیه کرده بود، به مغازه صاحبکار 50 ساله‌اش رفته و با ۳ ضربه او را کشته و از محل فرار کرده بود.متهم جوان به همراه اعضای خانواده‌اش قصد خروج از کشور را داشت که در جریان ایست و کنترل پلیس سمنان دستگیر شده است. منبع : روزنامه ایران_ بخش حوادث
  9. فرار از زندان بـرادر

    کارشناس ارشد مرکز مشاوره «آرامش» وابسته به پلیس اصفهان در این باره به «ایران» گفت: تبعیض قائل شدن بین فرزندان باعث از هم پاشیدگی خانواده و دور شدن آنها از یکدیگر می‌شود. توجه و محبت افراطی به پسران خانواده از سوی والدین و پاسخ دادن به تمامی نیازهای آنها، سبب می‌شود پسرها افرادی غیر منطقی، پرخاشگر و خودخواه شوند به طوری که براحتی به خود اجازه می‌دهند به خواهر بزرگ تر و حتی والدین‌شان زور بگویند و خواسته‌های غیرمنطقی‌شان را هم موجه دانسته و همه را با خشونت مجبور به سکوت کنند. این شرایط نه تنها آرامش اعضای خانواده را از بین می‌برد بلکه گرایش به بزهکاری را نیز بیشتر می‌کند. بی‌تردید خانواده‌ای که در آن فرزندان محبت نمی‌بینند، خانواده‌ای نابسامان است که زمینه ساز نارسایی‌های جسمانی، روانی، عاطفی و بخصوص اجتماعی می‌شود. نباید فراموش کرد افراط در محبت نیز ممکن است زمینه‌های پرتوقعی، عصیان علیه خانواده و ناسازگاری با سایر افراد جامعه را برای فرزندان در پی داشته باشد. وقتی فرزندان از مشکلات ویژه‌ای رنج می‌برند، اگر مورد حمایت و پشتیبانی پدر و مادر قرار نگیرند، خودشان را تنها و بی کس احساس کرده و برای فرار از این شرایط به افراد غریبه و روابط غیرمتعارف روی می‌آورند که چه بسا عواقب بدتری نیز در انتظارشان باشد. گروه حوادث/ برادرم از من کوچکـــــتر است اما آنقدر اختیار به او داده‌اند که حتی پدر و مادرم هم بدون اجازه‌اش کاری نمی‌کنند. فضای خانه برایم غیرقابل تحمل است. برای فرار از همین شرایط هم با کلی التماس از پدرم و پنهان از برادرم سر کار رفتم. اما... *** نامش «شیرین» بود. این را در فرمی که همراهش آورده بود نوشته بود. مضطرب و نگران به نظرمی رسید. با اینکه در اتاق بسته بود و بجز من و خودش کسی آنجا نبود اما مدام با نگاه‌های هراسانش همه جا را می‌پایید. به او اطمینان دادم که آنجا کسی مزاحمش نمی‌شود. کمی به حرف هایم گوش داد و با اندکی مکث شروع به صحبت کرد: «از وقتی دیپلم گرفته‌ام کارم شده خانه نشینی و چشم به در دوختن تا اینکه خواستگاری زنگ خانه را بزند و مرا به خانه بخت ببرد، اما خب در این چند سال هر کسی که آمد یا من نخواستم یا برادر کوچکترم به جای پدرم او را رد کرد. بیکاری، عذابم می‌داد و از همه بدتر رفتارهای برادرم بود. او به جای من تصمیم می‌گرفت، فکر می‌کرد و خروج من از خانه بدون اجازه او ممکن نبود. پدرم یک بار هم دست روی من بلند نکرده اما برادرم... بدبختی من این است که پدر و مادرم هم از او حساب می‌برند یا به قول خودشان احترامش را نگه می‌دارند. این شرایط هر روز برایم آزاردهنده‌تر می‌شد. با خودم فکر کردم شاید اگر سرکار بروم کمی مشغول شده و ذهنم آزاد شود. به همین دلیل با کلی التماس و خواهش از پدرم موافقت او را گرفتم اما تنها به این شرط که برادرم متوجه نشود.بالاخره با کلی این در و آن در زدن توانستم در شرکتی به عنوان بازاریاب استخدام شوم. حقوقش زیاد نبود درعین حال کار پردردسری بود اما همین که مجبور نبودم از صبح تا بعدازظهر در و دیوار خانه را نگاه کنم برایم کافی بود.به همین خاطر انگیزه زیادی داشتم و با جان و دل کار می‌کردم. همه چیز خیلی خوب بود. تا اینکه با شروین آشنا شدم. او دانشجو بود و یک سال از من بزرگتر. اما پسر خوب و قابل اعتمادی بود. کم کم رابطه‌مان نزدیک تر شد و بجز قرارهای تلفنی با هم بیرون هم می‌رفتیم. آنقدر به این رابطه وابسته شده بودم که روز و شبم در خیال زندگی رؤیایی با شروین خلاصه می‌شد، اما باز هم برادرم همه چیز را به هم زد! یک روز که با شروین در خیابان قدم می‌زدم ناگهان برادرم جلوی ما ظاهر شد. نمی‌توانم حالم را توصیف کنم. خشکم زده بود. نه می‌توانستم فرار کنم و نه قدرت حرف زدن داشتم. دیگر نمی‌دانم چه شد. فقط فحش و مشت و لگد بود که روی سرم آوار شد. بعد هم با کلی آبروریزی مرا به خانه کشاند و در اتاقم زندانی‌ام کرد. آنقدر که از پدر و مادرم عصبانی هستم از برادرم نیستم. او نوجوان است و آنقدر به او پر و بال داده‌اند که حتی پدرم هم جرأت نه گفتن به او را ندارد. وقتی این اتفاق افتاد و فهمیدم هیچ‌کس در خانه برای من ارزشی قائل نیست تصمیم‌ام را گرفتم و از خانه فرار کردم.حالاهم نمی‌دانم کجا بروم اما دیگر حاضر نیستم به خانه جهنمی برگردم. خواهش می‌کنم کمکم کنید... منبع: روزنامه ایران_ بخش حوادث
  10. فرار پسر نوجوان از دام شیطانی

    کد خبر: 188322تاریخ: 1396/3/31 _ روزنامه ایران فرار پسر نوجوان از دام شیطانی گروه حوادث/ شرور سابقه دار چند روز پس از آزادی از زندان، در حالی که در ربودن پسر نوجوانی ناکام مانده بود، در تعقیب و گریز پلیس دستگیر شد. به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، اوایل هفته گذشته مرد جوانی هراسان در مراجعه به پلیس آگاهی، از حمله یکی از اراذل و اوباش منطقه به پسر 12 ساله‌اش خبر داد. این مرد به کارآگاهان گفت: «پسرم صبح برای خرید از مغازه سر کوچه بیرون رفت و لحظاتی بعد سراسیمه و نگران به خانه برگشت. او گفت یکی از اراذل و اوباش منطقه قصد ربودن و آزار و اذیتش را داشته اما او موفق به فرار شده بود.» با گزارش این واقعه، تیمی از مأموران پلیس وارد عمل شده و با زیر نظر گرفتن خیابان‌های اطراف محل حادثه، موفق شدند متهم را شناسایی کنند. این جوان سابقه دار وقتی مأموران را دید سعی کرد فرار کند اما در محاصره پلیس دستگیر شد. تحقیقات مقدماتی نیز نشان داد متهم به تازگی از زندان آزاد شده و سوابق متعددی هم دارد. به این ترتیب پرونده به شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران انتقال یافت.در حالی که پرونده این شرور جوان در دست بررسی قرار داشت یکی از کسبه محل به دادسرای جنایی تهران رفت و از متهم دستگیر شده شکایت کرد و گفت: «این فرد از اراذل و اوباش منطقه است و هفته گذشته در حالی که چاقویی در دست داشت، وارد مغازه‌ام شد و با تهدید، دخل مغازه‌ام را سرقت کرد.»با شکایت مرد مغازه دار، تعداد شاکی‌های متهم به دو نفر رسید و از آنجا که احتمال می‌رود مرد تبهکار جرایم دیگری نیز در پرونده داشته باشد، بازپرس سهرابی دستور تحقیقات تخصصی در این باره را صادر کرد. 8 سال زندان مجازات برای ربایندگان پسر مرد پولدار گروه حوادث / دو پسر جوان که با همدستی یکدیگر، پسر نوجوانی را از مقابل مدرسه‌اش در ورامین ربوده و از والدینش 150 میلیون تومان پول نقد خواسته بودند پس از محاکمه در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران هرکدام به چهار سال حبس محکوم شدند. این دو متهم، نوجوان دانش‌آموز را به بهانه‌ای با موتورسیکلت ربوده بودند که پس ازدستگیری و در بازجویی گفتند: «می‌دانستیم که پدر بابک- پسر ربوده شده- مرد پولداری است بنابراین نقشه دزدیدن او را طراحی کردیم.بعد هم اورا به کارخانه متروکه‌ بردیم. اما خیلی زود پشیمان شدیم و رهایش کردیم. ولی افسوس که دستگیرشدیم.»
  11. وب سایت کلیک: یکی از محققان امنیتی متوجه یکی از اشتباهات بزرگ سامسونگ شده است که می توانست منجر به نفوذ هکرها به تعداد زیادی از گوشی ها و تبلت های سامسونگ و آلوده شدن آن ها توسط نرم افزارهای مخرب شود؛ اما خوشبختانه هم اکنون این مشکل برطرف شده است. به گزارش کلیک، سامسونگ از چند ماه پیش به پشتیبانی خود از اپلیکیشن S Suggest که یک اپلیکیشن از پیش نصب شده روی گوشی ها و تبلت های سامسونگ است، پایان داده است و دامنه این اپلیکیشن را تجدید نکرده است. این امر می توانست منجر به آلوده شدن تعداد زیادی از دستگاه های اندرویدی سامسونگ شود؛ اما خوشبختانه یک محقق امنیتی متوجه این موضوع شد و با در دست گرفتن کنترل دامنه، مانع نفوذ هکرها به گوشی ها و تبلت های سامسونگ شد. اکثر گوشی های سامسونگ دارای اپلیکیشن S Suggest هستند. این اپلیکیشن یک اپلیکیشن از پیش نصب شده بر روی گوشی های سامسونگ است که سایر اپلیکیشن های محبوب اندرویدی را به کاربران پیشنهاد می دهد؛ اما چند ماهی است که سامسونگ دیگر از این پلتفرم پشتیبانی نمی کند و دامنه ssuggest.com تجدید نشده است. یکی از محققان امنیتی آزمایشگاه های امنیتی Anubis Labs به نام آقای وُوایا خوشبختانه کنترل این دامنه را در دست گرفته است و اذعان کرده است که این پلتفرم که در حال حاضر پشتیبانی نمی شود، می توانست راهی برای نفوذ هکرها به گوشی ها و تبلت های سامسونگ باشد. او متوجه شد که تنها ظرف مدت ۲۴ ساعت، ۶۲۰ میلیون اتصال به سایت توسط ۲٫۱ میلیون دستگاه اندرویدی سامسونگ انجام شده است. اگر او متوجه این اشتباه سامسونگ نمی شد، هکرها می توانستند تعداد بسیار زیادی از گوشی ها و تبلت های سامسونگ را با نصب نرم افزارهای مخرب آلوده کنند. حتی این احتمال هم وجود داشت که هکرها از پرمیشن های گسترده این پلتفرم که می توانست امکان ریست گوشی از راه دور و نصب اپلیکیشن بر روی آن را فراهم می کند، سوء استفاده کنند. یکی از محققان امنیتی دیگر به نام آقای بن اکتیس اذعان کرده است که امکان نصب اپلیکیشن های دیگر توسط این اپلیکیشن به راحتی وجود دارد. آقای وُوایا قول داده است این دامنه را نزد خود نگه دارد تا در صورت درخواست سامسونگ آن را به این شرکت بازگرداند. سامسونگ هنوز در مورد این موضوع اظهار نظر نکرده است.
  12. روزنامه جوان - فرزين ماندگار: محمد امامي، سرمايه‌گذار و تهيه‌کننده «شهرزاد» در نشستي در شهر تورنتو کانادا با سياسي کردن سريال شهرزاد منتقدان شهرزاد را شبيه به اصولگرايان منتقد حسن روحاني دانست که به گفته او انتخاب و سليقه مردم را نمي‌پسندند. تهيه‌کننده سريال شهرزاد که هنوز پرونده قضايي‌اش در قوه قضائيه مفتوح است همچنين اعلام کرده که عليه گرداننده کمپين «نه به شهرزاد» شکايت قضايي کرده است. در اين نشست حميد فرخ‌نژاد، بازيگر سينماي ايران امامي را همراهي کرده است. سريال شهرزاد پيش از اين نيز با درج عکس حسين شريعتمداري در کنار عکس چند تن از زندانيان حزب توده تمايل به سياست را نشان داده بود. نام امامي وقتي در رسانه‌ها به شکل مداوم تکرار شد که اخباري درباره دستگيري او به دليل ارتباط با اختلاس پرونده صندوق بازنشستگي آموزش و پرورش منتشر شد. مدتي بعد اعلام شد که او به اين صندوق بدهکار است و با اختلاس ارتباطي ندارد. پس از مدتي اخباري درباره آزادي او و تلاشش براي تسويه بدهي به اين صندوق منتشر شد. اين در حالي بود که نادر فتوره‌چي، روزنامه‌نگار سابق نشريات اصلاح‌طلب در فضاي مجازي کمپيني با عنوان «نه به شهرزاد» راه‌اندازي کرد و از کارگردان و بازيگران «شهرزاد» خواست توضيح دهند که درباره منابع مالي توليد اين سريال چقدر اطلاع داشته‌اند. ترانه عليدوستي و حسن فتحي درباره اين ماجرا توضيحاتي دادند، اما اين ماجرا به تدريج فراموش شد. حالا پس از چند ماه خبر رسيده که امامي در کشور کاناداست و مي‌خواهد از گردانندگان آن کمپين شکايت کند. خروج امامي از ايران در حالي رخ داده که قوه قضائيه و فراکسيون مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس از سال گذشته هيچ توضيحي درباره پرونده امامي نداده‌اند. راديو زمانه از رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از ايران دو روز پيش خبر شکايت امامي از برپاکننده کمپين «نه‌به شهرزاد» را منتشر کرده است. اين رسانه نوشته: «محمد امامي، سرمايه‌گذار سريال شهرزاد، شنبه ۱۳‌خرداد، در نشستي در شهر تورنتو کانادا از به جريان انداختن پرونده‌اي قضايي خبر داد. او که همراه با حميد فرخ‌نژاد، بازيگر سينما و تلويزيون در اين نشست ظاهر شده بود، علت اين شکايت را ردشدن از مرز نقد و رسيدن به تهمت و افترا و تشويش دانست.» راديو زمانه همچنين نوشته است: امامي منتقدان شهرزاد را شبيه به اصولگرايان منتقد حسن روحاني، رئيس‌جمهوري ايران دانست که به گفته او «انتخاب و سليقه مردم را نمي‌پسندند.» او ادعا کرد که «وقتي شهرزاد از آقاي روحاني حمايت مي‌کند، ۲۰ ميليون فالوئر آن خبردار مي‌شوند.» او گفت: «در قوه قضائيه پرونده‌اي عليه فتوره‌چي مطرح شده است» و ادامه داد که «ما همه قائل به نهادهاي دموکراتيک هستيم.» او ادعاهاي کمپين نه به شهرزاد مبني بر فساد مالي تهيه‌کنندگان اين سريال را رد کرد. امامي که به همراه حميد فرخ‌نژاد در جلسه‌اي در دانشگاه تورنتو کانادا حاضر بود، مدعي شد: «شهرزاد» در مديوم جديد و طي قراردادي با سايت نت فليکس با پخش‌کننده جهاني عرضه خواهد شد. حضور امامي در کشور کانادا در حالي‌که پرونده اتهام فساد اقتصادي وي هنوز در قوه قضائيه مفتوح است موضوع عجيبي به نظر مي‌رسد. مواضع سياسي تهيه‌کننده سريال شهرزاد آن هم در قالب نشستي خبري در کشور کانادا نيز قابل تأمل است. مسئولان قوه قضائيه هنوز درباره خروج امامي از کشور موضعي نگرفته‌اند، کشور کانادا سال‌هاست که به پناهگاه اختلاس‌کنندگان و مفسدان اقتصادي ايران تبديل شده است. حالا و در حالي که هنوز پرونده قضايي امامي در ايران بسته نشده، او مدعي شده که در قوه قضائيه از يک روزنامه‌نگار طرح شکايت کرده است. برخي رسانه‌ها نيز روز گذشته مدعي شدند تهيه‌کننده شهرزاد به کانادا رفته و در دانشگاهي در تورنتو «کارگاه آموزش تهيه‌کنندگي» برگزار کرده است. اين در حالي است که همه تجربيات امامي در تهيه‌کنندگي به پنج سال اخير بازمي‌گردد که آن هم از طريق سرمايه‌گذاري به دست آمده و نه فعاليت تجربي يا تحصيل آکادميک سينما و اينکه وي به اين سرعت به چنان جايگاهي مي‌رسد که کارگاه آموزشي تهيه‌کنندگي برگزار مي‌کند، جاي شگفتي دارد.
  13. معمولا از زیر چه کاری در میری؟

    صادقانه جواب بدین!
  14. تجاوز چهار مرد افغان در فرحزاد به یک دختر

    جزئیات تجاوز چهار مرد افغان به دختر فرانسوی در فرحزاد/ متهمان از اعدام گریختند شرق نوشت: توریست فرانسوی که در منطقه فرحزاد تهران مورد تعرض چند مرد افغان قرار گرفته‌ بود، بعد از صدور حکم اعدام متهمان از سوی دادگاه اعلام گذشت کرد. * این توریست جوان به مأموران کلانتری فرحزاد گفت:در حال کوه‌نوردی در فرحزاد بودم که هم‌زمان با غروب، هوا توفانی شد. درحالی‌که خسته شده بودم در بین مسیر با چهار مرد روبه‌رو شدم و آنها برای استراحت من‌ را به باغی که در کوه‌پایه بود، دعوت کردند. من هم همراهشان به باغ رفتم، اما آنها من را مورد تعرض قرار دادند. * متهمان با حضور وکلایشان و وکیل‌مدافع دختر فرانسوی در شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. * متهمان در جلسه رسیدگی هری ک تعرض به زن فرانسوی را به گردن دیگری انداختند و حاضر به پذیرش اتهامشان نشدند. * متهمان مدعی بودند چون اتاقک تاریک بود، ندیده‌اند چه کسی دقیقا به این زن تعرض کرده ‌است هرچند هر دو قبول کردند تعرض اتفاق افتاده‌ است اما گفتند: «ما در این ماجرا دخیل نبودیم و شاید کار دو فردی بوده که متواری شده‌اند». * این در حالی بود که متهم دیگر پرونده که به زن فرانسوی کمک کرده‌ بود تا از محل فرار کند، به قضات گفت: من واقعا ندیدم چه اتفاقی افتاد وقتی وارد اتاقک شدم دیدم زن جوان مورد تعرض قرار گرفته و لباس‌هایش پاره‌ است و وضعیت بسیار بدی دارد. دوستانم به من گفتند تو هم می‌توانی به او تعرض کنی، اما من خیلی دلم برای او سوخت و کمکش کردم که از اتاقک بیرون بیاید و بعد هم از محل دورش کردم. این گفته‌ها مورد تأیید زن فرانسوی در مراحل بازجویی هم قرار گرفته‌ بود. * قضات دو متهم اصلی را به اعدام محکوم کردند و متهم سوم نیز تبرئه و آزاد شد. * وکیل‌مدافع توریست فرانسوی روز گذشته دوباره به دادگاه مراجعه کرد. او رضایت‌نامه کتبی موکلش را که مورد تأیید سفارت فرانسه هم قرار گرفته‌ بود، روی پرونده قرار داد و بیان کرد با توجه به اینکه حکم اعدام برای متهمان صادر شده‌ است، موکلش تصمیم گرفته آنها را ببخشد و دیگر شکایتی ندارد. * هرچند متهمان به حکم صادره پیش از این اعتراض کرده ‌بودند، اما این رضایت‌نامه نیز می‌تواند موردتوجه قضات دیوان‌عالی کشور حین بررسی اعتراض متهمان قرار گیرد و آنها را از اعدام نجات دهد./
  15. فرار خطرناک پسر جوان از خلوتگاه مرد ازارگر

    ♦️ فرار خطرناک پسر جوان از خلوتگاه مرد آزارگر

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×