رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تازه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رمانخونه در یک نگاه
    • میزکار
  • بخش ادبی
    • داستان و حکایات کوتاه
    • مطالب و متون
    • متفرقه ادبی
  • بخش ویژه
    • ویژه های رمانخونه
    • مسابقات انجمن
  • بخش عمومی
    • الفبای زندگی
    • آشپزی
    • ورزشی
    • متفرقه عمومی
    • موبایل و تبلت
    • کامپیوتر و لپ تاپ
  • بخش هنری
    • سینما ، تلویزیون و تئاتر
    • موسیقی
    • بیوگرافی و زندگینامه
    • دانلود
    • متفرقه هنری
  • بخش تصاویر
    • گالری عکس شخصیتها
    • گالری عکس شهرها و آثار باستانی
    • گالری عکس های متفرقه
  • بخش خبری
    • جدیدترین اخبار
  • سرگرمی مسابقات ویژه متفرقه
  • نویسندگان موضوع ها

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها


جنسیت


محل زندگی


متولد روز


متولد ماه


متولد سال


حالت اصلی من


حالت فرعی من

9 نتیجه پیدا شد

  1. نگارش 1.0.0

    67 دریافت

    نام داستان کوتاه: فصل تازه نام نویسنده: مهشاد نظریان ژانر: اجتماعی تعداد صفحات: 16 خلاصه داستان: از ميان بايدها و نبايد‌هاي زندگي بايد يك پُل باشد، تا راهي درست را نشانمان دهد. درست شبيه به يك تولد دوباره، تولدي كه در آن انسان رنگِ جديد و حياتِ پاكي به سرشت خود نسبت می‌دهد. فصلِ تازه روايت‌گر يك تولد دوباره‌ست، تولدِ جوانه‌ي "بودن" و "اميد" در كنارِ باورهاي خواستني در اعماق وجودِ خودمان. قسمتی از داستان: از دنياي كودكي كه بيرون آمده و به بزرگسالي رسيدم. جرقه‌‌ای به اسم كمبود محبت در وجودم شكل گرفت و با ديدنِ محيط اطرافم، خصوصاً مادري كه صبح و شبش فيلم نامه نويسي بود و قرار ملاقات‌هاي شبانه مختلف با كارگردان‌هاي به نام. و پدري كه بيشتر وقتش در بيمارستان و اتاق عمل بود. دنيايي به اسم "تنهايي" را خيلي وقت می‌شد كه در وجودم پيدا كرده بودم. روزهاي طلايي، نوجواني هر دختري به مراتب برايش خاطره‌ساز و زيبا می‌شود. اما براي من همه اش يك كاسه سوپ داغ و نان باگتي كه اَسما خانم به سفارش مادرم برايم درست می‌كرد محسوب می‌شد. صبح‌ها تنها صداي راديوي مادر بزرگ پيرم كه قبل سرطان ريه اش در كنارمان زندگي می‌كرد تا حدودي وجودم را خوشحال و مشتاق به زندگي نشان می‌داد. در آغاز هفته، يك اميد برايم باقي می‌ماند و آن هم ديدار دوستانه در مدرسه و سر كله زدن با دوستاني كه هيچ شباهتي در زندگيشان به من نداشتند. مادرم بعد از ورودم به دبيرستان، تنها راه چاره را در زندگي ايده آلش فقط رفتن به مشاوره و غُر زدن به پدرم می‌دانست و آخرش هم به خاطرِ اخلاق و رفتار لجوج و يك دنده اش پا به مشاوره گذاشتيم و آن جا بود كه من مفهومِ خانواده را با تمام وجود درك كرده و فهميدم كه شايد من بزرگترين اشتباه زندگي پدر و مادرم هستم و تمام. *برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید. توضیحات: فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون

    رایگان

  2. به نام خدا داستان كوتاه فصلِ تازه به قلم: مهشاد نظريان ژانر: اجتماعي. خلاصه: از ميان بايدها و نبايد هاي زندگي بايد يك پُل باشد ، تا راهي درست را نشانمان دهد. درست شبيه به يك تولد دوباره ، تولدي كه در آن انسان رنگِ جديد و حياتِ پاكي به سرشت خود نسبت مي دهد. فصلِ تازه روايت گر يك تولد دوباره ست ، تولدِ جوانه ي "بودن" و "اميد" در كنارِ باورهاي خواستني در اعماق وجودِ خودمان.
  3. مهمترین اشتباهات رایج نویسندگان تازه کار

    نویسندگان بزرگ همیشه توصیه‌های زیادی برای نویسندگان تازه‌کار دارند اما حرفی از اشتباهات که آنها نباید مرتکب شوند نمی‌زنند. در این مطلب به چند اشتباه رایج افراد در نخستین قدم‌هایشان در راه نویسندگی اشاره خواهیم کرد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ویک، نویسندگان تازه‌کار در نخستین تلاش‌های خود برای نویسنده شدن با اشتباهات مختلفی روبه‌رو می‌شوند. در این مطلب می‌کوشیم آنان را با این اشتباهات آشنا کنیم: استفاده از راوی خسته‌کننده: خواننده باید صدای راوی داستان شما را دوست داشته باشد. شخصیت راوی داستان مهم نیست، اما شکل روایت باید جذاب باشد. خورخه لوئیس بورخس در مجموعه داستان کوتاه‌اش تحت عنوان «پر پیچ و خم» رئیس کمپ نازی‌ها را به عنوان راوی داستان انتخاب می‌کند که اصلاً اشکالی ندارد. اما چهار صفحه بعد راوی داستان تغییر می‌کند، زیرا خواننده بیشتر از این نمی‌تواند انسانی خودخواه و ظالم را به عنوان راوی بپذیرد. راوی جذاب یکی از دلایل علاقه خوانندگان به یک کتاب است. توجه بیش از حد به ساختار داستان: به ساختار داستان فکر نکنید. آدم‌هایی مثل روبرت مک‌کی، میلیونر معروف، داستان زندگی خود را می‌نویسند و با اینکه داستانشان ساختاری مناسب ندارند اما کتابشان باز پرفروش می‌شود. اما این موارد استثنا هستند. تطبیق قصه و ساختار برای نویسندگان تازه‌کار دشوار است. مشکل این روش در این است که همیشه باید حواستان باشد که قصه با ساختار داستان سازگار است یا نه. بهتر قصه‌تان را با خیال راحت بنویسید و سپس ساختاری مناسب برای آن بیابید. نوشتن جزئیات زیاد از دنیا و غفلت ار روابط انسانی: ناباکوف معتقد است که هر رمان، به منزله یک دنیای جدید است. نویسندگان تازه‌کار با خواندن این جمله تلاش می‌کنند دنیا را با جزئیات پیچیده توصیف کنند، اما باید به یاد داشته باشید که توصیف دنیا اهمیتی ندارد و بهتر است روابطتان را به روی کاغذ بیاورید. روابط انسانی بسیار پیچیده و متفاوت است و دنیایی جدید را به خواننده ارائه می‌کند. به گروه‌های سنی مختلف فکر کنید و در کتاب خود فقط از یک گروه سنی سخن نگویید، زیرا در این صورت همه گروه‌های سنی نمی‌توانند کتاب شما را بخوانند و دنیای کتاب وسیع نخواهد بود. از بین بردن تخیل خواننده: تصور کنید قصد نوشتن داستانی درباره افسر پلیسی دارید که علاقه زیادی به بازی گلف دارد. شما اطلاعات زیادی درباره بازی گلف دارید، اما چیزی از مناسبات پلیس نمی‌دانید. آن موقع اطلاعات لازم را کسب می‌کنید و همه چیز را درباره سیستم نظامی توضیح می‌دهید و هیچ حرفی از گلف به میان نمی‌آورید تا خیالتان جمع باشد که تکالیف و تحقیقاتتان را به خوبی انجام داده‌اید. شک نداشته باشید که کتاب شما سبب می‌شود پلیس‌ها از شغل‌ خود متنفر شوند. درباره چیزهایی بنویسید که می‌دانید. به یاد داشته باشید که نویسنده می‌تواند درباره هر چیزی بنویسید که دوست دارد و محدودیتی برایش وجود ندارد. می‌توانید از بازی گلف و جذاب بودنش بنویسید و به روش مؤثرتری پلیس‌ها را از شغل‌شان متنفر کنید!
  4. تازه داماد به دار آویخته شد.

    گروه حوادث- معصومه مرادپور/ تازه داماد که درجنایتی خونین دوستش را به قتل رسانده بود پس از محاکمه و تأیید حکم قصاصش در شعبه 32 دیوانعالی کشور، سحرگاه دیروز در ندامتگاه کرج به دار مجازات آویخته شد. این درحالی بود که تلاشهای مسئولان قضایی و زندان تا آخرین لحظههای قبل از اجرای حکم بینتیجه ماند. به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، رسیدگی به این پرونده از بیست و یه کم دی سال 92 بهدنبال ناپدید شدن پسر جوانی بهنام شهروز - 25ساله- و اعلام موضوع ازسوی خانوادهاش به پلیس، دردستور کار قرار گرفت. همزمان باآغاز تحقیقات، مأموران پلیس درتجسسها، خودروی رها شده شهروز را نیزدر 5کیلومتری جاده هشتگرد- کرج کشف کرده و در بررسیها با آثار خون روبهروشدند. در ادامه جستوجوها نیز جسد خونین شهروز هم چند کیلومتر دورتر از خودرویش در کنار جاده پیدا شد. بدینترتیب موضوع به بازپرس وکارآگاهان جنایی کرج اعلام شد و بلافاصله تیم تحقیق راهی محل مورد نظرشدند. پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. خودروی مقتول نیز برای بررسی به پلیس آگاهی منتقل شد. کارآگاهان جنایی که درپی یافتن سرنخی برای کشف راز جنایت مرموز بودند پی بردند قربانی ماجرا قبل از مرگ با فردی بهنام عباس - 21ساله- در ارتباط بوده است. بنابراین بلافاصله عباس دستگیر شد وتحت بازجویی قرار گرفت. او در نخستین بازجویی گفت: «چند ماهی از ازدواجم سپری شده بود که دوستم شهروز به من گفت، همسرم قبل از ازدواجش با من، با او رابطه داشته است. بعد هم حرفهای زشت و ناپسندی زد که مرا دگرگون کرد. چون من همسرم را عاشقانه دوست داشتم و هرگز باور نمیکردم او قبلاً با دوستم رابطه داشته است. درحالی که خون جلوی چشمانم را گرفته بود تصمیم گرفتم شهروز را بکشم. به همین خاطرپس از طرح نقشهای با دوستم قرار گذاشتم. بعد از خوراندن آبمیوه مسموم، شهروز را بیهوش کردم. آنقدر کینه وخشم وجودم راگرفته بود که قدرت تصمیمگیری نداشتم. وقتی شهروز بیهوش شد درحالیکه گریه میکردم او را با چاقو کشتم و پس از رها کردن جسد و ماشینش کنار جاده فرارکردم. محاکمه تازه داماد پس از اعترافهای هولناک تازه داماد و صدور کیفرخواست، پرونده عباس برای محاکمه به شعبه یه کم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی رنجبر و دومستشار-یزدان پوروخنک دار-ارجاع شد. در آغاز جلسه قاضی دهقان نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند. آنگاه اولیای دم (پدر ومادر) در جایگاه قرار گرفتند واز قضات دادگاه خواستار قصاص قاتل فرزندشان شدند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: «شهروز به ناموس من توهین کرد. اما حالا که فکر میکنم متوجه میشوم من و او تاوان تصمیمگیری عجولانهام را میدهیم. از وقتی بازداشت شدم روزها و شبهایم با کابوس مرگ همراه بوده است. و حالا از اولیای دم درخواست عفو و بخشش دارم. بهجوانیام رحم کنید. من قبول دارم که جنایت وحشتناکی مرتکب شدم اما تازه داماد هستم و هزار امید و آرزو دارم و...» پس از پایان اظهارات متهم، قضات پس از شور متهم را باتوجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند. تأیید حکم اعدام پس ازصدورحکم قصاص، قضات شعبه 32 دیوانعالی کشور نیز آن را تأیید کردند و سرانجام پرونده در اختیار شعبه ششم اجرای احکام به ریاست قاضی محمد انبری قرار گرفت. اما باوجود تلاشهای صورت گرفته، اولیای دم بر اجرای حکم قصاص تأکید کردند. لحظههای پراضطراب پای چوبه دار پس از انجام مراحل اداری مربوطه، مرد جوان اعدامی سحرگاه دیروز در ندامتگاه مرکزی کرج پای چوبه دار رفت. این درحالی بود که فتاحی- رئیس ندامتگاه- چند نفر ازمسئولان ندامتگاه و دادگستری به همراه رئیس شعبه ششم اجرای احکام دادگستری، همچنان به تلاشهایشان برای جلب رضایت از اولیای دم ادامه دادند. اما آنها به هیچ عنوان حاضربه گذشت ازخون فرزندشان نشدند. آخرین حرفهای قاتل قبل از اجرای حکم فکر میکنی اعدام شوی؟ نمیدانم. عمر دست خداست. ولی میدانم کار اشتباهی کردم که البته به خاطریک لحظه عصبانیت وتصمیم عجولانه بود.ولی از همان روز که دستم به جنایت آلوده شد روزها وشبهایم با کابوس مرگ همراه شده بود. میدانستم که اعدام میشوم. چرا پدر و مادرت برای آخرین ملاقات در زندان حاضر نشدند؟ مرد جوان با شنیدن این حرف اشک در چشمانش حلقه زد و گفت من بچه سر راهی بودم که در اختیار بهزیستی بودم. تا اینکه زن و مردی مرا به فرزندی قبول کردند. من در این دنیا کسی را ندارم... چرا آدم کشتی؟ الان دیگر برای این حرفها دیر شده و فقط میتوانم بگویم پشیمان هستم. او درباره زنم چیزهایی گفت که بشدت عصبانیام کرد. آیا درست میگفت؟ نمیدانم..... همسرت کجاست؟ تقریباً شش ماه بعد از بازداشتم طلاق گرفت. چرا دست به جنایت زدی؟ جاهلیت وتصمیم عجولانه.... آخرین حرفت چیست؟ میدانم که دیگر مرا نمیبخشند اما امیدوارم به خاطر خدا یک ماه به من فرصت بدهند. و... چرا قاتل پسرم را نبخشیدم پدر مقتول نیزکه منتظراجرای حکم بود در گفتوگو با خبرنگار «ایران» اظهارداشت: «اگر پسرم در درگیری کشته میشد شاید قاتل را میبخشیدم و از قصاصش میگذشتم. اما او پسرم را با طرح نقشه قبلی بیهوش کرده و بعد با چاقو او را از پا درآورده است. این نهایت بیرحمی است برای همین هرگز او را نمیبخشم و باید اعدام شود. جگرمان سوخته مادر دلسوخته مقتول هم گفت: «این جنایتکار، جگرم را سوزانده و هیچ وقت از حق قصاصم گذشت نمیکنم.» درخواست رئیس ندامتگاه در ادامه و دقایقی قبل از اجرای حکم، فتاحی- رئیس ندامتگاه مرکزی کرج- هم ضمن ابراز همدردی با اولیای دم بار دیگر آنها را به بخشش و گذشت از اعدام پسر جوان دعوت کرد. او گفت: «لذت بخشش از انتقام دلچسبتر است. اگر شما از حق اعدام خود گذشت کنید این به معنای آن نیست که قاتل از زندان آزاد میشود. بلکه از نظر جنبه عمومی محاکمه میشود ومطمئن باشید در این رابطه قانون تدابیر لازم را اتخاذ کرده است. و اینگونه او مجازات میشود.» انبری رئیس شعبه اجرای احکام نیز از آنها خواست که به خاطرخدا قاتل را ببخشند. اما آنها تحت هیچ شرایطی حاضر به گذشت نشدند. بنابراین پس از خواندن حکم قصاص، قاتل پای چوبه دار ایستاد. سپس پدر مقتول طناب دار را به گردن عباس انداخت و لحظاتی بعد هم حکم قصاص اجرا شد. فرجام تصمیمهای عجولانه وخشم کنترل نشده زهره ندافی- روانشناس- درباره این پرونده تلخ و موارد مشابه گفت: بسیاری از بدعتها و رفتارهای خشونت بار بهدنبال تصمیم گیریها و قضاوتهای عجولانه اتفاق میافتد که سرانجام خوشایندی در برندارد.افراد از همان دوران کودکی باید یاد بگیرند که خشونتهای خود راکنترل کنند و در مواقعی که عصبانی هستند تصمیمگیری نکنند. ضعف مدیریت رفتاری باعث اخلال در روابط وبروز مشکلات فرد میشود. نکتهای که در بسیاری از پروندههای جنایی شاهدش هستیم. اگر فردی دراوج خشونت دست به جنایت زد یعنی اینکه مدیریت خشم را فرانگرفته است. به همین خاطر آموزش و فرهنگسازی در رابطه با این موضوع میتواند بسیار کارساز باشد و بخش عمده جنایتهای خونین و وقایع مشابه را کاهش دهد. منبع: روزنامه ایران_بخش حوادث
  5. تازه های نشر چشمه در بهار ۹۶

    به گزارش رویداد فرهنگی، «هدایت در هندوستان» عنوان یکی از کتاب‌های جدید نشر چشمه نوشته ندیم اختر است که در بهار سال 1396 منتشر شد. بوف کور نوشتۀ صادق هدایت اول بار در هندوستان به چاپ رسید. استفاده مکرر نویسنده از عناصر هندی در فضای بوف کور، رابطه ای جدانشدنی بین صادق هدایت، بوف کور و هنودوستان به وجود آورده است. « نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است» نوشته سعید محسنی از مجموعه کتاب‌های قفسه آبی است که توسط نشر چشمه به چاپ رسید. این رمان همانند نام خود همانطور که در پشت جلدش نوشته شده، عجیب است. محسنی در رمانش موقعیتی ساخته طنز آلود و مملو از احساس زجر و تک افتادگی برای کسی که چنبره مفهوم این کتابخانه نفرین شده در حال بلعیدنش است. «رویای امریکایی» و «داستان باغ وحش» دو نمایشنامه از ادوارد البی است که به تازگی توسط نشر چشمه منتشر شده و ناهید طباطبایی آن را ترجمه کرده. در قسمت پیش‌گفتار نمایشنامه باغ وحش، این کتاب به عنوان یکی از سه نمایشنامه اول نویسنده اعلام شده است. در این قسمت نوشته شده است: باید بگویم وقتی منتقدی به جای نوشتن درباره خود نمایشنامه، در جایگاه امور اخلاقی قرار می‌گیرد، دیگر منتقد نیست، سانسورچی است. پاسخ هشت متفکر چپ معاصر به سوال «آیا دموکرات نامیدن خود معنایی دارد و شما این کلمه را چگونه تفسیر می‌‌کنید؟» در کتاب «حال و روز دوموکراسی » ترجمه مجتبی گل محمدی جمع آوری شده است این کتاب را نشر چشمه با قیمت 15 هزار تومان روانه بازار کتاب کرد. مجموعه داستان جدید محمود حسینی‌زاد کهبا عنوان «سیاهی چسبناک شب» را نشر چشمه در بهار سال 96 منتشر کرد. این کتاب هشت داستان کوتاه را شامل می‌شود و قیمت در نظر گرفته شده برای آن هشت هزار تومان است. کتاب دیگر از مجموعه کتاب‌های قفسه آبی با عنوان «بازی‌های مردانه» نوشته آرمان امیری توسط نشر چشمه، منتشر شد. در پشت جلد این کتاب نوشته شده است، « پدر، پسر و وکیل مثلثی مردانه را حول جنایتی ناجوان مردانه تشکیل می‌دهند. نقشه‌هایی که هر یک در این بین پیاده می‌کنند، ترکیبی چندگانه است از مقاصد متفاوت و احساسات متناقضی از عشق و نفرت که به یکدیگر دارند.» «کلمنت گرینبرگ: میان خطوط» نوشته تی‌یری دُ ددو و ترجمه بهار سعیدزاده از تازه‌های نشر چشمه است. کلمنت گرینبرگ قهرمان اکسپرسیونیسم انتزاعی و مدرنیسم، به عنوان برجسته ترین منتقد هنری تاریخ، مورد ستایش بوده است. «گذر از زمستان» نوشته اولیویه آدام که توسط مارال دیداری ترجمه شد، از تازه‌های نشر چشمه و برنده جایزه گنکور سال 2004 است. اولیویه آدام از چهره‌های جوان و پر کار ادبیات امروز فرانسه در سال 1974 به دنیا آمد و تا کنون آثار متعددی منتشر کرده که شاید یکی از مشهورترین‌شان گذر از زمستان است. دیگر کتابی که نشر چشمه در بهار سال 96 منتشر کرد، «کنگره ادبیات» نوشته سزار آیر و ترجمه ونداد جلیلی است. کنگره ادبیات از رمانهای مهم آیر است که موضوع به ظاهر اصلی آن (ماجرای تاگ سازی) مکمل موضوع به ظاهر فرعی (کنگره ادبیات) است. روبرتو بولانیو آیرا را یکی از چهار نویسنده اسپانیایی زبان برتر دورانش نامیده اند. «جانورنامه» نوشته لایوش ناگ ترجمه کمال ظاهری، از نمونه‌های کلاسیک طنز اروپای مرکزی و شرقی است که توسط نشر چشمه به چاپ رسید. نویسنده پس از شکست انقلابهای 1918 و 1919 مجارستان، در سرخوردگی و تلخ کامی عمیق خود، تنها به نوشتن طرح‌ها و قطعات کوتاه پرداخت که با طنزی بکر و تیره، از جمله در قاب پرتره‌های بدیع و با روح حیوانات، نا به‌هنجاری مناسبات اجتماعی و رفتار و کردار نه کمتر عجیب انسان‌هایی را هم که در میان آنها میزیست بیان میکند. نشر چشمه کتاب «درآمدی بر نظریه و اندیشه انتقادی در تاریخ هنر» نوشته حمید کشمیرشکن را منتشر کرد. این کتاب به طرح مجموعه‌ای از مباحث رایج در تاریخ هنر می پردازد که به طور گسترده در این رشته مورد استفاده قرار می گیرد. قیمت این کتاب 23 هزار تومان در نظر گرفته شده است. «فیلمنامه نویسی آلترناتیو » نوشته کن دایسسینجر و جف راش را آراز بارسقیان ترجمه و نشر چشمه منتشر کرده است. در پشت جلد این کتاب نوشته شده: فیلم نامه نویس داستان گویی است که برای سینما مینویسد و فیلم نامه باید چیزی بیش از یک ساختار قابل قبول داشته باشد. یکی از اهداف این کتاب گذاشتن راه هایی پیش پای مخاطب است تا فراتر از ساختارهای موجود حرکت کنند.
  6. تازه داماد،نوعروس را کشت.

    گروه حوادث- حسین خانی/ زن جوانی که چند ماه قبل و پس از دومین ازدواج، راهی خانه بخت شده بود درپی اختلاف‌های شدید خانوادگی، با ضربات کارد تازه داماد کشته شد. به گزارش خبرنگارحوادث «ایران» عصر یکشنبه، ساکنان شهرک مسکن مهردرشهرستان «نکا» استان مازندران صدای فریاد و مشاجره زوج جوانی را شنیدند. اما دقایقی بعد ناگهان سر و صدا خوابید و سکوت سردی درساختمان حکمفرما شد. همسایه‌ها که بشدت ترسیده و نگران شده بودند ناگهان مرد همسایه را دیدند که هراسان و با سرعت خانه را ترک کرد.همسایگان که احساس می‌کردند حادثه ناگواری رخ داده است در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی 110، ماجرا را خبردادند.دقایقی بعد خودروی گشت پلیس وارد شهرک شد و مقابل در مجتمع محل حادثه توقف کرد. بعدهم مأموران با راهنمایی ساکنان ساختمان وارد مجموعه مسکونی شدند. آنان در بررسی‌های مقدماتی متوجه رد خون در مقابل ورودی آپارتمان شدند. بعد هم چند بار زن جوان را صدا کردند اما چون پاسخی نشنیدند موضوع را بلافاصله با دادستانی شهرستان در میان گذاشته و با کسب دستورقضایی لازم در را باز کرده و وارد آپارتمان شدند وناگهان با پیکر خونین زن جوان در آشپزخانه روبه‌ روشدند. مأموران بسرعت اورژانس را در جریان قرار داده و امداد رسانان نیز خود را به محل حادثه رساندند. اما معاینات انجام گرفته نشان داد وی براثر اصابت کارد جان باخته است. درادامه بررسی‌های مأموران مشخص شد این زن و شوهر مدتی قبل در این مجموعه ساکن شده‌اند اما به‌طورمداوم با هم اختلاف داشته‌اند. همچنین مشخص شد زن جوان با اصابت سه ضربه کارد به سـ ـینه و شکمش به قتل رسیده است. اما برخلاف اخبار منتشر شده در فضای مجازی باردار نبوده است.در همین حال معلوم شد متهم به قتل فراری و همسرش، هرکدام در گذشته ازدواج‌های ناموفقی داشته و بعد از شکست در زندگی قبلی شان، چند ماه قبل ازدواج کرده بودند اما بشدت با هم اختلاف داشتند.با توجه به اینکه متهم به قتل متواری شده است به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان نکا، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات و تجسس‌های پلیسی برای دستگیری جنایتکارفراری آغازشد. منبع: روزنامه ایران _ بخش حوادث
  7. صحبت‌های تازه مهران مدیری درباره وضعیت مالی‌اش و تنهایی، یا مهمانی رفتن‌اش/سبک زندگی، بیوگرافی و نوع پوشش افراد مشهور(84) بیوگرافی مهران مدیری زادروز ۱۸ فروردین ۱۳۴۶(۷ آوریل ۱۹۶۷ ‏(۴۸ سال))محل زندگی تهرانملیت ایرانپیشه بازیگر، کارگردان، خواننده، تهیه کننده، طراح صحنه و طراح لباسسال‌های فعالیت ۱۳۵۳ تا کنون مهران مدیری در سال ۱۳۴۶ در میدان بروجردی در سر آسیاب دولاب منطقه ای در جنوب تهران از والدین اراکی به دنیا آمد. او کارگردان، بازیگر و خوانندهٔ ایرانی است. او سه […] بیوگرافی مهران مدیری زادروز ۱۸ فروردین ۱۳۴۶ (۷ آوریل ۱۹۶۷ ‏(۴۸ سال)) محل زندگی تهران ملیت ایران پیشه بازیگر، کارگردان، خواننده، تهیه کننده، طراح صحنه و طراح لباس سال‌های فعالیت ۱۳۵۳ تا کنون مهران مدیری در سال ۱۳۴۶ در میدان بروجردی در سر آسیاب دولاب منطقه ای در جنوب تهران از والدین اراکی به دنیا آمد. او کارگردان، بازیگر و خوانندهٔ ایرانی است. او سه برادر بزرگتر از خودش و دو فرزند به نام های فرهاد و شهرزاد دارد. دیپلمه است و دانشگاه را نیمه کاره رها کرد. از جمله مجموعه های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می توان از ساعت خوش، پاورچین، نقطه چین، شب های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ و قلب یخی و سریال خانگی ویلای من نام برد. از سن شانزده سالگی با تئاتر آشنا شد. در سال ١٣٦٨ وارد رادیو شد و در داستان شب به مدت شش سال به گویندگی پرداخت. در سال ۱۳۷۲، به همراه داریوش کاردان اولین برنامه طنز خود را برای نوروز ساخت. آغاز شهرت مدیری از سال ۱۳۷۲ بود که در مجموعهٔ طنز نوروز ۷۲ بازی کرد. از سال ۱۳۸۹ مدیری سریال قهوهٔ تلخ را تولید و از طریق شبکه توزیع خانگی پخش کرد. کودکی مهران مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظ کند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن. او در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. جوایز و افتخارات نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همیشه پای یک زن در میان است – ۱۳۸۶ تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیون برای مجموعه های مرد دو هزار چهره و قهوه تلخ – ۱۳۹۰ دکترای افتخاری دانشگاه لیبرتی آمریکا دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند. شباهت جالب پسر مهران مدیری به پدرش مهران مدیری و کارهایش همیشه در این سال ها حامیان فراوانی داشته. از مرحوم کیومرث صابری فومنی که حدود یک دهه قبل مدیری و همکارانش را دعوت کرده بود به موسسه گل آقا و تقدیر ویژه ای از او به عمل آورده بود تا سال ها قبل که کیومرث پوراحمد یادداشتی مفصل در تحسین برنامه های مدیری در ماهنامه فیلم نوشته بود. سال گذشته نیز عزت الله انتظامی‌ به پشت صحنه قهوه تلخ رفت و به اظهارنظر درباره کارهای مدیری پرداخت. حامد بهداد درباره او گفته بود : چند وقت پیش مهران را دیدم. فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده. من این را نمی‌دانستم. شگفت زده شدم. نمی‌دانم این آدم ها برای چه به جبهه رفتند، اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند : ایران. یک دلیل بزرگ تر هم مادر است، دفاع از سرزمینمان در حافظه تاریخی ماست، دفاع از مرز و بوم کشورمان و من تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم؛ پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت: وقتی جنگ را ببینی یک شبه صدساله می‌شوی! من این حرف را قبول دارم. این حرف را می‌فهمم. مدیری تحصیلات آکادمیک خود را در رشته تئاتر به دلیل حضور در جبهه های جنگ، ناتمام گذاشت اما عشق او به هنرهای نمایشی بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید. عکس از فیلم #دیدار سال1373 ناگفته های زندگی مهران مدیری فلسفه هگل کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظک ند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن. عکس قدیمی مهران مدیری در سریال ببخشید خواب سالوادور دالی برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقه مند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند؛ به خصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و… این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده است! البته شیطنت های مهران مدیری پایانی نداشت. او پنهان از برادرش می رفت سراغ کتاب های او. برادرش چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را می دید. در ریاضیات همیشه خنگ بود در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. ماجرای بازی در فیلم های کیمیایی همین چند وقت پیش خبری منتشر شد که مهران مدیری قرار بوده در فیلم جرم کیمیایی بازی کند. پولاد کیمیایی در مصاحبه با ماهنامه صنعت سینما گفته که قرار بوده نقشی را که حامد بهداد در فیلم «جرم» کیمیایی ایفا کرده، مهران مدیری بازی کند. پسر کیمیایی دلیل بازی نکردن مدیری در این فیلم را درگیر بودن این بازیگر و کارگردان در پروژه های شخصی اش مثل قهوه تلخ عنوان کرده است. اما بد نیست بدانید که بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند؛ روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تئاتر را در آن سه سال و نیم از دست داد و این برایش ضربه بزرگی بود. عکس از فیلم دیدار سال 1373 تلخ ترین آدم عمر چند سال پیش نیز گفت و گویی از بهاره رهنما منتشر شد که در این گفت و گو خانم رهنما گفته بود که مهران مدیری یکی از تلخ ترین آدم هایی است که در عمرم دیده ام. اتفاقا چند سال پیش در مصاحبه ای از مدیری این سوال را کرده بودند که حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟ مهران مدیری نیز در جواب گفته بود: «بله، خیلی ها از این هم فراتر می روند و می گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقت ها درست است. در طول روز غمگینی ام به شادی هایم می چربد. زود هم خودش را نشان می دهد. به قول یکی از دوستان، غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. می تواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم نسبت به شادی اصالت بیشتری قائلند». وقتی یک شبه صدساله می شوی حامد بهداد درباره او گفته بود: «چند وقت پیش مهران را دیدم. فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده. من این را نمی دانستم. شگفت زده شدم. نمی دانم این آدم ها برای چه به جبهه رفتند، اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند: ایران. یک دلیل بزرگ تر هم مادر است، دفاع از سرزمینمان در حافظه تاریخی ماست، دفاع از مرز و بوم کشورمان و من تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم؛ پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت: «وقتی جنگ را ببینی یک شبه صدساله می شوی!» من این حرف را قبول دارم. این حرف را می فهمم». جوک بگویم؟ محال است! سال ها قبل و در مصاحبه ای از مدیری سوال شده بود که آقای مدیری در یک جمع می توانید جوک تعریف کنید؟ و مدیری گفته بود: «شوخی می کنید؟ جوک تعریف کنم؟! محال است بتوانم چنین کاری ا نجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر می کردم شاد بودن، آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان بدهد کاری است به شدت جلف. به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود». شهرام شکیبا: مدیری مثل چلوکباب کوبیده زعفرانی است بد نیست بدانید که شهرام شکیبا، طنزپرداز معروف، چندی پیش در یادداشت طنزی درباره مهران مدیری نوشته بود: «درتس است که آبگوشت غذای ملی ماست، اما خیلی ها هستند که آبگوشت دوست ندارند، ولی من تا حالا کسی را ندیده ام که چلوکباب کوبیده را دوست نداشته و شناسنامه ایرانی داشته باشد. چلوکباب کبیده به قدری محبوب است که حتی گیاهخواران هم کباب کوبیده گیاهی درست کرده اند. مهران مدیری در ایران حکم چلوکباب کوبیده زعفرانی را دارد». مهران مدیری در پشت صحنه سریال نود شب سال ۱۳۷۹ هم سید است و هم بچه جنوب شهر حالا دیگر شاید همه آن گزارش معروف درباره محله قدیم مهران مدیری را خوانده باشند. گزارشی که در آن نوشته شده بود: مهران مدیری هم بچه پایین شهر است و هم سید است و هم مادرش خانم جلسه ای است. هر پنجشنبه اینجا جلسات قرآنی برگزار می شود که مادر مدیری در آنها شرکت می کند. پدر خیلی خوبی داشت به گفته همسایه های محله قدیم مهران مدیری، مهران پدر خیلی خوبی داتش که بر اثر سکته از دنیا رفت. مرد متین و موقری بود. این طور که از حرف های همسایه ها برمی آید، مهران هم به پدرش رفته و از نظر خلق و خو شبیه به اوست. یکی از همسایه ها درباره او می گوید: «مهران خیلی پسر آقایی است؛ پسری تمیز و پاک. من هیچ چیزی از مهران ندیدم. هرکسی که پشت سرش صحبت کرده است که پسر بدی است اشتباه کرده است. او یک پسر ساده و مودب است». این همسایه در ادامه گفته بود: «ختم پدر مهران مدیری غلغله بود. از همه جا آمده بودند.» او تاکید می کند: «خانواده مهران مدیری همه شان مذهبی هستند، هم از طرف مادر و هم از طرف پدر خیلی مذهبی اند و کلا مومن هستند. همه فامیل هایشان را که در مراسم ختم مهران دیده بودم مذهبی بودند. خود خانم مدیری چادر از سرش نمی افتد.» مهران مدیری در سریال #باغ_گیلاس شیطنت های فرزند مهران مدیری سه سال پیش یکی از نشریات معتبر سراغ پسر 17 ساله و دختر 11 ساله مهران مدیری (در آن زمان) رفته و در گفت و گویی متفاوت حرف های جالب و بامزه ای را از زبان فرزندان مهران مدیری منتشر کرده بود. در همین مصاحبه فرهاد مدیری پسر مهران مدیری بین حرف هایش اعتراف کرده بود: «بعضی وقت ها معلم هایمان را خیلی اذیت کرده ایم. من واقعا از آنها معذرت خواهی می کنم». یکی از آخرین شیطنت هایش این بوده که با بچه ها سر کلاس یکی از معلم ها دوربین ببرند و فیلم بگیرند. بعد فیلم لو می رود و دست مدیر و معاون می افتد و… «خدا رحم کرد. به خیر گذشت. بابا هنوز هم نمی داند که چی شده چون خودمان تعهد دادیم و تمام شد. حالا اینجا بخواند می فهمد!» فرزندان مهران مدیری نگاه کن شبیه بقال ها شده اما در همان مصاحبه شهرزاد دختر 11 ساله مدیری به محض ورود به دفتر همان مجله ای که به همراه برادرش برای مصاحبه رفته، یکی از مجله ها را برمی دارد و با دقت ورق می زند، یکی از عکس های پدرش در سریال «مرد هزار چهره» را می بیند و طوری که ما نشنویم به فرهاد می گوید: «نگاه کن شبیه بقال ها شده!» و بعد می خندد. دختر مهران مدیری، تمام کارهای پدرش را دنبال می کند و جزو مخاطبان اصلی سریال های طنز او است. شهرزاد تمام کارهای مهران مدیری را دیده و از بین آنها «شب های برره» را به عنوان بهترین کار پدر انتخاب می کند. همه تلخی های مدیری البته نکته دیگری که درباره آقای مدیری باید یادآوری کرد این است که مهران مدیری برخلاف سریال ها و کارهای طنز تلویزیونی اش همیشه به تولید آثار جدی و حتی تلخ علاقه داشته است. به گزارش برترین ها خود او در مصاحبه با برنامه مثلث شیشه ای گفته بود: «در تئاتر نقش های جدی بازی می کردم از نظر شخصیتی هم آدم طنازی نیستم، بیشتر درون گرا هستم و مسائل جدی برایم جدی تر است. در آینده هم قصد ساخت اثری جدی را دارم». جالب است ( سوسا وب تولز ) بدانید مدیری چند سال پیش در گفت و گویی پیش از ساخت «شب های ببره» اعلام کرده بود: «تمامی کارهای طنزی که ساخته ام پرمخاطب و موفق بوده اند. اما با این حال از عملکرد خودم در زمینه طنزسازی راضی نیستم. طنزسازی به شغل من تبدیل شده است و همه افراد ازجمله تهیه کنندگان، منتقدان و… از من می خواهند که مجموعه طنز بسازم. اصل من چیز دیگری است. دوست دارم روزی برسد که کمدی موردعلاقه خودم را بسازم که در عین خنداندن، تلخی های بسیاری را نمایان سازد». مصاحبه با مهران مدیری کجا به دنیا اومدی ؟ میدان بروجردی . سر آسیاب دولاب. جایی گفته بودی که طعم فقر را چشیدهای ؟ این مورد استثنایی نیست. خیلی از آدمهای همسن و سال من این طعم را چشیدهاند. بافت خانوادهها یا کارگری بود یا کارمندی. الان نسبت به فقر چه حسی داری ؟ الان تفسیرم با دوران کودکی و نوجوانی فرق دارد. بعد از نوجوانی همه ما یک دوران بی پولی را طی کردیم. الان هم هر لحظه ممکن است بی پول شویم. اما این فقر خیلی سینمایی نیست که گاهی پول توی جیبمان نباشد. ولی از آن موقع خیلی از چیزهایی که دوست داشتیم داشته باشیم نداشتیم. خیلی از استعدادها مسیرش عوض میشد. در عین حال کمک میکند به رشد بعضی از استعدادها. مثلا ممکن است داشتن یک ساز برای آدم تبدیل شود به یک آرزوی دست نیافتنی. کدام بخش از آرزوهایت بخاطر فقر از دست رفت ؟ من در کودکی هیچ وقت آرزوی مشخصی نداشتم. یعنی هیچ آرزویی نداشتی ؟ چرا. منتها خیلی از نوجوانان هستند که قاطعانه میدانند چه میخواهند. مثلا خیلیها میخواهند خلبان شوند و این را از 12 تا 20 سالگی میگویند. ولی من آرزوی طولانیای نداشتم که به آن نرسیده باشم. یعنی آرزوهایت زیاد و کوتاه مدت بودند ؟ بله . دمدمی بودم. مثلا ؟ دوست داشتم زیست شناس شوم. هنوز هم دوست دارم. تئاتر خواندی؟ بله. ولی از بچگی با کتابهای برادرم که زیست شناسی خوانده بود ورمیرفتم. شاید طولانیترین آرزویم این بود. کارهای تحقیقی درباره زندگی حیوانات. هنوز هم خیلی علاقهمندم. فیلمهای مورد علاقهام فیلمهای مستند است. الان هم آرزوهای دمدمی داری؟ نه این مساله مربوط به ناپختگیهای دوران نوجوانی است. چه سالی وارد دانشگاه شدی؟ سال 1365 . مهران مدیری در سریال دردسر والدین بعد از خدمت سربازی؟ نه قبل از آن. قبل از آن؟ ماجرای تحصیل من پیچیده است، اصلا واردش نشویم. سربازی، دانشگاه نصفه، بعد سربازی و … زمان جنگ جبهه هم بودی؟ بله خیلی جبهه ها بودم. ، مرصاد، حلبچه . مهران مدیری در جبهه چرا نمیخواهی توضیح بدهی؟ اولا از ساعت هفت صبح سر کار بودم و خیلی خستهام و نمیتوانم تاریخها را بیاد بیاورم. ثانیا، بیوگرافی من نهایتا به چه درد میخورد؟ عصبانی که میشوی چه کار میکنی ؟ آن موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمیدهم . آن محیط را ترک میکنم . سوار ماشین میشوم و رانندگی میکنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم میکند . این دو مورد نقاط ضعف من است . دوست دارم کاری را که به کسی محول میکنم ، آن را به درستی انجام دهد. در خلوتت چه کار میکنی ؟ مشغول سکوت میشوم . از آن سکوتهایی که شنیده میشود. فکر میکنم . نمیتوانم بگویم به چه چیزی . و مهمتر از همه موسیقی است ، موسیقی کلاسیک با صدای بلند . چه کتابهایی میخوانی ؟ خیلی وقت است که به خاطر این مشغله ها از کتاب دور شده ام ، ولی طی سالهایی به شدت کتاب میخوردم ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخواندم . نویسندگان محبوبم مارکز ، تولستوی و تورگنیف هستند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارم . شاعر اولم لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ … در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مرا به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی من چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینم میکند شعر است . سوال آخر کلیشه ای است ! چه بازیگرانی را دوست داری ؟ نمیشود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفرهء درجه یک را شامل میشود . مهران مدیری و مرحوم علی طباطبایی 5 تا از این بیست تا را بگو . رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ … کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم … فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟ م: « هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و … . مهران مدیری و سام نوری جدیدترین مصاحبه مهران مدیری در جریان ضبط یکی از تازه‌ترین برنامه‌های "دورهمی" که دیگر مهران مدیری همه کاره آن است ماجرایی رخ داد که مصداق بارز افتادن خیاط در کوزه است. مهران مدیری این بار هم به مانند دفعات پیش آمده بود تا مهمانش میلاد کیمرام را سوال‌پیچ کند اما ماجرا طور دیگری پیش رفت؛ کیمرام در ابتدای برنامه خطاب به مدیری گفت گویا در برنامه شما اسم هر فردی بیاید او باید در برنامه های بعدی مقابل مدیری نشسته و پاسخگوی سوالات وی باشد؟ تأیید مهران مدیری به این پرسش همراه بود با این خواسته کیمرام که من اسم مهران مدیری را می‌آورم پس باید او به جای مهمان بنشیند و پاسخگوی سوالات باشد. این خواسته کیمرام که مشخص نیست از قبل هماهنگ شده بود یا نه با تشویق حضار روبرو شد و در نهایت مدیری در جای مهمان قرار گرفت و کیمرام هم سوالات خود را از او پرسید. هر ۲۰ سال یک بار مصاحبه می کنم سوال اول کیمرام از مدیری این بود که چرا مصاحبه نمی‌کنی و مدیری در پاسخ از این گفت: ۱۴ سال است مصاحبه نکرده ام و اگر بخواهم هر روز مصاحبه کنم باید حرفهای تکراری بزنم که مثلا چی میخوری و چیکار میکنی و اولین کارت چی بود و از این صحبتها و برای همین تصمیم گرفتم هر ۲۰ سال یک بار مصاحبه کنم تا حرف جدید برای گفتن داشته باشم. تأیید تلویحی مرفه بودن مدیری که در این گفتگو مدام سعی می‌کرد از وضع ساده رندگی خود صحبت کند وقتی با این گفته کیمرام مواجه شد که می‌گویند شما جزو مرفهین هستید ابتدا سعی کرد با شوخی و خنده و ذکر چندباره این جمله که "کی میگه؟" از کنار این سوال عبور کند. به گزارش سینماژورنال اما در نهایت با تأیید تلویحی مرفه بودنش گفت: آدم هرچقدر هم پول داشته باشه آخرش همان چیزی رو میخوره که همه میخورن و در نهایت در همان گوری میخوابه که همه در آن می‌خوابن. مدیری ادامه داد: پول تا جایی جواب میده! بعد از اون دیگه هیچ کارکردی نداره و فقط شاید ماشینت بشه مضراتی! (منظورش مازراتی) بود. هر ۶ ماه یک بار به مهمانی می روم مدیری درباره اوضاع و احوال زندگی خانوادگیش گفت: ۹۰ درصد مواقع تنها هستم. همه فکر میکنن که به خاطر وسعت ارتباطاتم هر شب مهمونی هستم اما واقعیت این است که شاید ۶ ماه یک بار من را به مهمانی برده و به زور با دو نفر صحبت کنم و سالی یک بار مهمان داشته باشم. بهترین رفقای من کتاب و موسیقی و فیلم هستند و در مجموع خیلی حال و حوصله شلوغی رو ندارم. مدیری در آخر گفتگو هم با تهدید شوخ‌طبعانه کیمرام که "حالا منو تو جایگاه مهمون میشونی" گفت: اگه خبرنگارا این برنامه رو ببینن میریزن سرم که چرا با ما حرف نزدی!! هدیه کیمرام به مدیری به گزارش سینماژورنال در پایان برنامه کیمرام یک اتود و طرح اولیه از دو کت و شلوار را به مهران مدیری هدیه داد و البته حین این هدیه دادن تبلیغ فراوانی هم کرد برای دوستش که طراح لباس است و این کت و شلوارها را طراحی کرده است. کیمرام از مدیری خواست که هر کدام از طرحها را که پسندید برایش بدوزند و تنش کند و بعد امضاء کند و در موزه "دورهمی" قرار دهد اما مدیری خیلی جدی گفت: یکیش رو امضا میکنم و میذارم برای موزه و اون یکی رو هم برای خودم برمیدارم! اعلام رسمی خداحافظی همیشگی ستاره تلویزیون در «هفت»/ جزییات فیلم سینمایی مهران مدیری از زبان خودش خسته شده ام، دیگر می‌خواهم کار نکنم مهران مدیری در ابتدای حرف‌هایش گفت:«از کار کردن خسته شده ام.سال‌هاست از 365 روز سال 360 روز کار کرده ام.میخواهم کلا از تلویزیون و شبکه خانگی سریال سازی خود را خلاص کنم و فقط سالی یک یا دو فیلم بسازم. دو ماه دیگر فیلم سینمایی خود را می سازم. دو فیلمنامه دارم. یکی کمدی و دیگری تلخ و عجیب. در این سالها به دلیل آنکه مدام درگیر تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی بودم، نشد.» مدیری درباره نزدیک نشدن به ساختن فیلم سینمایی هم گفت:« دلیل فیلم سینمایی نساختن در این سالها، ترس از ساخت فیلم سینمایی کمدی نبود. ترس از ساخت فیلم سینمایی بود. با وجود اینکه این تجربه کم نیست، اما برای سینما کم است. و دوست داشتم وقتی به سینما می آیم خیلی حرفه ای باشد.» «ساعت 5 عصر» چگونه فیلمی است؟ مدیری همچنین درباره فیلمی که می خواهد مقابل دوربین ببرد گفت:« نام فیلم «ساعت 5 عصر» است که یک فیلم کمدی است. فیلم سخت و خیابانی و بسیار شلوغ و پرجمعیتی است. ممکن است در هر سکانسی بین 600 تا 700 نفر حضور داشته باشند. اما فیلم تنها یک بازیگر اصلی دارد و باقی مردم اند. فیلمی است از 7 صبح تا 5 بعدازظهر یک فرد را در تهران روایت می کند که آن روز آخرین فرصت آن فرد است که باید کاری را انجام دهد. فیلم مثل گلوله برفی است که هرچه جلوتر می رود بزرگتر می شود و ریتم مدام تندتر می شود و دیوانه وار بودن ماجرا بزرگتر و موضوع عظیم تر می شود. فیلم موضوعی به شدت اجتماعی دارد که هر روز با آن مواجه ایم اما به آن توجهی نمی کنیم. طرح فیلمنامه «ساعت 5 عصر» از خودم است اما من با خشایار الوند در حال نگارش آن هستیم. اما فیلمنامه دومم که تلخ است به تنهایی کار خودم است. علاقه خودم به نگارش متن های تلخ و جدی است.» حرف‌های تندتری را در فیلم‌هایم خواهم زد مدیری در ادامه حرف‌هایش درباره شیوه ای که قرار است در فیلم‌هایش پیش گیرد گفت:« من تصمیم دارم در ادامه مسیر فیلمسازی خود حرف های تندتر و بزرگتری در حوزه سیاست و فرهنگ و اجتماع بزنم که جای این حرف ها در تلویزیون نیست و محدودیت های آن نمی گذارد و به نظر در شبکه نمایش خانگی و ارشاد بهتر می شود اینها را بیان کرد.» خیلی وقت است که حالم خوب نیست مهران مدیری در پاسخ به مسعود فراستی که چرا دیگر تیز نیستی، گفت:« بخاطر محدودیت های تلویزیون است! اصلا چیز عجیبی نیست، همه جا همین است، اما جدیدا بسیار سخت گیرتر شده اند. نمونه اش در همین برنامه «دورهمی». از طرفی چیزهایی را ما می گوئیم که برای نخستین بار ما هستیم که مطرح می کنیم و پخش می شود، و از طرفی مواردی را ممیزی می کنند که من اصلا نمی فهمم برای چه نباید پخش شود.» مدیری در پاسخ به این پرسش فراستی که تو از نگاه بالا با مخاطب صحبت می کنی، گفت:« در ابتدا «دورهمی» به این شکل اجرا می شد، اما به مرور مشکل را با تذکر دیگران مرتفع کردم.» وی افزود:«حوصله ندارم. خیلی وقت است که حالم خوب نیست. یک نوع دگردیسی نیاز است برای ترک تلویزیون و سینمای خانگی به سمت سینما. برای اینکه از این شکل کار خسته و اشباع شده ام. اصلا دیگر دوست ندارم و ارضایم نمی کند.» تک جمله هایی از مهران مدیری مهران مدیری در حرف هایش به مواردی اشاره کرد که به برخی از آنها در زیر این مطلب اشاره می‌کنیم: – نقد سینمای کمدی مبتذل و به اصلاح بدنه برای من ممکن است اما از نقد کمدی جدی اجتناب می کنم و برایم سخت است درباره رضا عطاران و… نظر دهم. – برخی از منتقدان به دلیل اینکه جواب تلفنشان را ندادم نقدهای بسیار تندی به فیلم هایم وارد کردند که به نظرم این موضوع خیلی غیرانسانی است. – من خیلی از کارهایم را الان دوست ندارم. مخصوصا کارهایی که زمان آنها گذشته است. کارهایی مثل «جایزه بزرگ»، «نقطه چین»، «ویلای من» و … که به نظرم بچه گانه و ضعیف اجرا شده اند. – «شوخی کردم»، «شب های برره»، «قهوه تلخ»، «دورهمی»، «پاورچین»، «مرد هزار چهره» و… را در کارهایم دوست دارم چون حرف های خوبی داشتند. – من دیگر صحبت نمی کنم تا مسعود فراستی به استدیو نیاید. اصلا گفتگو بدون فراستی فایده ندارد! – وقتی فیلمنامه اصغر فرهادی را خواندم، دیدم معرکه است. دوام نیاوردم همان شب ساعت 2 شب زنگ زدم که من می خواهم بیایم بازی کنم. – از بازی در فیلم «توکیو بدون توقف» پشیمانم. – از کارگردانی دیگران وقتی برایشان بازی می کردم، حرص می خوردم. اما وقتی می پذیرفتم کاملا خود را می سپردمو حرفی نمی زدم مگر آنکه از من بخواهند. – به «هفت» به عنوان برنامه ای که حرفه ای ترین برنامه سینمایی تلویزیون است یک انتقاد دارم. همه این چیزهایی که گفتم به شدت تحت تاثیر سینمای هالیوود است. سالهای سال است که می خوانیم و می شنویم از سینمای هالیوود. یکی از وظایف این برنامه و مطبوعات حرفه ای سینما شناخت وسیع تری از سینما به مردم و مخاطبان است. ما چقدر راجع به سینمای ژاپن و بلوک شرق می دانیم؟ ادبیات شرق و … را نمی شناسیم. انگار در اینترنت هم در این خصوص وجود ندارد. سینما معنی اش تمام اینها است. این کار را شما بکنید.
  8. استخدام آدمکش برای قتل تازه داماد

    نوعروسی که 7 ماه پس از ازدواج و هنگام استخدام آدمکش برای کشتن شوهرش در تله پلیس افتاده بود پس از سه بار محاکمه وچند سال حبس خانگی، منتظرحکم نهایی دادگاه است. براساس اسناد پرونده، «دالیا دیپولیتو» 8 سال قبل در حالی که هنوز چند ماه از ازدواجش نگذشته بود، نقشه قتل شوهرش را کشید. او برای پیدا کردن آدمکش به جست و جو پرداخته بود تا اینکه با یک مأمور مخفی به جای قاتل اجاره‌ای قرار ملاقات گذاشت. پلیس پس از این ملاقات صحنه قتل مرد جوان را نیز طراحی کرد و دالیا را در زمان تحویل پول به دام انداخت. این زن پس از دستگیری با استخدام وکلای متبحر توانست به جای زندان به حبس خانگی برود. اما در سومین جلسه محاکمه، قاضی پرونده رأی به پایان حبس خانگی او و انتقالش به زندان داد. اما دالیا پس از شنیدن حکم قاضی از هوش رفت و امدادگران برای درمان او وارد دادگاه شدند. به گفته منابع آگاه، اتهامات این زن دست کم 20 سال زندان در پی خواهد داشت. حکم قطعی متهم، دو هفته دیگر اعلام می‌شود.

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×