رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'آخر'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رمانخونه در یک نگاه
    • میزکار
  • بخش ادبی
    • داستان و حکایات کوتاه
    • مطالب و متون
    • متفرقه ادبی
  • بخش ویژه
    • ویژه های رمانخونه
    • مسابقات انجمن
  • بخش عمومی
    • الفبای زندگی
    • آشپزی
    • ورزشی
    • متفرقه عمومی
    • موبایل و تبلت
    • کامپیوتر و لپ تاپ
  • بخش هنری
    • سینما ، تلویزیون و تئاتر
    • موسیقی
    • بیوگرافی و زندگینامه
    • دانلود
    • متفرقه هنری
  • بخش تصاویر
    • گالری عکس شخصیتها
    • گالری عکس شهرها و آثار باستانی
    • گالری عکس های متفرقه
  • بخش خبری
    • جدیدترین اخبار
  • سرگرمی مسابقات ویژه متفرقه
  • نویسندگان موضوع ها

دسته ها

  • Articles

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها


جنسیت


محل زندگی


متولد روز


متولد ماه


متولد سال


حالت اصلی من


حالت فرعی من

8 نتیجه پیدا شد

  1. دانلود آهنگ سیم آخر از محسن ابراهیم زاده

    متن آهنگ سنگ زد به این دلم بازم دم نمیزنم از هر چی بکنم ولی از فکرت دل نمیکنم چطوری دلت اومد دل کندی رفتی چطوری دستامو تو ول کردی رفتی تو با رفتن دینو دنیامو گرفتی زندگیمو خیلی مشکل کردی رفتی این دلم حالا حالا حالاها دیگه دل نمیشه هر بار میگم این دیگه آخریشه زدم به سیم آخر که دیگه راحت ترم تنها باشم همیشه این دلم حالا حالا حالاها دیگه دل نمیشه هر بار میگم این دیگه آخریشه زدم به سیم آخر که دیگه راحت ترم تنها باشم همیشه فکرت یه لحظه از سرم در نمیره وقتی حوصله ی دلم سر که میره خودخوریهای مطلق هر شب من میگه اونیکه دوست داره از پیشت نمیره چطوری دلت اومد دل کندی رفتی چطوری دستامو تو ول کردی رفتی تو با رفتن دینو دنیامو گرفتی زندگیمو خیلی مشکل کردی رفتی این دلم حالا حالا حالاها دیگه دل نمیشه هر بار میگم این دیگه آخریشه زدم به سیم آخر که دیگه راحت ترم تنها باشم همیشه دانلود آهنگ با کیفیت 128 دانلود آهنگ با کیفیت 320
  2. نگارش 1.0.0

    74 دریافت

    نام رمان: ساعت آخر نام نویسنده: دریا عبدالعلی زاده ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: 151 خلاصه داستان: داستان روايتگر زندگي دختري ست به نام تبسم که بي سرپرست بزرگ شده است و با هر سختي به تحصيلش ادامه داده و اکنون وکيل دادگستري ست. راستي چه مي شود اگر وکيل عاشق موکل خود که پاي اعدام است شود؟واين وسط پاي يک سرگرد جوان به ماجرا باز شود؟ بااين همه او دختري ست که با تمام زندگي دخترانه اش سعي دارد مردانه روي پاهايش باايستد اما کسي چه ميداند زندگي چه خوابي برايمان ديده است. زندگي گاهي يادآورت مي شود که گاهي هم ايستادگي شکست مياورد، گاهي اوقات ممکن است چوب مقاوتمان را بخوريم. زندگي يادت ميدهد که اگر زيرک باشي موانعت را دور مي زني و شايد اين تنها درسي است که بهايش عمرمان است. قسمتی از داستان: جلوی عمارت پیاده می‌شوم. من این عمارت را خوب می‌شناختم؛ ساختمانی که ظاهرش سفید است و باطنش سیاه. اینجا جایی‌ست که ارزش انسان‌ها بر بی ارزشی‌شان مقرر می‌شود و همین را برایشان مقدر می‌سازند. من از این عمارت خاطرات خوبی به یاد ندارم؛ برای همین این‌گونه تلخ سخن می‌گویم. عنوانی که برسر در این عمارت زده شده از قدرت تخریب بسیار بالایی برخوردار است؛ «بهزیستی» الحق هم که همان‌طور بود. ارزش ما در آنجا فقط به اندازه تنهایی‌هایمان بود کسی جرات نداشت باصدای بلند بخندد. شب‌ها نخوابیده کابوس می‌دیدیم. آری! کابوس بیداری هزاران بار بدتر از کابوس در رویاست. هرشب راس ساعت مقرر به خواب می‌رفتی. این یک فرمان بود بی برو برگشت. بی سرپرست بودن عجیب وبال گردنمان شده بود. بدترین اتفاق هم آنجایی بود که بعد از زمان طولانی کلی به هم عادت می‌کردیم و یکهو خانواده‌ای پیدا می‌شد و سرپرستی کسی را بر عهده می‌گرفت و جای خالی آن شخص همیشه و همیشه روی تخت خالی‌اش به جا می‌ماند؛ اما اکنون من به عنوان وکیل دادگستری در مقابل این عمارت ایستاده‌ام. اکنون دیگر کسی نیست که نبایدها را بگوید و حتی در عوض وقتی می‌بینند هزار بار در مقابلت دولا راست می‌شوند و این آزار دهنده است. لااقل هرچه که هستی خوب یابد خودت باشی فقط فقط خودت!! رنگ عوض می‌کنی که چه شود؟ ذات واقعی بلاخره خود را نشان می‌دهد؛ اما من اینجا را دوست داشتم؛ اینجا خانه من بود آدم که نباید همیشه خاطرات نسبتا بد را خط بزند. شاید آنها فقط باب میل من نباشد... با صدای زنگ تلفنم از سیر در خاطرات قدیمی‌ام دست می‌کشم. خانم واقف کسی که در کنارش به کارآموزی مشغولم... او وکیل مجربی‌ست و من همیشه دوست داشتم درکنارش چیزهای زیادی بیاموزم. - بفرمایید خانم واقف. *برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید. توضیحات: فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون

    رایگان

  3. رمان «پاییز فصل آخر سال است» از حال و هوای زنانی می‌گوید که در دوراهی‌های زندگی دست و پا می‌زنند و به دنبال راهی برای خلاصی از گذشته و آینده، دوباره شاد زیستن یا کنار گذاشتن رویاها و با واقعیت زندگی ‌کردن هستند. کتاب به دو بخش تابستان و پاییز تقسیم شده که هر کدامشان سه داستان از سه زن به نام‌های لیلی، شبانه و روجا را روایت می‌کنند که از دغدغه‌های متفاوت خود می‌گویند. این داستان‌ها «تکه‌ها»یی از رمان تلقی می‌شوند. «پاییز فصل آخر سال است» از آدم‌هایی می‌گوید که انتخاب‌ نمی‌کنند، بلکه به موقعیت‌هایی که آن‌ها را انتخاب می‌کند، تن می‌دهند؛ همان‌طور که برای لیلا انتخاب می‌شود که از همسرش میثاق ـ که قصد مهاجرت دارد ـ جدا شود. برای روجا که موفق به گرفتن ویزا نمی‌شود، ماندن انتخاب می‌شود که با ارسلان باشد؛ به دلیل این‌که راه دیگری برای بهتر زندگی کردن سراغ ندارد. هر فصل با راوی اول‌شخص روایت می‌شود. در بخش تابستان، سه راوی به روایت ساعت‌های مختلف یک شبانه‌روز می‌پردازند. هر یک از شخصیت‌ها در روایت خود، در تقاطع زمانی مشخصی به دو شخصیت دیگر برخورد می‌کنند و البته به لحاظ روایی، مستقل و خودبسنده نیز هست. مخاطب با استفاده از خرده‌روایت‌هایی که از طریق گذشته‌نگر‌ی‌‌های پی‌در‌پی ساخته می‌شود، با گذشته شخصیت‌ها آشنا می‌شود. در همین حال، رویدادهای ناگوار ایجادشده در یک جامعه، به‌ عنوان عاملی در تغییر دادن شرایط زندگی در زمینه‌های شغلی، اجتماعی، عاطفی، اقتصادی و به دنبال آن، ایجاد مقوله مهاجرت و آسیب‌های آن، مسئله اصلی رمان است. میثاق، همسر لیلا که تمام رویاهایش را در رفتن دیده است و از لیلا جدا شده، به‌عنوان انسانی رها شده از برزخ دوراهی‌ها، دودلی‌ها و وابستگی‌ها، بتی از اطمینان و ثبات رضایت برای سه راوی است و رگه‌هایی از تعلق ‌خاطر بین او و هر سه راوی به چشم می‌خورد. با اینکه میثاق، لیلا را رها می‌کند، اما گویی شرایط جامعه، رها کردن لیلا و رفتن او را توجیه‌پذیر کرده و همه به آن تن داده‌اند. با نگاهی جزیی به دغدغه این سه زن، می‌بینیم که لیلا، جلوتر از دو شخصیت دیگر حرکت می‌کند و دوراهی‌های روجا و شبانه را پیش‌تر از سر گذرانده است. لیلا نمادی از فضای اصلی حاکم در جامعه است که دو روایت دیگر در دل او قرار ‌می‌گیرند و لیلا محرک اصلی تحول دو شخصیت دیگر در پایان رمان می‌شود. «پاییز فصل آخر سال است» از مبارزه همیشگی آدم‌ها می‌گوید؛ با وابستگی‌ها و ریشه‌ها، با ترس‌ها و تردیدها، تردیدهای بین ماندن و رفتن، بین رضایت و قناعت؛ آدم‌هایی که رویاهایشان را در یک عصر دلگیر پاییزی به واقعیت می‌بازند، پاییزی که فصل آخر سال می‌شود، یا هر فصل دیگری که رویاها در آن پایان بگیرد. رمان «پاییز فصل آخر سال است» نمونه‌ای از رویکرد نویسنده به نقش ابرقهرمان‌ها در داستان‌های جدید ایرانی است. در داستان نسیم مرعشی، دیگر خبری از آن قهرمانان آشنای پیشین که بر کلیت فضای داستان سایه می‌انداختند، نیست و آن سایه بزرگ بین چند شخصیت تقسیم شده است. البته نسیم مرعشی، منصف یا خوشبین بوده که عدالت نسبی را رعایت و سایه بزرگ را به تساوی بین شخصیت‌هایش تقسیم کرده است. از «پاییز فصل آخر سال است» لیلا به همان اندازه سهم دارد که «شبانه» سهیم است و درست به همان میزان از این نقش به «روجا» رسیده است. حتی شخصیت «میثاق» هم که در طول داستان حضور فیزیکی ندارد، تقریباً به اندازه سه شخصیت یاد شده در ذهن مخاطب بازسازی می‌شود. البته شخصیت‌های دیگری مانند ارسلان را هم داریم که به هر حال از تقسیم سایه‌ها سهمی برده‌اند. با آن که شخصیت‌های داستان هر کدام مشکل خاص خود را دارند، اما در یک نکته، وجه مشترک دارند و آن، نارضایتی از موقعیتی است که در آن گرفتار آمده‌اند. اغلب آن‌ها رویاهای بزرگی در سر دارند که خودشان هم امید چندانی به تحقق آن ندارند. این رمان اگر چه قهرمان واحدی ندارد، اما نارضایتی از وضعیتی که شخصیت‌های داستانی در آن قرار گرفته‌اند، موضوع واحد آن است؛ هرچند آن‌ها نمی‌توانند همه خواسته‌های خود را یک‌جا داشته باشند. برای به دست آوردن هر خواسته‌ای باید یکی و در مواردی چند دلبستگی خود را از دست بدهند و این وسواس و دو راهی‌های به هم پیوسته در طول داستان مدام تکرار می‌شود. به طور کلی از زاویه‌ای دیگر می‌شود این‌گونه تعبیر کرد که سه شخصیت زن در این داستان، سه وجه یک زن هستند که در مقابل یک موقعیت واحد واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.
  4. واکنش مامانم به تصاویری که رو پروفایلم میذارم : جوکر : روانی شدي ؟ تو زن باید بگیری سیگار: معتاد بدبخت بیا ببریمت ازت تست بگیریم ، ازعاشقیه قلب : عاشق شدي ؟ بذار به بابات بگم یه فکری می کنیم براتاز خودم که میذارم : از خودت تصویر میذاری کهخودتو نشون دخترا بدی هیچی نمیذارم : چیه چرا تصویر نمیذاری ، از همون قدیم بی تفاوت و بی حس بودی باید زن بگیریم برات تا مفید بشی
  5. تو اول ، تو آخر به قلم: الناز اسدزاده ژانر : عاشقانه،اجتماعی همیشه قرار نیست معادلاتمون درست از آب در بیاد ، وقتی پیش خودت داری دو دوتا چهارتا میکنی و حواست به اطرافت نیست یهو میبینی به هرچی دل بسته بودی از دست دادی، وقتی می خواستی درستش کنی نابودش کردی. بعضی وقتا نابودی هم حکمتی داره ولی حکمت خدا کجا و عقل ناقص بنده کجا!!! با همین بی عقلی چنان پشتِ پایی به بخت و اقبال و خودت میزنی که باعث نابودی واقعی میشی ... اونوقتِ که تقدیرت میوفته دست خودت و ...باید بسازیش داستان در مورد یه پسره که از عزیز ترین فرد زندگیش بدترین ضربه رو میخوره ولی سرپا میشه و دوباره زندگیشو میسازه ، اشتباهات زیادی میکنه. این میون کسی وارد زندگیش میشه که یه موهبت الهی ولی پسر داستان ما قدر نمی دونه تا این که ..... http://romankhone.ir/forums/topic/7727-رمان-تو-اول،-تو-آخر-الناز-اسدزاده-کاربر-رمانخونه/
  6. آخر هفته بیننده«جستجوی آرامش» باشید

    خبرگزاری مهر: سریال تلویزیونی «در جستجوی آرامش» به کارگردانی سعید سلطانی و تهیه کنندگی علی آشتیانی‌پور پنجشنبه و جمعه ۲۲ و ۲۳ تیرماه ساعت ۱۹ از شبکه پنج سیما پخش می شود. مجموعه تلویزیونی «در جستجوی آرامش» به کارگردانی سعید سلطانی با محوریت بنیان خانواده برای شبکه پنج سیما تهیه و تولید شده است. این مجموعه تلویزیونی یک اثر خانوادگی ۴۰ قسمتی است که ضمن روایت قصه اصلی، روابط عاطفی و انسانی بین خانواده و دوستان را به نمایش می گذارد و خلاصه داستان آن درباره شخصیتی به نام دکتر بهروز امینی است که از دانشمندان و پژوهشگران حوزه داروسازی در ایران است. در خلاصه داستان این سریال آمده است: دکتر بهروز امینی که خانواده‌ای مثال‌زدنی دارد و در حرفه‌اش موفق است بعد از ۲۰ سال تلاش مداوم توانسته در راستای تولیدات ملی و دانش‌بنیان، دارویی برای درمان سرطان تولید کند که مشابه خارجی ندارد. بعد از تولید دارو، جامعه پزشکی برای بهروز امینی جشنی برپا می‌کند و نام او و شرکتش در سراسر جوامع پزشکی جهان می‌پیچد اما یک اتفاق همه معادلات دکتر امینی را به هم می‌ریزد و آبرویش را در معرض خطر قرار می‌دهد ... . در این مجموعه تلویزیونی جمعی از بازیگران پیشکسوت مهدی هاشمی، فرشته سرابندی، داریوش فرهنگ، پژمان بازغی، محمد متوسلانی، حدیث میرامینی، کمند امیرسلیمانی و زهرا سعیدی به ایفای نقش می پردازند. سریال «درجستجوی آرامش» کاری از گروه فیلم و سریال شبکه پنج سیماست که پنجشنبه ها و جمعه ها هر هفته ساعت ۱۹ پخش و تکرار آن ساعت ۲۳ است و بازپخش این سریال روزهای یکشنبه ها و سه شنبه ها ساعت ۱۹ و ۲۳ خواهد بود.
  7. تو اول ، تو آخر به قلم: الناز اسدزاده ژانر : عاشقانه،اجتماعی همیشه قرار نیست معادلاتمون درست از آب در بیاد ، وقتی پیش خودت داری دو دوتا چهارتا میکنی و حواست به اطرافت نیست یهو میبینی به هرچی دل بسته بودی از دست دادی، وقتی می خواستی درستش کنی نابودش کردی. بعضی وقتا نابودی هم حکمتی داره ولی حکمت خدا کجا و عقل ناقص بنده کجا!!! با همین بی عقلی چنان پشتِ پایی به بخت و اقبال و خودت میزنی که باعث نابودی واقعی میشی ... اونوقتِ که تقدیرت می افته دست خودت و ...باید بسازیش داستان در مورد یه پسره که از عزیز ترین فرد زندگیش بدترین ضربه رو میخوره ولی سرپا میشه و دوباره زندگیشو میسازه ، اشتباهات زیادی میکنه. این میون کسی وارد زندگیش میشه که یه موهبت الهی ولی پسر داستان ما قدر نمی دونه تا این که ..... منتظر نقدها و نظراتتون هستم? http://romankhone.ir/forums/topic/7727-رمان-تو-اول،-تو-آخر-الناز-اسدزاده-کاربر-رمانخونه/
  8. خبرآنلاین: پریوش نظریه، بازیگر نقش رخساره در «زیر پای مادر» از حذف یکی از سکانس‌های اصلی این سریال در قسمت پایانی خبر داد. پریوش نظریه، بازیگر نقش رخساره در «زیر پای مادر» در واکنش به قسمت پایانی این سریال که شامگاه یکشنبه چهارم تیر روی آنتن شبکه یک سیما رفت، در صفحه اینستاگرامش نوشت: «اسم سریال که تغییر کرد...سکانسی اصلی که سانسور شد... فینالی که حذف شد... طفلک رخساره... طفلک نویسنده...طفلک کارگردان #لبخند- رخساره» نام این سریال ویژه ماه رمضان پیش از این «لبخند رخساره» بود که به «زیر پای مادر» تغییر پیدا کرد. در سکانس پایانی این سریال نیز خبری از رخساره با بازی پریوش نظریه نبود و سرنوشت او مبهم ماند.

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×