رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

1 تصویر

درباره این فایل

نام داستان کوتاه: فصل تازه

نام نویسنده: مهشاد نظریان

ژانر: اجتماعی

تعداد صفحات: 16

خلاصه داستان:

از ميان بايدها و نبايد‌هاي زندگي بايد يك پُل باشد، تا راهي درست را نشانمان دهد. درست شبيه به يك تولد دوباره، تولدي كه در آن انسان رنگِ جديد و حياتِ پاكي به سرشت خود نسبت می‌دهد.

فصلِ تازه روايت‌گر يك تولد دوباره‌ست، تولدِ جوانه‌ي "بودن" و "اميد" در كنارِ باورهاي خواستني در اعماق وجودِ خودمان.

 

قسمتی از داستان:

از دنياي كودكي كه بيرون آمده و به بزرگسالي رسيدم. جرقه‌‌ای به اسم كمبود محبت در وجودم شكل گرفت و با ديدنِ محيط اطرافم، خصوصاً مادري كه صبح و شبش فيلم نامه نويسي بود و قرار ملاقات‌هاي شبانه مختلف با كارگردان‌هاي به نام.

و پدري كه بيشتر وقتش در بيمارستان و اتاق عمل بود. دنيايي به اسم "تنهايي" را خيلي وقت  می‌شد كه در وجودم پيدا كرده بودم.

روزهاي طلايي، نوجواني هر دختري به مراتب برايش خاطره‌ساز و زيبا می‌شود. اما براي من همه اش يك كاسه سوپ داغ و نان باگتي كه اَسما خانم به سفارش مادرم برايم درست می‌كرد محسوب می‌شد.

صبح‌ها تنها صداي راديوي مادر بزرگ پيرم كه قبل سرطان ريه اش در كنارمان زندگي می‌كرد تا حدودي وجودم را خوشحال و مشتاق به زندگي نشان می‌داد. در آغاز هفته، يك اميد برايم باقي می‌ماند و آن هم ديدار دوستانه در مدرسه و سر كله زدن با دوستاني كه هيچ شباهتي در زندگيشان به من نداشتند.

مادرم بعد از ورودم به دبيرستان، تنها راه چاره را در زندگي ايده آلش فقط رفتن به مشاوره و غُر زدن به پدرم می‌دانست و آخرش هم به خاطرِ اخلاق و رفتار لجوج و يك دنده اش پا به مشاوره گذاشتيم و آن جا بود كه من مفهومِ خانواده را با تمام وجود درك كرده و فهميدم كه شايد من بزرگترين اشتباه زندگي پدر و مادرم هستم و تمام.

 

*برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید.

 

توضیحات:

فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر

فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید

فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون




بازخورد کاربر

برای ارسال پاسخ یک حساب کاربری بسازید و یا وارد شوید

شما برای ارسال پاسخ نیاز است که یکی از اعضا باشید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

هیچ امتیازی برای نمایش وجود ندارد.

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×