رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

1 تصویر

درباره این فایل

نام رمان: پیچ و خم عشق

نام نویسنده: زهره جهانبخشی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 178

خلاصه داستان:

عشق اجباری یا عشق از دست رفته مسأله این است. در پیچ و خم عشق باید چه کرد؟

دختری که مسیر عشقش عجیب بود. نرسیدن برایش راحت تربود تا رسیدن. داستان راجع به عشق‌هایی‌ست که به دنبال همدیگر هستند؛ اما همدیگر را به دست نمی آورند... قصه ما داستان نازگل و دوست داشتنش است، دختر قصه مابه آرزویش می‌رسد یانه؟ با نازگل همراه باشید؛ خواندنش خالی از لطف نیست.

 

قسمتی از داستان:

همه خوشحال بودند من از همه خوشحال تر. احساس خوبی بود؛ انگار خوشبخت ترین آدم دنیا بودم امشب قرار بود سهیل به خواستگاریم بیاد ضربان قلبم از آوردن اسمش بالا رفت. امروز با گوشیم مشغول پیامک بازی با دوستام بودم برای همشون جالب بود که دارم ازدواج میکنم هیچکی باورش نمیشد که من ازدواج کنم از بس سخت پسند بودم. گوشیم داشت خاموش میشد بلند شدم گوشیم رو زدم به شارژ از پنجره به منظره بیرون خیره شده بودم پاییز داشت از راه میرسید به قول تینا فصل عاشقانه‌ایه لبخندی به گوشه لبانم نشست نشستم روبروی ایینه اتاقم. از دبیرستان تا همین الان شب و روزم سهیل بود، دوران دبیرستان به اتمام رسید وارد دانشگاه شدم هیچ کس رو جز سهیل نمی‌دیدم.

بهنام بهم علاقه مندبود درطول این هشت ترم که گذشت هرترم ازم خواستگاری میکرد هر چقدر واسطه فرستاد اما من جوابم یک کلمه بود؛ نه!

بنده خدا وقتی اخرین بار همدیگه رودیدیم غم دنیاتوی چشماش بود دلم براش میسوخت اون روز بهم گفت امیدواره درآینده همدیگرو ببینیم از این که این همه حواس و عشقش رونثارمن میکرد دلم براش سوخت یکی از دوستام به شوخی گفت واقعا بی لیاقتی پسربه این خوش تیپی و خوبی رو رد میکنی. از لحاظ موقعیت مالی که خوبم هست. چه کنم دلم پیش سهیل بود احساس بدی پیدا میکردم هرکی به خواستگاریم می اومد چون حس دورشدن وجدایی از سهیل بهم دست میداد دیگه خانوادم ازدستم کلافه شده بودندهمه خواستگارهام رورد میکردم توی مهمونی و دانشگاه و...

 

*برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید.

 

توضیحات:

فرمت pdf مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر

فرمت apk مخصوص گوشی های اندروید

فرمت epub مخصوص گوشی های آیفون




بازخورد کاربر

برای ارسال پاسخ یک حساب کاربری بسازید و یا وارد شوید

شما برای ارسال پاسخ نیاز است که یکی از اعضا باشید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

هیچ امتیازی برای نمایش وجود ندارد.

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×