رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
اطلاعیه ها
  • << کتاب های چاپ شده انجمن
  • 1- مجموعه دلنوشته خزان زده اثر خدیجه سیاحی از نشر شانی
  • 2- رمان در برزخ تنم اثر ک.دلیری(سامیا) از نشر شقایق
  • 3- مجموعه دلنوشته ز سینه درد می آید اثر روژینا خوشه گیر از نشر شانی
  • 4- رمان ماهتاب اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • << آثار در دست چاپ
  • 5- رمان آخرین پروانه اثر ساناز رمضانی از نشر شقایق
  • 6- رمان و خوابی که آرام گرفت اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 7- رمان اردیبهشت اثر غزل سلیمانی از نشر طلایه
  • 8- رمان لحد شوم اثر زهرا ابراهیم زاده از نشر شقایق
  • 9- رمان مهره سوخته اثر زینب حسینی (فاخته) از نشر طلایه
  • 10- کتاب قلعه حیوانات ترجمه آرمان فیروز از نشر آراسپ
  • 11- کتاب خیانت ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ
  • 12- رمان حرف آخر اثر زهرا مطلوبی از نشر شقایق
  • 13- رمان کـک اثر مهدیس مسکینی و لیلی والی (نیلوفر پارسیان) از نشر طلایه
  • 14- کتاب الفبا ترجمه مژگان اولادی از نشر آراسپ

برترین رمان های اخیر

جدیدترین محصولات

1 تصویر

درباره این فایل

نام رمان: بی خانمان

نام نویسنده: فاطمه حمیدی

ژانر: عاشقانه و معمایی

تعداد صفحات: 233

خلاصه داستان:

نامزدی رزا با پسر عموش به خاطر گناه پدرش بهم می خوره و رزا مجبور می شه تو خونه ی پسر عموش خدمتکار باشه اما همه چیز زمانی دست خوش تغییر می شه که پای مرد مرموزی به زندگی رزا باز می شه…

 

قسمتی از داستان:

اوج گرفتی و من قفس شدم از تو

حسرت آزادی و بال بالم شد

یه روز دیدمت و تازه شدم از نو

یه روز از تو گذشت هزار سالم شد

سکوت تو مثل یه راز سر بسته

بین تولد و مرگ شناورم می کرد

نفس کشیدن تو قوطی در بسته

از اینکه پروانم مکدرم می کرد

صدای وزش باد، میون شاخ و برگ های درخت های باغ، به رقص دراومد و خودشو به شیشه ی شکسته ی پنجره کوبید. سوز سرمای اسفند که تن هر عابری رو تو خیابون می لرزوند حالا از روزنه های پنجره رخنه کرده و تو کل اتاقک انباری مانند ته باغ پخش شده بود. گوشه اتاق تو خودم جمع شده و پتوی عاریه ای بی بی رو دور خودم پیچیده بودم. صدای بوغ ماشین و حرکت لاستیک های بنز مشکی رنگش روی سنگ شن های وسط حیاط تو کل اتاقک منعکس شد. پتوی مچاله شده توی دستم رو فشوردم. و بغض گیر کرده تو گلوم رو قورت دادم…

صدای قهقه ی از سرم-س-تیش که پیچید توی فضای سنگین و سرد باغ، دلم تکون خفیفی خورد و قلبم مشت شد. صدای قدم هاش نشون از دور شدنش بود. نفس حبس شده تو حصار گلوم رو آه مانند بیرون دادم، کم کم پلک های صد تونیم سنگین شد و به خواب عمیقی رفتم. صدای بی بی آهنگ بیداری برام نواخت:

بی بی: پاشو دخترم چقدر می خوابی؟!

کمر چوب شده م رو تکون دادم و کش و قوسی رفتم، جلدی از جام پا شدم و از تو صندوقچه ی شکسته ی تو اتاقک لباس رنگ و رو رفته خدمتکاریم رو تن کردم و تا خود عمارت اصلی دویدم.

 

 

 

*برای دانلود رمان در فرمت های مختلف گزینه دریافت فایل کلیک کنید.

 

توضیحات:

فرمت pdf: مخصوص همه گوشی ها و کامپیوتر

فرمت apk: مخصوص گوشی های اندروید

فرمت epub: مخصوص گوشی های آیفون

 




بازخورد کاربر

برای ارسال پاسخ یک حساب کاربری بسازید و یا وارد شوید

شما برای ارسال پاسخ نیاز است که یکی از اعضا باشید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

هیچ امتیازی برای نمایش وجود ندارد.

همکاری رمانخونه با انتشارات زیر جهت حمایت از نو قلمان

×