no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

دانلود رمان ته قصه ما از کیمیا ذبیحی
امتیاز 4.39 ( 18 رای )
رمان
مهر ۱۳, ۱۳۹۵
جزئیات
336 صفحه

دانلود رمان ته قصه ما از کیمیا ذبیحی


خلاصه داستان:

چه حسی بهت دست میده اگه یه روز از خواب بیدار شی و هیچ چیز و هیچکس دور و برت رو نشناسی؟ باید حال عجیبی باشه نه؟ یکی ادعا کنه پدرته.. یکی بگه مادرته! اون روز به سر شه و بخوابی. فردا که بیدار میشی بازهم کسی رو نشناسی! حس و حال دیوونه کننده ایه!
میخوام از دختری بگم که دقیقا همین حال رو داره. میگن اون دیوونه ست. اما من اسمش رو گذاشتم شیفته!
کسی میتونه سر از گذشته ی مبهمش دربیاره؟ یا … کسی هم کمکش میکنه؟
قسمتی از داستان: 

چشمهاش روی تک تک کلمات اعلان های تابلوی اعلانات بزرگ رو به روشون چرخید. پرواز بالتیمور به مقصد مهراباد به علت ترافیک هوایی یک روز به تاخیر افتاد. نفسش رو از شدت حرص به بیرون فرستاد و خودش رو روی صندلی پرت کرد. سودابه نزدیکش شد و روی صندلی کناریش نشت. دستش رو روی بازوی همسرش گذاشت و با لحن دلجویانه ای گفت :

– نگران نباش جلال .. بالاخره که میرسه!

– کِی میرسه خانوم! ده ساله سپردیمش به دست عمه جانش تو کشور غریب حالا بعد ده سال و اندی ماه میخواد برگرده کشور خودش هی دست دست میکنه!

– تقصیر خودش نبود که مرد، خب پروازش به تاخیر افتاده .. راستی مگه آسمون هم ترافیک داره؟ !

لبخندی از لحن سوال پرسیدن سودابه و محتوای سوالش رو لبش نشست. تا خواست چیزی بگه، صدای آشنایی که تو این ده سال فقط از پشت تلفن شنیده بود، به گوشش رسید.

– یکم دیر کردنم به معنای این نیست که قراره زیر قولم که بنا بر برگشتن داده بودم، بزنم!

با ذوق به سمت پسرش دوید و با محبت خاصی اون رو در اغوش کشید. دلش برای دردانه پسرش یه ذره شده بود.

 



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


3 پاسخ به “دانلود رمان ته قصه ما از کیمیا ذبیحی”

  1. عارفه گفت:

    عالیییی عالییییی❤❤❤❤❤

  2. ترانه گفت:

    فوق العاده بود..ادامشو بنویسید زووودترررر

  3. نگین گفت:

    سلام مگه این رمان کامل نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟