no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

دانلود رمان پسران مغرور ، دختران شیطون از امیر فرهی (پسر آسمان)
امتیاز 4.37 ( 230 رای )
رمان
تیر ۱۶, ۱۳۹۵
جزییات
487 صفحه

دانلود رمان پسران مغرور ، دختران شیطون از امیر فرهی (پسر آسمان)


خلاصه داستان:

كنار بغض خيس پنجره مى نشينم

با سر انگشتانم روى تن سرد شيشه ، قلبى را نقاشى مى كنم .

قلب؟

كدام قلب ؟

همان قلبى كه بازيچه ى غرور تو مى شود وشيطنت هاى من ؟

تو در درياى غرورت غرق مى شوى و من زنجيره اى از شيطنت هايم مى بافم !

به همين آسانى تو از من دور مى شوى و من از تو.

ميدانى ، ميان من و تو فاصله است.

نه فاصله اى كه به متر باشد يا شايد هم كيلومتر،

ميان ما فاصله اى ست به قد غرور بيش از اندازه ى تو و شيطنت ها و بهانه هاى كودكانه ى من .

هرچند كه دوست داريم اين فاصله را بشكنيم و به هم نزديك شويم ،

اما يادت باشه ، يادت باشه كه غرور و لجبازى هاى خودمان اين فاصله را به وجود آورده است.

بيا ، بيا عشق را قربانى خاله بازى هاى كودكانه ى مان نكنيم.

بيا كنارم ، دستانت را دور كمرم حملقه كن و دستانم را در دست بگير .

با انگشت هايت كنار قلب من قلبى بكش .

ديگر نمى خواهم عشق را باغرور و ديوانگى سر ببرم و قربانى كنم.

بنشينم و چشمانم ببارد و به روزگار لعنت بفرستم.

نه، من نميخواهم با دستان خودم همه چيز را تباه كنم

بيايد ، ديگر شما آن پسران مغرور نباشيد

و ماهم آن دختران شيطون

بيايد عاشق شويم باهم!

 

 

قسمتی از داستان:

از اتاقم بيرون امدم و سريع به سمت اتاق اون دوتاى ديگه به راه افتادم … دم در اتاقشون كه رسيدم ضربه اى  به در وارد كردم و با لحنى كه سعى داشتم عصبانيت توش باشه صداشون كردم :

_ مهديس .. ترانه .. بيدارشيد .

كمى منتظرموندم ، اما خب هيچ جوابى نشنيدم … ضربه ى محكمترى به دراتاقشون وارد كردم كه صداى بلندى توليد كرد …

_بچه ها بيدارشيد ديگه ديرمون شد! بالاخره صداى خوابالوى مهديس بلندشد :

_مهديس_ اووووف … ما بيداريم صحرا صبر كن الآن آماده مى شيم

_اى بابا زودباشيد ديگه ساعت ۸ كلاسمون شروع ميشه .

_مهديس_ باشه .. تو برو ، تا ماشينو روشن كنى ماهم ميايم .

ديگه منتظر هيچ حرفى از طرفشون نشدم و پله هاى خونه رو دوتا..يكى پايين رفتم . گاهى عادتم بود روى نرده ى پله ها بشينمو ليز بخورم پايين ، اما حيف الآن حال و حوصله ى اين كارا رو نداشتم براى همينم مثل بچه ى ادم پله ها رو گذراندم تا وارد پاركينگ شدم

_سلام عشقم صبح بخير!

عاشق ماشينم بودم … ۲۰۶ آلبالويى ام را روشن كردم و منتظر اون دوتا خل و چل نشستم … وقت نشد خودم رو معرفى بكنم ، من صحرا اميدى دانشجوى سال اول گرافيك هستم … راستش از دلايلى كه من اين رشته را انتخاب كردم ، علاقه ى شديد به نقاشى و عكاسى بود  … البته  رتبه ى كنكورم جورى بود كه مى تونستم خيلى از شغل هاى پزشكى رو به آسونى قبول بشم . اما ترجيح دادم كارى كه توش استعداد و توانايى دارم  رو ادامه بدم .. اصليت خانواده ى ما براى تهرانه اما خب پدرم سال ها پيش براى يه سرى دلايل تهران را ترك كرد و تمامى دارو ندارش را در تهران نصف قيمت فروخت و سپس همه به مازندران سفر كرديم و تو آمل در خانه اى كه برامون از پدربزرگم به ارث رسيده بود مستقل شديم . سال ها مى شد كه ديگر تهران نيامده بوديم تا اينكه بالاخره خبر قبول شدن  من توى دانشگاه تهران را متوجه شدن ؛ من به همراه دوتا از دوستان صميمى ام كه بيشتر مثل خواهرام مى مونند ( ترانه و مهديس ) در دانشگاه تهران قبول شديم . هر سه تايى هم گرافيك !پدرامون اول قبول نكردن كه براى ادامه ى تحصيل بيايم تهران .. اما بعدش با كلى شرط و شروط بهمون اين اجازه رو دادن…



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


21 پاسخ به “دانلود رمان پسران مغرور ، دختران شیطون از امیر فرهی (پسر آسمان)”

  1. niloofar گفت:

    عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بووود واقعا این رمان زیباست?

  2. maryam گفت:

    خیلی رمان عااالی بود از هر نظر، قبلا از نودهشتیا دانلودش کردم واقعا زیباست…
    اما بعضی ها خیلی راجبش انتقاد می کنن که تکراری و کپی بود!
    نویسنده صفحه اول داستان توضیح داده که به درخواست طرفداران رمان “دختران زمینی پسران آسمانی” این رمان رو تو اون ژانر و سبک نوشته!!! توجه کنید دوستان بخاطر توهینایی که ماها می کنیم دیگه نویسنده ها رمان مجازی بیرون نمیدن! بیاید جریئات رو در نظر بگیریم…
    کتاب بسیار زیبایی بود….توسعه میکنم ارزش خوندن داره..
    ممنون بابت سایت خوبتون با بسته شدن نودهشتیا نیاز به سایت مثل شما بود???❤❤❤❤

    • admin گفت:

      واقعا هم همینطورست و رمان زیبایی هست
      و کلا قلم اقای فرهی عالیست

      هر رمان با تمام فراز و نشیبهایش منقد خودش رو دارد
      به امید هرچه بهتر شدن قلم نویسندگان

  3. vahid گفت:

    خيييييييليييييي عالي بود ??

  4. sogol گفت:

    اين رمان بهترينهههههههه? فعلا تا صفحه ٣٠٠ خوندم، مرررسى نويسنده خسته نباشيد، تشكر از سايتتون

  5. ali گفت:

    عالی بود واقعاااااا…
    آقای فرهی خسته نباشید. فامیلیامونم یکی هستشاااااا??
    لطفا رمان لب عسلی این نویسنده رم بذارید.
    متشکر ادمین سایت❤

  6. مریم گفت:

    نویسنده این رمان ذهن بازی دارن وبعضی از اتفاقات رمان زیبا بود به نظرم اگه اون چندتا کپی از روی کارهایی خانم هماپور اصفهانی نمی زدن بهتر بود.هرچند به سبک دختران زمینی پسران آسمانی بود.

  7. زهرا گفت:

    سلام چطوری دانلود کنمش

  8. Hhhhh گفت:

    اول رمان گفته بودن که به درخواست یه سریا خواستن که رمان دختران زمینی و پسران آسمانی کامل کنن…اگه میخواست اینطوری باشه یه چیزی تو همون سبک یکم متفاوت تر میتونستمش بنویسه ایشون کتابو گذاشتن جلوشون و اسم شخصیتارو البته به جز چندتاشونو فقط عوض کردن و رمان پسران آسمانی و دختران زمینی بازنویسی کردن…ینی هیچ فرقی با اون نداشت هیچ جذابیتی نداشت که آدم رمان و ادامه بده اگه فقط یه ذره تغییرش میداد خعلی خوب میشد تازه یه جای رمانم مکالمه ترسا و شقایق تو رمان قرار نبوده عینا به عنوان مکالمه صحرا و مهدی گذاشته بودن…درکل اینکه نویسنده از رو کارای بقیه اسکی رفته و این مثلن رمان و نوشته کاملن تکراری بودو و انگار که داشتی رمان قبلیش از نو میخوندی

  9. zeinab گفت:

    سلاااااااام واقعا عالییییییه.من خیلی رمان خوندم خیلی جالب بود ممنون ??

  10. آتش گفت:

    کلیک دانلودش کو؟؟؟؟؟

  11. نازنین گفت:

    چطور میگین عالی؟؟؟؟

  12. tara گفت:

    سلام کسی ایدی چنل رمانخونه رو داره بده مرسی

  13. Shaki گفت:

    سلام
    جلددوم رمان منتشر نشوه؟

  14. تاحالا نخوندم ولی با این تعریفایی که شما می کنید دارم پشیمون می شم از خوننش

  15. ایلین گفت:

    من که هنوز نخوندم …به نظرتونخوبه رمانش؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *