no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

دانلود رمان گیسو کمند (جلد اول) از نگین حبیبی
امتیاز 4.47 ( 49 رای )
رمان
اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۵
جزییات
308 صفحه

دانلود رمان گیسو کمند (جلد اول) از نگین حبیبی


خلاصه داستان:

داستان درباره دختریه به اسم کمند که توی باند عتیقه کالیفرنیا مشغول به کاره…
حالا این کمندخانوم ماموریت میگیره بره تهران و وارد باند عتیقه تهران بشه و به هسته اصلی نزدیک بشه…
از اونجایی که این کمند خانوم ما یه کوچولو دست و پا چلفتیه ماجراهای جالبی براش میوفته…

قسمتی از داستان:

در صندوقو بالا زدن…نگاهی به مجسمه های عتیقه انداختم…طبق آموزش هایی که مادام داده بود باید اصل باشه…کلاه کَپَمو جابه جا کردمو لبخند بدجنسی زدمو گفتم:

-OK.

نگاهی به دستیار بغل دستم انداختم و عقب رفتم…دَنیِل چمدون هارو به کمک بقیه افراد از توی ماشین های خودمون گذاشت و به سمتم اومد:

-پولارو بدم؟

سرمو تکون دادم و به سمت ماشین رفتم…یکی از همون بادیگاردا درو برام باز کرد و من پامو روی بدنه شاستی بلند گذاشتمو و روی صندلی نشستم…درو بست…تی شرتمو مرتب کردم که دنیل کنارم نشست و علامت حرکت داد…به ساختمون اصلی رسیدیم و خیلی مخفیانه وارد پارکینگ شدیم…دوباره درو برام باز کردن…واقعا از هیکلشون با کت و شلوار مشکی و اون سرهای تراشیده و عینک آفتابیشون می ترسیدم!سعی کردم ظاهرمو حفظ کنم و وارد ساختمون شدم…آخیش…چه هوای خنکی…به سمت اتاقم رفتم که دنیل گفت:

-اگه مادام سراغتو گرفت؟

-صدام کن.

درو باز کردمو وارد شدم…کلاه و جلیقه مو برداشتم و روی تخت مشکی و قرمزم انداختم…وارد بالکن شدم…دست به سینه به سواحل کالیفرنیا و زن و مردایی که با اون حالت باهم والیبال بازی میکردن یا کارای دیگه!نگاه کردم…دیگه برام عادی بود…پوفی کشیدمو وارد اتاق شدم…در اتاق تقه ای خورد…

-بیا تو.

دنیل اومد…برگشتم و به تیپ تابستونیش خیره شدم…موهای بور و چشمهای آبی…



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

admin 30 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


یک پاسخ به “دانلود رمان گیسو کمند (جلد اول) از نگین حبیبی”

  1. نازنین گفت:

    من این رمان رو خیلی دوست دارم عالیه پیشنهاد میکنم بخونید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *