no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

ZIP
دانلود داستان کوتاه شهر کاغذی از دریا عبدالعلی زاده
امتیاز 4.67 ( 6 رای )
zip
بهمن ۲۰, ۱۳۹۶
جزئیات
79 صفحه

دانلود داستان کوتاه شهر کاغذی از دریا عبدالعلی زاده




خلاصه داستان:

داستان روایت گر دختری‌ست دختری از تبار غم.

دختری که با وجود ضربه هایی که خورده؛ باز هم می‌خواهد سرپا بایستد؛ استوار و محکم باشد

نازنین دختری‌ست از طبقه معمول جامعه

او بدون پدر بزرگ شده است آن هم درخانه ای که علاوه بر مادرش با ناپدری و خواهر ناتنی‌ش زندگی کرده.

نازنین خیلی اتفاقی قدم در راهی میگذارد که روند زندگیش را تغییر می‌دهد

او با مردی مرفه آشنا می‌شود؛ درست در جایی که نازنین گمان می‌کند همه چیز تمام شده؛ همه چیز شروع می‌شود…

 

 

قسمتی از داستان:

_نازنین مادر کجایی؟

صدایش با امواج غم؛ گوش‌هایم را به نشنیدن فرمان می‌دهند. دستم را روی قلبم می‌فشارم

تمام دلخوریم را سرش خالی می‌کنم و در آیینه به خودم زل می‌زنم. صورتی نهیف؛ باچشمانی کاسه خون و لبالب اشک و زندگانیی با چاشنی درد

صدایش مرا از فراسوی خیال بیرون می‌کشد. صدایش نزدیک و نزدیکتر می‌شود و دری که به تندی باز می‌شود. باقیافه ای محزون و گرفته آهسته به سمتم می آید. قطعا که این حال و روزم برایش قابل تحمل نبود؛ اما چرا سکوت می‌کند و نگاه مترحمش را نثارم می‌کند. این نگاه‌های ترحم انگیز قطعا که کشنده تر از هرحرف سمی است…

باز سکوت می‌کند و زبان به سخن نمی‌گشاید. این سکوت ها به یقین به جنایت کارترین قاتل زمانه تبدیل خواهند گشت.

دستان گرم و ظریف و در عین حال محکمش را روی سرم می‌نهد. نمی‌دانم آخر این دستها از چه قدرتی برخوردارند که با لمس وجودم  خواه ناخواه اشک‌هایم سرازیر می‌شوند.

نهایتا سکوت را می‌شکند:

_حل می‌شه اذیت نکن خودتو.

ناگهان اشکهایم سرد می‌شوند و متوقف. دیگر تن به سکوت نمی‌دهم:

_حل می‌شه؟ چی حل می‌شه؟ چطوری می‌خواد حل بشه؟ این همون بلاییه که توبه سرم آوردی

یادت رفته مامان؟؟



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *