no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

دانلود رمان ساختمان دو واحده از حدیثه اسماعیلی
امتیاز 4.39 ( 51 رای )
zip
اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۵
جزییات
214 صفحه

دانلود رمان ساختمان دو واحده از حدیثه اسماعیلی


لینک دانلود این رمان به درخواست نویسنده حذف گردید

 

خلاصه داستان:

دختری به نام عسل که در شمال زندگی می کنه، تهران دانشگاه قبول میشه و با دوستش رها تو تهران خونه مجردی می گیرن.
هردو فکر می کنند خونه روبه رویی تاابد خالیه اما غافل از اینکه با شروع شدن دانشگاه خونه روبه رویی هم خونه مجردی پسرونه میشه.
اما…اونها که خبر ندارن …

 

 

قسمتی از داستان:

با استرس لبتابو روشن کردم. دستم میلرزید اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم. به هیچکی نگفته بودم که الان میخوام نتایج کنکور و نگاه کنم. در اتاقمو کامل بسته بودم قفلم کرده بودم یهو یکی نیاد تو! میدونستم کنکورمو خوب دادم. رتبم هم خوب بود اما منم دیگه … استرس داشتم واسه دانشگاهم. تو خانواده به اسم عسل استرسی معروفم! البته به فضول خانوم هم معروف هستما… بگذریم. وقتی اسم سایتو زدم وارد سایت شدم با استرس دنبال اسمم میگشتم،که یهو. اون پایین نوشته بود عسل معاف. اصلا به بقیش نگاه نکردم چنان جیغی زدم که صدای جاروبرقی مامانم قطع شد. پریدم بالا و واسه خودم کلی جیغ زدم. کلی هم هورا میکشیدم. یهو دیدم یه مشت آدم به در اتاق میکوبن و پشت سرهم میگن:

– سالمی؟؟؟

منم که این چیزا حالیم نبود. رفتم طرف در و سعی کردم درو باز کنم که یادم افتاد قفلش کردم. قفلو سریع چرخوندم، در بلافاصله باز شد. در که باز شد ۵۱ جفت چشم زوم شد رومن. کنارشون زدمو رفتم تو حال شروع کردم به جیغ زدنو بالا پریدن. میون داد و هوارام هم گفتم:

دانشگاااااااااااااااااا قبول شدمممممم!

منتظر بودم کلی واسم دست بزنن. ولی هیچ صدایی ازشون درنیومد . وایسادم و بهشون نگاه کردم که دیدم ۶ تا آدم به علاوه مامانم دارن بهم نگاه میکنن! یا امام زمان اینا کین. صورتمو کج کردمو گفتم:

شما کی اومدین؟؟؟؟

بهنام یدونه آروم کوبید تو پیشونیشو چشاشو بست! یهو یه ایل آدم دوییدن طرفمو شروع کردن به جیغ و داد و هورا کشیدن و تبریک گفتن. نه مثل اینکه هنوز جَو هست. منم که دیدم جَو مناسبه عین اونا شروع کرده به جیغ کشیدن! چند دقیقه بعد که اوضاع آروم شد تازه متوجه شدم که بهنام و بهار، ندا و نوا، عرفان و علی توی خونه ان. بهنام و بهار دختردایی و پسر دایی من! ندا و نوا هم دخترخاله هام. عرفان داداش بزرگم و علی داداش کوچیکمه! عرفان و علی هیچی بقیه باز چتراشونو باز کردن اینجا؟؟؟؟ ندا و نوا دو قلوان که یه سال از من کوچیکترن. بهارهم سن و بهنام از من بزرگتره. لبمو کج کردمو گفتم: تا کی چتراتون اینجا بازه؟؟؟ بهنام لم داد روی مبلو گفت:

– حالاحالاها هستیم

– مامانت اینا کجان؟

خونه مامان جون(مادر بزرگم)

مامانم گفت:

– عسل یعنی چی تا کی چتراتون اینجا بازه. زشته و بعد لبشو گاز گرفت. شونه ای بالا انداختمو گفتم:

– خب راس میگم دیگه….



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


9 پاسخ به “دانلود رمان ساختمان دو واحده از حدیثه اسماعیلی”

  1. ZaHrA گفت:

    چراازهیچ سایتی نمیتونم دانلودش کنممممممممممم

  2. دانلود گفت:

    سلام.وبسایتتون خیلی خوب و مفیده.به
    کارتون ادامه بدین

  3. معصومه گفت:

    سلام میشه فرمت apk بذارید

  4. مرضیه گفت:

    سلام واسه ایفون میخوام نیس چرا😢

  5. االی گفت:

    رمان آبنبات چوبیو میخوام هر چی سرچ کردم نبود، مصاحبه خانم روانشناس با شخصیت داستانو میخوام؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *