no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

PDF
دانلود رمان گردنبند از م.مقدم
امتیاز 4.43 ( 7 رای )
pdf
آذر ۱۴, ۱۳۹۶
جزئیات
488 صفحه

دانلود رمان گردنبند از م.مقدم


خلاصه داستان:

دنیا پره از رازهای مختلفِ
بعضی ها آشکار میشن ولی بعضی ها تا پایان دنیا یک راز میمونن…
اینکه راز شما برملا بشه یا نه دسته خوده شماست
تصمیم با شماست…
گردنبند گم شده ی خاندان بهزاد،گردنبند ارزشمندی که همه به دنبالش هستند چه رازی رو در خود مخفی کرده؟
پسری که در روز سرنوشت ساز همه چیز رو فراموش میکنه و دختری که نمیتونه حقیقت رو بهش بگه.
سعید با عقبگرد ذهنی(فراموشی مدتی از گذشته) ناشی از تصادف که دو سال از زندگیش رو گرفته درحال جستجوی واقعیت هست و رویا با نگرانی برای گذشته ی سعید و موقعیت خودش قدم به قدم باهاش پیش میره.بهداد درحال جنگیدن با دختری که اسمش رو هم نمیدونه و درجستجوی گردنبندی که هیچ رد و نشونی ازش نداره.
و در آخر دخترانی در انتظار انتقام.

 

 

قسمی از داستان:

موهای خرمایی لخت، چشمای روشن، قد بلند و هیکل ورزشکاری چیزهاییه که توی آینه می‌بینم و برام آشناس؛ ولی زخم روی کتفم رو تا به حال ندیده بودم. مطمئن هم هستم که بر اثر اون تصادف نیست. معلومه زخم قدیمیه. یه زخم به بزرگی چاقوی گوشت بری؛ ولی همچین زخمی برای چی روی بدنمه؟ من که اهل دعوا نبودم. پس این زخم چیه؟

– باز خودتو لـ ـخت کردی و زل زدی به آینه؟

بهداد، به قول قدیمیا رفیق گرمابه و گلستانم بود. اولین کسی که وقتی به هوش اومدم و دیدم همین آدم بود. کسی که یک ماه از بیمارستان خارج نشده بود. با اینکه من تو کما بودم و هیچی متوجه نمی‌شدم؛ ولی باز هم ترکم نکرد.

یکی از ابروهامو بالا بردم و پرسشگرانه به بهداد نگاه کردم و گفتم:

– تو واقعا نمی‌دونی این زخم از کجا اومده؟

خمی به ابروش آورد و گفت:

– به پیر به پیغمبر نمی‌دونم. هیچ وقت بهم نگفته بودی

یعنی این زخم بر اثر چی به وجود اومده که حتی به بهترین دوستمم نگفته بودم.

– حالا به جای این طوری زل زدن به آینه، لباس بپوش و بیا طبقه بالا کارت دارم.



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *