no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

PDF
دانلود داستان کوتاه فقط… یک شب از آرمان فیروز
امتیاز 5.00 ( 4 رای )
pdf
آذر ۲, ۱۳۹۶
جزئیات
10 صفحه

دانلود داستان کوتاه فقط… یک شب از آرمان فیروز


خلاصه داستان:

دو زن قلب شکسته، در یک شب بارانی. (داستان کوتاه آمریکایی)

 

قسمتی از داستان:

می‌دونی چیه؟

زندگی! زندگی هیچ ارزشی ندارد.

چه بیهوده نفس می‌کشیم و چه بیهوده اوقات خود را می‌گذرانیم.

من زندگی را این گونه می‌بینم: پوچ و بی اهمیت.

روی تخت خواب دونفره ام با حال نزاری نشسته بودم و به دیوار روبه رویم خیره شده بودم. به سکوت ایجاد شده در آن خانه بزرگ و سوت و کور گوش می‌دادم. گوش می‌دادم که چه عرض کنم! مجبور بودم گوش کنم. نمی‌دانم! شاید داشتم دیوانه می‌شدم.

دیوانه! چه واژه آشنایی!

از وقتی که تنها کسم – مادرم – با این دنیای به شدت منزجر و حال به هم زن من را تنها گذاشته بود و رفت، این واژه بیشتر و بیشتر سایه اش را به روی زندگی پوچ و بی اهمیتم انداخت. جالب اینجاست بعد از مرگ مادرم آن‌قدر این واژه سایه اش را بیشتر از حد خودش بر زندگی ام افکند که دیگه توان هیچ کار و هیچ چیزی را برای انجام دادن نداشتم. دلیلش هم آن بود که فهمیدم مادرم چه زجری را در زندگی اش کشیده. از همان موقع تنها بودم و دیوانه! خیلی سخته که بفهمی – مخصوصا بعد از مرگ – کسی که دوستش داری چه زجرهایی را کشیده آن هم فقط به خاطر خودت.



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *