no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

PDF
دانلود داستان کوتاه کلبه چوبی از Mahshad.n
امتیاز 3.60 ( 5 رای )
pdf
آبان ۱۰, ۱۳۹۶
جزئیات
28 صفحه

دانلود داستان کوتاه کلبه چوبی از Mahshad.n


خلاصه داستان:

داستان از اون جايي شروع مي‌شه كه؛ امير َملك روانشناس معروفِ حاذق و تنها نوه سرهنگ اميري بعد از سال‌ها به ايران برمي‌گرده و قراره كه به وصيت پدر بزرگش عمل كنه در اين بين اتفاقات مختلفي شكل مي‌گيره و گذشته امير، قصه زندگيش رو براي دومين بار دست خوش تغيير مي‌ده.

 

قسمتی از داستان:

نسيم خنك و ملايمِ پاييزي پوست صورتم رو به نوازش دعوت كرد، به آرومي از پله‌هاي هواپيما پايين اومدم و به طرف درب ورودي فرودگاه قدم برداشتم، جمعيت به طرف بارها و چمدونشون هجوم بردن دسته چمدون كوچيكم رو فشار دادم و به طرف بيرون فرودگاه رفتم، راننده‌هاي تاكسي با فرياد مسيرشون رو اعلام مي‌كردنو مسافرا با عجله سوار ماشينشون مي‌شدنو مسير مقصدشون رو بهشون مي‌گفتن.

با لمسِ گرمي دستي به روي شونه ام به طرف صاحب دست چرخيدم.

_جناب دكتر اميرِ ملک؟

با خنده توي آغـ ـوشش فرو رفتمو با خوشحالي زمزمه كردم.

_رامين پسر، دلم برات تنگ شده بود.

با حسِ گرميِ تنش ناخودآگاه ذهنم به دوران بچگي توي خونه باغِ پدر بزرگ كشيده شد، رامين پسرِ خوب و سر به زيري بود علاقه خاصي به وكالت داشتو آخرش هم آرزوش به حقيقت رسيدو براي خودش شد وكيل پايه يك دادگستري.

_خيلي خوش حالم از اينكه برگشتي امير.

_منم همين طور، باورم نمي‌شه از اينكه بالاخره اومدم ايران اونم بعد از اين همه سال دوري.

با هم به طرف پاركينگ فرودگاه رفتيم چمدونم رو از دستم گرفت. توي صندق عقب گذاشتش با خنده به ماشين اشاره دادو گفت:

_دلت براي ماشينت تنگ نشده؟

_شايد باورت نشه؛ اما من سال‌هاست با تكنولوژي، وسيله نقليه قهر كردم.

سوار ماشين شديم و با خنده كمربندش رو بست به طرف بيرون از پاركينگ روند.

_پس روانشناسي حسابي كار دستت داده و ازت آدمي ساخته به اسمِ غريبه آشنا.



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *