no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

PDF
دانلود رمان ایستاده مردن از مبینا راد
امتیاز 4.88 ( 25 رای )
pdf
شهریور ۲۸, ۱۳۹۶
جزئیات
267 صفحه

دانلود رمان ایستاده مردن از مبینا راد


خلاصه داستان:

این خودکشی ساده چیزی نمی‌خواهد جز: سری که از سنگینی خاطرات درد می‌کند برای گلاویز شدن، قلبی که تسلیم شده در برابر تندباد های مشکلات، صندلی که به بلندای دقایق سخت و نفس گیر اوست و طنابی که از جنس بغض تلنبار شده در گلو برای مرگ است… پس از این دقایق بگذر و خاتمه بده به زندگی نفرین شده ات…

نکته: اگر شما طالب خوندن رمان های ادبی نیستین، این رمان گزینه خوبی برای شما نمی‌باشد.

 

قسمتی از داستان:

سرش همچنان با کارهایش گرم شده بود. تنها صدایی که به گوشش می‌رسید، صدای خوشایند تیک تاک و گذر زمان بود. دوست داشت که سریع تر کارهایش را به پایان برساند و نفسی تازه بکشد. رئیس او، آقای سزاوار، انسانی کاربلد بود. میثاق چند سالی بود که پیش او کار می‌کرد و زندگی اش را سپری می‌کرد. مهندس سزاوار مثل هر انسان دیگر، برای خود و زندگی خود قوانینی داشت! قوانینی عجیب و غریب! قوانینی که برای میثاق هم جالب و با او هم عقیده بود. مهندس همیشه با عقیده هایش پیروز بود. راه و روش خود را داشت و این باعث می‌شد در برابر هیچ قدرتی کم نیاورد! سزاوار مردی آرام بود. به قول بعضی ها با پنبه سر می‌برید! آرام آرام حریف های خود را به خاک می‌نشاند!

مهندس ۳۰سال بیشتر نداشت. مردی هیکلی و درشت و صد البته شیک پوش! در سطر قوانینش، قانونی داشت که به آن بسیار معتقد بود و آن قانون این بود “عشق معنی ندارد”!

روزی که مثل همیشه با میثاق هم صحبت شده بود، لیوان قهوه اش را برداشت و روی صندلی اش نشست. آرام جرعه ای نوشید. به گوشه ای خیره شد و گفت:

_مردی که دست و پاش برای یک زن ضعیف شل بشه که دیگه مرد نیست!

کمی بعد چشمانش را از گوشه دیوار کَند. مستقیم به میثاق زل زد و زمزمه کرد:

_هیچ وقت عاشق نشو. عشق یعنی نرسیدن به اهداف. یعنی گیجی. یعنی دیوانگی! هیچ کس دیوانه ها را دوست نداره!



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *