no-img

رمانخونه
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

انجمن رمانخونه

ادامه مطلب

دانلود رمان نیمه ی پنهان از الناز اسدزاده
امتیاز 4.83 ( 12 رای )
رمان
آذر ۶, ۱۳۹۵
جزئیات
105 صفحه

دانلود رمان نیمه ی پنهان از الناز اسدزاده


خلاصه داستان:

یه غریبه با من تو این خونست

كه به تو خیلی شباهت داره

ولی با من سرده با اینكه

همه چیزو راجبم میدونه

این نمیتونه تو باشی مگه نه

خالی از تو فقط جسم تویه

هر جا كه هستی منو میشنوی

بگو این سایه هم اسم تویه

زندگیم با بودنت معنا گرفت و من با عشقت بزرگ شدم ،با دستات به دستام جون دادی و روحم و بنده ی محبتت کردی…

بگو کدوم کلاغ سیاهی از سر زندگیم گذشت؟ کدوم چشم شوری چشممون کرد؟ نگاه کی دنبال زندگیمون بود که زندگیمون و زیر و رو شد

حالا من موندم و قلـــــبی شکسته.

تو کجایی؟؟؟؟

 

قسمتی از داستان:

با صدای داد پریا به خودم اومدم.

پریا: چته باز غنبرک زدی؟ تو بلد نیستی یه اهنگ شاد بزنی و بخونی؟ تمومش کن. این همه غصه خوردی، این همه خودخوری کردی به کجا رسیدی؟

لبخند غمگینی زدم. تو این دو سال تنها کسی که باهاش راحت بودم پریا بود، تمام دردای من و می دونست با مهربونی گفتم: میخوام ولی ‌نمیشه.

کنارم نشست و شروع به زدن کرد یه اهنگ شاد… باهاش همراهی کردم.

منم یه روزی شاد بودم، شادتر از پریا… ولی دل که شکسته باشه دیگه چیزی خوشحالش نمی کنه. الان دل منم شکسته… بدجورم شکسته. می دونم همش تقصیر من و اصرارهای بیجام بود، ولی خوب دل که حالیش نیست اگه حالیش بود به این روز نمیوفتاد…

ریتم و عوض کردم. همون آهنگ غمگین همیشگی رو خوندم…

اشکم چکید پریا با غم نگام کرد. سرم و انداختم پایین و ادامه دادم…

نمی دونم از کجا به اینجا رسیدم، وقتی به خودم اومدم دیدم که زندگیم رو هواست… و من از اینجا مونده و از اونجا رونده شدم…

از وقتی که یادم میاد دوسش داشتم… از بچگی اسممون رو هم بود، یه جورایی یاد گرفته بودم باید دوسش داشته باشم و فکر می کردم اونم دوسم داره ولی…



موضوعات :
دسته‌بندی نشده
ads

درباره نویسنده

سمانه 121 نوشته در رمانخونه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال امنیتی رو پاسخ بدهید *